| حفاظت و رله : |
|
حفاظت تجهيزات و دستگاه هاي سيستم قدرت در مقابل عيوب و اتصاليها ، به وسيله كليد قدرت انجام مي گيرد قبل از اينكه كليد قدرت بتواند باز شود ، سيم پيچي عمل كنندة آن بايد تغذيه شود اين تغذيه به وسيله رله هاي حفاظتي انجام مي پذيرد . رله به دستگاهي گفته مي شود كه در اثر تغيير كميت الكتريكي مانند ولت و جريان و يا كميت فيزيكي مثل درجه حرارت و حركت روغن ( در رله بوخهولس ) تحريك شده و باعث به كار افتادن دستگاههاي ديگر و نهايتاً قطع مدار به وسيله كليد قدرت ( در سيستم توليد و انتقال و توزيع ) يا دژنكتور مي گردد . بنابراين به وسيله رله : · محل وقوع عيب از شبكه جدا سازي شده باعث مي شود كه ساير قسمتهاي سالم شبكه همچنان به كار خود · تجهيزات و دستگاهها در مقابل عيوب و اتصالي ها محافظت شده و ميزان خسارات وارده به آنها محدود گردد . سبب به وجود آمدن اتصالي ها و تأثيرات آن به دو علت زير اتصالي ها مي توانند به وجود آيند : الف – تأثيرات داخلي تأثيرات داخلي كه باعث خراب شدن و از بين رفتن دستگاهها يا خطوط انتقال و توزيع مي شود عبارتند از : فاسد شدن قسمتهاي عايق در يك مولد ، ترانسفورماتور ، خط ، كابل و غيره . اين ضايعات و امكانات مكن است مربوط به عمر عايق ، عدم تنظيم صحيح ، عدم ساخت صحيح و يا عدم نصب صحيح عايق باشد . ب – تأثيرات خارجي تأثيرات خارجي شامل تأثيرات زيادي است از آن جمله رعد و برق ، اضافه بار كه باعث به وجود آمدن حرارت شود ، برف و باران ، باد و طوفان ، شاخة درختها ، حيوانات و پرندگان ، سقوط اشياء اشتباه در عمليات و خسارتهايي كه يه وسيله مردم وارد مي شود و غيره . وقتي كه يك اتصالي در مداري رخ دهد ، جريان افزايش يافته و ولتاژ ( اختلاف پتانسيل ) نقصان پيدا مي كند افزايش جريان حرارت زيادي را به وجود آورده كه ممكن است منجر به آتش سوزي يا انفجار شود . اگر اتصالي به صورت جرقه باشد ممكن است خسارت زيادي به بار آورد . براي مثال اگر جرقه اي بر روي خط انتقال نيرو به وجود آمده و سريعاً بر طرف نشود خط را سوزانده و باعث پاره شدن آن خواهد شد و نتيجه سبب قطع برق براي مدت طولاني خواهد شد . نقصان ولتاژ كه در اثر يك اتصالي به وجود آيد مي آيد براي دستگاههاي الكتريكي بسيار زيان آور است و اگر اين ولتاژ ضعيف براي چند ثانيه ايي ادامه داشته باشد ، موتورهاي مشتركين از كار باز ايستاده ، دوران مولدهاي برق نامنظم و نا مرتب خواهد شد پس در صورت وقوع جريان شديد و ولتاژ ضعيف به سبب اتصالي در مدار مي بايست به فوريت اتصالي كشف و برطرف گردد و جريان ولتاژ به حالت عادي باز گردانده شود. رله های جريانی : رله های جريانی به منظور حفاظت شبکه های الکتريکی در مقابل عيوب ناشی از خطاهای جريان بکار ميروند . عمده عيوبی که توسط رله های جريانی تشخيص داده می شوند عبارت است از : þاتصال کوتاه در شبکه þاضافه جريان þاضافه بار þجريان نشتی (ارت فالت) þعدم تقارن جريان سه فاز þکاهش بار ( در مورد موتورها) þافزايش مدت زمان راه اندازی (در مورد موتورها) þقفل بودن روتور (در مورد موتورها)
حفاظت اتصال کوتاه و اضافه جريان و اتصالی زمين : اولين و يکی از مهمترين حفاظت هايی که در يک سيستم وجود دارد حفاظت اتصال کوتاه و اضافه جريان و نشتی زمين می باشد . اين حفاظت ها با حفاظت اضافه بار تفاوت آشکاری دارد چون حفاظت اضافه بار بر اساس ظرفيت حرارتی واحد می باشند . در اين نوع حفاظت جريان سه فاز توسط سه عدد ترانسفورمر جريان حس می گردند و به رله انتقال می يابند و بر اساس آن حفاظت صورت می گيرد . در مورد حفاظت فوق منحنی قطع رله از اهميت بسيار زيادی برخوردار است زيرا حفاظت صحيح بر اساس آن صورت ميگيرد . اين رله ها می توانند دارای دو گروه منحنی قطع باشند : þ نوع زمان ثابت که پارامتر جريان و زمان به هم وابستگی ندارند و به صورت جداگانه تنظيم می گردند و رله بر اساس جريان تنظيمی در زمان تنظيم شده فرمان قطع را صادر می کنند . þ نوع زمان کاهشی که در اين حالت زمان قطع رله با يک منحنی به جريان عبوری از رله مرتبط می باشد . به اين صورت که هر چه جريان عبوری از رله بيشتر گردد زمان قطع رله کمتر خواهد بود . بسته به عملکرد و نوع استفاده از رله منحنی های استانداردی برای اين رله ها تعريف می گردد که بشرح زير است :
Standard Inverse Curve (SIT) Very Inverse Curve (VIT) Extremely Inverse Curve (EIT) Ultra Inverse Curve (UIT)
حفاظت سيستم های الکتريکی از اهميت بسيار زيادی برخوردار است و امروزه کمپانی های متعددی در حال طراحی و ساخت رله های حفاظتی می باشند . برخی از کمپانی های معتبر که در اين زمينه مشغول به فعاليت می باشند را معرفی می کنيم. Siemens , Alstom , ABB , GE Power , Schneider , CEE , Reyroll
به طور کلی رله های حفاظتی بايد دارای مشخصات زير باشند : þسرعت عملکرد : اين پارامتر در رله های حفاظتی بسيار حائز اهميت است چون رله های حفاظتی هنگام خطا موظفند با سرعت هرچه تمامتر بخش های معيوب را از قسمت های سالم جدا نمايند . þحساسيت : اين پارامتر به حداقل جريانی که سبب قطع رله می گردد بر ميگردد . þتشخيص و انتخاب در شرايط خطا : اين پارامتر نيز بسيار مهم است زيرا در شبکه هايی که دارای چند باس بار و رله حفاظتی هستند هنگام وقوع خطا می بايد قسمت معيوب به درستی تشخيص داده شده و از شبکه جدا گردد و قسمتهای سالم به کار خود ادامه دهد. þپايداری : اين پارامتر به اين باز ميگردد که يک رله حفاظتی به تمامی خطاهايی که در محدوده حفاظتی خود به درستی عکس العمل نشان دهد و در مقابل خطاهای اين محدوده عکس العملی نشان ندهد .
دسته بندی رله های حفاظتی بر اساس پارامترهای اندازه گيری : الف) رله های جريانی : اين رله ها بر اساس ميزان جريان ورودی به رله عمل می کند . حال اين جريان می تواند جريان فازها , جريان سيم نول , مجموع جبری جريانهای فازها باشد (رله های جريان زياد – رله های ارت فالت و .... ) و جريان ورودی رله می تواند تفاضل دو يا چند جريان باشد ( رله های ديفرانسيل و رستريکت ارت فالت ) ب) رله های ولتاژی : اين رله ها بر اساس ولتاژ ورودی به رله عمل ميکند اين ولتاژ می تواند ولتاژ فازها باشد (رله های اضافه يا کمبود ولتاژ و ....) و يا ميتواند مجموع جبری چند ولتاژ باشد ( رله تغيير مکان نقطه تلاقی بردارهای سه فاز) ج) رله های فرکانسی : اين رله ها بر اساس فرکانس ولتاژ ورودی عمل ميکند ( رله های افزايش و کمبود فرکانس) د) رله های توانی : اين رله ها بر اساس توان عمل می کنند به عنوان مثال رله هايی که جهت توان را اندازه گيری می کنند يا رله هايی که توان اکتيو و راکتيو را اندازه گيری می کنند . ه) رله های جهتی : اين رله ها از جنس رله های توانی هستند که بر اساس زاويه بين بردارهای ولتاژ و جريان عمل ميکنند مانند رله های اضافه جريان جهتی که در خطوط چند سو تغذيه رينگ و پارالل بکار می روند و يا رله های جهت توان که جهت پرهيز از موتوری شدن ژنراتور هنگام قطع کوپلينگ آن بکار ميرود . و) رله های امپدانسی : مانند رله های ديستانس که در خطوط انتقال کاربرد فراوانی دارند . ز) رله های وابسته به کميت های فيزيکی : مانند حرارت – فشار – سطح مايعات و .... مانند رله بوخ هلتس ترانسفورمرها ح) رله های خاص : رله هايی هستند که برای منظورهای خاص به کار ميروند مثلا رله تشخيص خطای بريکر – رله مونيتورينگ مدار تريپ بريکر – رله لاک اوت و .... |
مدتی نبودم.
از نظرات شما کمال تشکر را دارم.
پس از هفته ها تلاش هشتصد سوال را به صورت پاورپوینت در آوردم.
البته هنوز کامل نیست.
یه دیکشنری هم از اینترنت پیدا کردم لینکش رو هم گذاشتم
http://www.4shared.com/file/1DVTvCP8/Power_Station.html
http://www.4shared.com/document/lGSnyFrT/electrical-dictionery.html
تجهیز
چون جریان خطوط زیاد می باشد و نمی توان مستقیما آن را اندازه گرفت با استفاده ازاین دستگاه از جریان نمونه برداری میکنند.این دستگاه به صورت سری در مدار قرار می گیرد.همچنین برای ایزوله شدن شبکه های فشار قوی از سیتم های اندازه گیری و حفاظت از این وسیله استفاده می شود.
CT
به موازات برقگير اين دستگاه نصب مي گردد و علت استفاده آن براي سد كننده فركانس 50 هرتز براي سيستم مخابراتي و اندازه گيري ولتاژ و محافظت براي رله ها مورد استفاده قرار مي گيرد و فرق آن باPT اين است كه پي تي فقط براي اندازه گيري و حفاظت مورد استفاده قرار مي گيرد.
CVT
روشی است که سیگنال های مخابراتی را از یک پست یا نیروگاه توسط خطوط فشار قوی ارسال کرده و در پست یا نیروگاه دیگر دریافت می کنند.
PLC
چون ولتاژ خطوط زیاد می باشد و نمی توان مستقیما آن را اندازه گرفت با استفاده ازاین دستگاه از ولتاژ نمونه برداری میکنند.این دستگاه به صورت موازی در مدار قرار می گیرد.همچنین برای حفاظتی که نیاز به نمونه ولتاژ مانند رله های ولتاژی مانند رله های اندر ولتاژ یا آور ولتاژ و رله دیستانس دارد استفاده می شود.
PT
این رله مشابه رله دیفرانسیل می باشد و برای اتصالیهای فاز با زمین در داخل ترانس به کار می رود و به طور جداگانه در دو طرف ترانس نصب می شود.
REF رله
كليدي كه در آن براي خاموش كردن جرقه ناشي از قطع و وصل از گاز خاموش
ناميده مي شود.SF كننده اي استفاده مي شود كه آن گاز
SF6 كليد
برای نشان دادن قدرت ترانس از واحد ولت آمپر استفاده می شود.(توان ظاهري)
V.A
واحد اندازه گیری توان راکتیو می باشد.
V.A.R
پایه های فلزی که نگهدارنده تجهیزات در پست می باشند.
استراکچر
به محض عملکرد رله یا به وجود آمدن شرایط غیر عادی در مدار این دستگاه با به صدا در آوردن آژیر اپراتور را از وجود شرایط غیر عادی مطلع می کند.
آلارم
واحد اندازه گیری جریان آمپر می باشد.
آمپر
برای اندازه گیری جریان از آمپرمتر استفاده می شود که این دستگاه به صورت سری در مدار قرار می گیرد.
آمپرمتر
دستگاهي است كه وقايع وحادثه هارادر پستها ثبت مي كند.
اونت ركوردر
ورودي ترانس مي باشد.(خروجي اصلي ترانس كه كليه فيدرهاي خروجي از آن تغذيه مي شوند).
اينكامينگ
برای جلوگیری ازمانور اشتباه معمولا بین سکسیونرها و بریکر چفت و بست مکانیکی یا الکتریکی قرار می گیرد.كه از آن به عنوان اينترلاك نام برده مي شود.
اینتر لاک
این دستگاه ولتاژ مستقیم را به متناوب تبدیل می کند. مورد استفاده آن برای مصارف اضطراری و پر اهمیت در پست می باشد.
اینورتر
به مجموعه ای از سلول ها که در آنها فعل و انفعالات الکترو شیمیایی قابل رفت و برگشت صورت می گیرد باطری می گویند که هر سلول متشکل از صفحات مثبت و منفی و ماده ای بنام الکترولیت که محلول از 8 قسمت آب و 3قسمت اسید سولفوریک غلیظ می باشد.
باطری
محل قرار گرفتن باطري در پست را باطريخانه گويند.
باطری خانه
به منظور حفاظت از شبكه در مقابل اضافه ولتاژها وتخليه آنها به زمين از برق گير استفاده مي شود .اضافه ولتاژهائي كه در شبكه ايجاد مي شوند يا ناشي از عوامل خارجي بوده نظير ساعقه ويا ناشي از اختلالات داخلي سيستم نظير– قطع ناگهان بار-. سوئيچينگ- اتصال كوتاه،عدم تنظيم ريگلاتوري ولتاژ وغيره
.برقگیر در ابتدای پست وطرفين ترانس و در شبکه توزیع در ابتدای خط و در مسیر خط نصب می شود.
برقگیر
کلید قدرتی است که در موقع لزوم جريان عادي شبكه ودر موقع خطا جريان اتصال كوتاه وجريان زمين را سريع قطع نمايد این کلید قطع جریان را در یک فضای عایق انجام می دهد بنابراین این کلید میتواند در زیر بار قطع کند.
بریکر
كپسول هايي كه در پست نصب گرديده و در داخل آن مواد خاموش كننده آتش مانند پودر و گاز مي باشد و براي خاموش كردن انواع آتش از آن استفاده مي شود.
كپسول اطفاء حريق
دستگاهی که برای ارتباطات صوتی استفاده می شود.
بی سیم
یعنی موازی کردن دو ترانس فورماتور یا دو ژنراتور با هم که هدف از پارالل کردن بالا بردن ضریب اطمینان شبکه و تعدیل بار بین خطوط و ترانس ها وژنراتورها و استفاده مناسب از قدرت و ظرفیت تجهیزات می باشد.
پارالل کردن ترانس یا ژنراتور
محلی که در آنجا تبدیل ولتاژ انجام گرفته یا کلید زنی صورت می پذیرد.
پست
پلاکی است که بر روی ترانس نصب می شود و اطلاعاتی را در مورد ترانس از قبیل ضریب قدرت سیم بندی ترانس سال ساخت کشور سازنده ولتاژ وجریان نامی و...را نشان می دهد.
پلاک ترانس
وسیله ای است که با تغییر دادن سبب تغییر ولتاژ خروجی ترانس می گردد.این وسیله بیشتر در طرف فشار قوی ترانس نصب می شود.
تپ چنجر
برای مصرف داخلی پست(،روشنایی،شارژر،تغذیه رله ها وتجهیزات ارتباطات راه دوراز اين ترانس) استفاده مي شود.
ترانس مصرف داخلی
به منظور ایجاد نقطه نول مصنوعی و در طرف مثلث ترانس ها و حفاظت ثانویه ترانس از ترانس نولساز استفاده می شود.
ترانس نولساز
وسیله ای است که انرژی الکتریکی توسط القاء متقابل تبديل مي كنند و می تواند ولتاژ کم را به زیاد و بالعکس تبدیل نماید.
ترانسفورماتور
برای اندازه گیری درجه حرارت از این دستگاه استفاده می شود
ترمومتر
ترمينال هايي است كه در مواقع تست و تنظيم رله ها مورد استفاده قرار مي گيرد تا نيازي به قطع بريكر نباشد.
تست پلاك
وسیله عایقی است برای باز یا بستن فیوز کتد یا گراند سیار از آن استفاده می شود.
استیک
جهت بالا بردن ولتاژ،جهت جبران بار راکتیو كه در پستهاي فوق توضيع استفاده ميگردد.
خازن
جهت انتقال جریان برق،جهت تبادل اطلاعات و جهت تبادل پیام با نصب سیستم PLC
خط انتقال
مركز كنترل پستهاي انتقال و نيروگاهها ميباشد.(ثبت وقايع ايستگاهها،فرمان قطع و وصل ،روئيت مقادير (جريان و ولتاژو...)).از وظائف آنهاست
ديسپاچينگ
جهت تامين مصرف داخلي پست در زماني كه پست بي برق شده باشد
دیزلخانه
در صورت به وجود آمدن اشكالي در تجهيزات جهت رفع عيب آن اين برگ تكميل و به گروه تعميرات ارجاع داده مي شودتا رسيدگي گرددو رفع عيب شود.
دیفکت
مخزنی است که در آن آب یا روغن در حال گردش وجود دارد که در اثر گردش دررادياتورآب يا روغن خنک شده و باعث خنك شدن ترانس مي شود.
رادیاتور ترانس
به منظور کاهش ولتاژ شبکه در مواقع افزایش ولتاژ شبکه(غیر عادی شدن ولتاژ) از راکتورها که جذب کننده بار راکتیو هستند استفاده می گردد.( جهت کاهش ولتاژ).
راکتور
وقتی که یک اتصال زمین بر روی فیدرهای خروجی باقیمانده و حفاظت فیدرهای مذکور عمل نکند این رله به عنوان پشتیبان حفاظت ها عمل کرده وفرمان قطع را به طرف اولیه و ثانویه ترانس داده و باعث خارج شدن ترانس
می شود.
رله استند بای
این رله بین مخزن ترانس و کنسرواتور نصب می گردد.در اتصالی های شدید داخلي ترانس گازهای زیاد همراه با جهش روغن ایجاد شده که فشار حاصله در رله بوخهلتس باعث عملکرد رله و تریپ ترانس می شود.
رله بوخهلتس
برای حفاظت ترانس در مقابل اتصالی با بدنه از آن استفاده می شود.
رله تانک پروتکشن
رله اي است که مانند رله جریان زیاد عمل می کند و اتصالیهای فاز به زمین را تشخیص داده و عمل می کند.
رله جریان زمین
وقتی که جریان ورودی رله از ستینگ آن بالاتر رود این دستگاه بدون تاخیر فرمان لازم را صادر می کند.
رله جریان زیاد
از جنس رله های توانی می باشند که بر اساس زاویه بین بردارهای ولتاژ وجریان عمل می کند.مانند رله جریان توان که برای جلوگیری کردن از موتوری شدن ژنراتور به کار می رود.
رله جهتی
دستگاهی که به طور خودکار جهت تشخیص خطا در شبکه، حس کردن خطا،نشان دادن خطا وفرمان جدا کردن بخش معیوب بکار می رود.
رله حفاظتی
از لحاظ هر پست هر نقطه از شبکه دارای یک امپدلنس می باشد.که با به وجود آمدن خطا جای این نقاط در صفحه جابجا می شود باشناسایی جابجایی این نقاط می توان به خطا پی برد وآن را شناسایی کرد.این رله معمولا دارای سه ناحیه عملکرد می باشدو بر روي خطوط انتقال نصب ميگردد و نقطه اتصالي بوجود آمده بر روي خط را مشخص مي نمايد
رله دیستانس
با نمونه برداری از جریانهای دو طرف ناحیه حفاظت شده و مقایسه آن با یک مقدار مشخص شده می تواند خطا را شناسایی و فرمان لازم را صادر کند.
رله دیفرانسیل
اين رله بر روي خطوط نصب ميگردد تا درهنگام قطع در صورتي كه علت قطع گذرا و لحظه اي بوده بعد از مدت زمان تعريف شده روي آن فرمان وصل را به صورت اتوماتيك صادرنمايد.
رله ريكلوزر
در صورتيكه فشارروغن يا گاز از حد تعريف شده بيشتر شود اين رله باعث تخليه اضافه فشار مي شود.
رله فشار شكن
این رله ها بر اساس توان عمل می کنند به عنوان مثال رله هایی که جهت توان را اندازه گیری می کنندیا رله هایی که توان اکتیو و راکتیو را اندازه گیری می کند.
رله های توانی
این رله هنگامی عمل می کند که ولتاژاز مقدار نامی پایین تر بیاید.معمولا آن را روی 80% مقدار نامی تنظیم می کنند.
رله کمبود ولتاژ
جهت باز كردن خط از پست در صورتي كه جريان از روي خط برداشته شده باشد و بريكر در ايستگاه مربوطه قطع باشد.
سكسيونرسر خط
کلید قدرتی است که برای قطع و وصل ولتاژبه کار می رود این کلید نمی تواند جریان برق را در زیر بار قطع کند.
سکسیونر
به منظور ایمنی افرادی که روی خط انتقال و تجهیزات پست کار می کنند و همچنین تخلیه بارهای باقی مانده روی خطوط در ابتدای خطوط وپست های فشار قوی از سکسیونر ارت استفاده می شود.
سکسیونر ارت
سکسیونری است كه برای ارتباط بین دو باس بار از آن استفاده می کنند.
سکسیونر بای پاس
جهت کاهش درجه حرارت ترانس ها و افزایش بازدهی و راندمان ترانسها از سیستم خنک کنندگی مختلفی بسته به قدرت و نوع ترانسها به کارگرفته می شود
سیستم خنک کنندگی ترانس
جهت جلو گيري از نفوظ رطوبت به ترانس ها از سنگ سیلیکاژل استفاده می شود در حالت عادی رنگ آن آبی می باشد و در صورت تغییر رنگ آن باید تعویض گردد.
سیلیکاژل
تمام سیم ها و کابل های یک نیروگاه یا ایستگاه که ولتاژ مساوی دارند با یک شمش یا باسبار در هر فاز به هم متصل می شوند و سپس با تبدیل ولتاژتوسط ترانسفورماتور به ولتاژدیگر تبدیل و به باسبارهای دیگر منتقل می شود.
شین یا باس بار
شبكه هاي آهني هستندكه زير پاي اپراتورها در بعضي نقاط مانند زير سكسيونرها و بريكرها براي از بين بردن ولتاژ تماس مورد استفاده قرار مي گيرد.
صفحات هم پتانسيل
صفحه ای است که دارای چراغهایی در هر خانه است که در آن عملکر رله ها و تجهیزات حفاظتی نشان داده می شود و به محض عمل کردن رله چراغ مربوط به آن رله در صفحه آلارم روشن می شود.
صفحه آلارم
ضريب قدرت يا كسينوس في ،كسينوس زاويه بين بردار توان اكتيو و توان ظاهري مي باشد.
ضريب قدرت
وسیله است که دارای لامپ مخصوص می باشد و با تماس با خطوط انتقال با روشن یا خاموش شدن این لامپ می توان به برقدار یا بی برق بودن خط پی برد.
فاز متر
دستگاهی است که برای ثپت کردن خطاهای به وجود آمده ازآن استفاده می شود.اين دستگاه خطا ها را به صورت نموداري ثبت مي كند.
فالت رکوردر
شامل یک جعبه می باشد جهت اتفا حريق که در داخل آن یک قرقره بزرگ و یک سر لوله با تعداد معینی لوله نواری در اندازه 20 متری وجود دارد این جعبه به صورت عمودی یا افقی نصب می شود.و بهترین فاصله برای نصب ان در داخل از کف تقریبا 70 سانتی متر است.
فایر باکس
مسئول ايستگاه با روئيت فرم درخواست انجام كار كه به تاييد گروه تعميرات ،بهره برداري،ديسپاچينگ رسيده باشد فرم اجازه كار صادر مي نمايد و مشخص كننده محل هاي قطع تجهيزات همراه با حصار كشي و قفل تجهيزات خاموش شده تحويل گروه تعميرات مي نمايد.
فرم اجازه کار
اين فرم داراي سه قسمت 1-درخواست گروه تعميرات 2-تاييد بهره برداري3-تاييد ديسپاچينگ مي باشد كه در تاريخ مشخص شده و مدت زمان انجام كار و مشخص شدن تجهيزاتي كه قطع شوند مي باشد و توسط گروه تعميرات به ايستگاه آورده مي شود.
فرم درخواست انجام کار
برای اندازه گیری فرکانس شبکه از فرکانس متر استفاده می شود.این دستگاه به صورت موازی در مدار نصب می شود واحد فرکانس هرتز می باشد.
فرکاس متر
تعداد سیکل های صورت گرفته را در مدت زمان یک ثانیه فرکانس گویند. واحد فرکانس هرتز می باشد
فرکانس
وسیله ای است که با انرژِی الکتریکی هوا را به سمت ترانس می دمد تا ترانس خنک شود.
فن
وسیله ای است که جهت خنک کردن سیم پیچ ترانس ازآن استفاده می شود و به دو صورت اتوماتیک و دستی در مدار قرار می گیرد.
فن ترانس
قدرت اسمی ترانس مساوی حاصل ضرب جریان ثانویه اسمی و ولتاژ ثانویه اسمي می باشد. مقادیر استاندارد قدرت اسمي عبارتند از 2.5-5-10-15-30
قدرت نامی ترانس
كارتي كه براي حفظ دستگاه از آسيب بيشتر وپايداري شبكه برق و جلوگيري از صدمات جنبي مورد استفاده قرار مي گيرد.كاربرد آن در زماني است كه مسئول ايستگاه وضعيت نا مطلوبي را مشاهده كند،براي جلوگيري از صدمات بيشتر اين كارت صادر مي شود و بر روي كليد قطع و وصل تجهيز قرار مي گيرد.
كارت حفاظت دستگاه
كارتي كه براي صدور آن عمليات بي برق شدن و جداسازي صورت مي گيرد،درنتيجه اين عمليات محيط كار ايمن مي شود.مورد كاربرد آن زماني است كه گروههاي تعميراتي تصميم به تعمير بخشي از سيستم را مي گيرندبا تكميل كارت با هماهنگي امورهاي ذيزبط بدون انرژي برق گرديده و با حصاركشي تحويل گروه متقاضي مي گردد.
كارت حفاظت شخصي
در مواقعی مانند کار گروه تعمیرات بر روی خطوط بعد از بی برق کردن خط ها
،جهت اطمینان از بی برق بودن خط و تخلیه بار های الکتریکی احتمالی به زمین از گراند سیار استفاده می کنند.
گراند سیار
اتصالات مختلف برای ترانس وجود دارد که به 4 گروه عمده تقسیم می شود ، که طرف فشار قوی ترانس با حرف بزرگ ،طرف فشار ضعيف با حرف كوچك و عدد نشان داده شده كه در عدد 30 ضرب مي شود و حاصل ضرب بدست آمده نشان دهنده زاويه اختلاف فاز بين ولتاژهاي طرف اوليه و ثانويه ترانس مي باشد.
گروه برداری
برای نشان دادن سطح روغن ترانس از این دستگاه که بر روی ترانس نصب است استفاده می شود.
گیج روغن
این دستگاه سیم پیچ قطوری است که با یک خازن موازی شده است و در داخل سیم پیچ استوانه شکل قرار دارد و با آن موازی است و چون خازن با سیم پیچ موازی می باشد فقط در یک فرکانس خاص بنام فرکانس تشدید جریان مینیمم می شود.اگر مقدار سلف و خازن را طوری انتخاب کنیم که فرکانس تشدید روی فرکانس کاربر بیفتد، آنوقت سیگنال های مخابراتی چون جریان خیلی کم می شود نمی تواند وارد پست شودولی برق فشار قوی (50 هرتز) چون جریانش خیلی بالا است وارد پست می شود.
لاین تراپ
برای اتصال هادی های خطوط انتقال به دکل های که دارای ولتاژ زیادی نسبت به بدنه دکل و نسبت به یکدیگر می باشند از وسایل مجزا کننده استفاده می شود.که این وسایل عمدتا به صورت مقره استفاده می شود.
مقره
دستگاهی است که برای اندازه گیری ولتاژ،جریان،بار اکتیو،راکتیو ،فرکانس و....استفاده می شود.
میتر
كميت الكتريكي كه براي تبديل ولتاژ يا جريان به مقادير كمتر يا بيشتر مورد نظر مورد استفاده قرار مي گيرد.
نسبت تبديل
سنجش تعداد عملکرد برق گیر را نشان می دهد که به منظور تخمین باقی مانده عمر برقگیر و تعیین محل عبور خط از نظر تعداد دفعات رعد و برق و اضافه ولتاژها از آن استفاده می شود.
نمراتور برقگیر
واحد اندازه گیری فرکانس هرتز می باشد
هرتز
واحد اندازه گیری توان اکتیو می باشد.
وات
برای اندازه گیری توان حقیقی یا اکتیو از وات متر استفاده می شود.وات متر یک سیم پیچ جریان که به طور سری در مدار قرار می گیرئ و در یک سیم پیچ ولتاژ که به صورت موازی در مدار قرار می گیرد، می باشد.
وات متر
واحد اندازه گیری ولتاژ می باشد
ولت
برای اندازه گیری ولتاژ ، باید ولت متر را به صورت موازی با آن قرار داده، در صورتی که بخواهیم ولتاژ شبکه را در تابلو اندازه گیری کنیم بایستی دو سر ولت متر را در شبکه فشار ضعیف به شین های مورد نظر و در مورد شبکه های فشار قوی از طریق ثانویه ترانس ولتاژها به ولت متر اتصال دارد.
ولت متر
حداكثر ولتاژ يا جرياني است كه در حالت كار نرمال سيستم به شبكه اعمال شده و تجهيزات مي توانند به طور دائم آن را تحمل نمايند.
ولتاژ یا جریان نامی
هر نوع هادی که بتواند جریان برق را از داخل خود عبور داده و توسط مداری از محیط اطراف خود عایق شده باشد بطوریکه ولتاژ روی سطح عایق نسبت به زمین برابر صفرو سطح سیم یا هادی نسبت به زمین دارای ولتاژ فازی باشد کابل نامیده می شود.
کابل
كارتي است كه براي صدور آن عمليات بي برق شدن وجداسازي صورت نمي گيرد،در نتيجه هيچ حفاظتي را تضمين نمي كند.كاربرد آن در شرايطي است كه گروههاي يي در كنار خطوط گرم مي خواهند مشغول به كار شوند اين كارت توسط متقاضي از ايستگاه درخواست مي شود و مفهوم آن اينست كه اگر حين كار گروه در طول خط،كليد خط در ايستگاه قطع شد كليد خط در ايستگاه بدون هماهنگي با متقاضي صدور كارت نبايد وصل گردد.
کارت احتیاط
كارتي كه براي صدور آن عمليات بي برق شدن و جداسازي صورت مي گيرد،درنتيجه اين عمليات محيط كار ايمن و تضمين مي شود.كاربرد اين كارت زماني است كه گروههاي تعميراتي تصميم به تعميربخشي از سيستم را مي گيرند. بعد از تكميل كارت اين بخش با هماهنگي امورهاي ذيربط و بدون انرژي نمودن قسمت هاي الكتريكي و غير فعال نمودن قسمت هاي مكانيكي و با حصار كشي و قفل به تجهيزات تحويل گروه متقاضي مي شود.
کارت فرم ضمانتنامه
در نیروگاه ها و کارخانجات بزرگ باید ضریب قدرت مدار تحت کنترل باشد که برای اندازه گیری آن از کسینوس فی متر استفاده می شود.این دستگاه دارای دو سیم پیچ متحرک و یک سیم پیچ ثابت می باشد.سیم پیچ ثابت سر راه جریان و سیم پیچ های متحرک به صورت موازی در مدار قرار می گیرند.
کسینوس فی متر
برای فشرده شدن هوا و ذخیره شدن در یک تانک مورد استفاده قرار میگیرد تا با صدور فرمان به میله متحرک کلید منتقل شود و باعث قطع و وصل کلید های نوع خلا شود.
کمپرسور
کلید های الکترو مغناطیسی هستند که مهمترین جزء مدارهای فرمان می باشند که تشکیل شده از یک مغناطیس الکتریکی که یک قسمت از هسته آن متحرک بوده و توسط فنری از قسمت ثابت جدا نگه داشته می شود و یک سری کنتاکت عایق شده از یکدیگر به آن متصل می باشند و با آن حرکت می کنند.
کنتاکتور
برای اندازه گیری انرژی اکتیو و راکتیو از کنتورها استفاده می شود.اتصال کنتورها در شبکه فشار ضعیف به صورت مستقیم و در شبکه های ولتاژ بالا از طریق ترانس های ولتاژ وجریان انجام می گیرد.
کنتور
این دستگاه ولتاژمتناوب را به مستقیم تیدیل می کند.مورد استفاده آن برای یکسو سازها و شارژر می باشد.
کنورتور
کلید قدرتی است که برای ارتباط دو باس سکشن از آن استفاده می شود.
کوپلینگ
رله نظارت كننده برعملكرد قطع و وصل بوبين مي باشد.
TCS رله
نقشه تك خطي تجهيزات كل ايستگاه مي باشد.كه شماره ديسپاچينگي آن با موقعيت نصب آن در نقشه مشخص شده است.
انواع توان در شبكه هاي توزيع
مي دانيم در شبكه هاي جريان متناوب توان ظاهري كه از مولدها دريافت مي شود به دو بخش توان مفيد و غير مفيد تقسيم مي شود . نحوه اين تقسيم به شرايط مدار بستگي دارد به اين معني كه هر قدر ضريب توان (CosΦ) به يك نزديكتر باشد سهم توان مفيد بيشتر است . اين اتفاق در مدارتي رخ مي دهد كه مصارف اهمي آن بيشتر است .مانند سيستمهاي روشنايي يا توليد گرما توسط انرژي برق . اما مي دانيم كه سهم عمده مصارف شبكه ها را مصرف كننده هاي (اهمي – سلفي ) دريافت مي كنند . مانند الكتروموتورها – ترانسفورماتورهاي توزيع – چوكها و .... كه درآنها سيم پيچ يا سلف نقش اصلي را ايفا مي كند . در سيمپيچها به علت خاصيت ذخيره سازي انرژي الكتريكي بصورت ميدان مغناطيسي توان همواره بين شبكه و سلف رد و بدل مي شود . سلف در يك چهارم زمان تناوب توان دريافت مي كند و در يك چهارم بعدي زمان ، توان را به شبكه پس مي دهد . درست است كه نتيجه رياضي اين عمل يعني عدم مصرف انرژي زيرا توان داده شده به سلف با توان دريافت شده از ان برابر است اما در عمل اين اتفاق رخ نمي دهد زيرا توان پس داده شده به شبكه امكان استفاده را براي مولد ايجاد نمي كند و اين توان در هر حالتي از مولد دريافت شده است . و براي رسيدن به مصرف كننده اهمي – سلفي از شبكه توزيع شامل : سيمها – كابلها و ... عبور كرده است .
نتيجه اينكه سلف تواني را از مولد دريافت مي كند اما اين توان را به شبكه پس مي دهد . اين توان قابل استفاده نيست و در مسير عبور تلف مي شود . پس مقدار از توان تلف مي شود . مصرف كننده هاي فوق براي انجام اينكار به توان مذكور نياز دارند اما اين توان براي شبكه مضر است و زيانهاي زير را در پي دارد :
- اضافه شدن جريان مولد و درنتيجه نياز به مولدهايي با توانهاي بيشتر
- چون جريان شبكه زياد مي شود به سيمها و كابلهايي با سطح مقطع بالاتر براي كاهش افت ولتاژ نياز است كه اين موضوع هزينه اوليه شبكه را افزايش مي دهد .
- اتلاف توان در شبكه هاي توزيع بصورت حرارت روي مي دهد در نتيجه هر كاري كنيد نمي توانيد از اين اتلاف جلوگيري كنيد . نتيجه اين اتلاف توان ،كاهش ولتاژ مصرف كننده مي باشد كه اين موضع راندمان مصرف كننده را پايين مي آورد .
- نمي توان اين توان را به مصرف كننده هاي اهمي سلفي تحويل نداد زيرا كار آنها مختل مي شود .
خازن ناجي شبكه هاي توليد و توزيع
توان هم در خازنها بصورت توان غير مفيد است درست مانند سلفها در يك چهارم پريود موج متناوب ،توان دريافت مي كنند و در يك چهارم بعدي توان را تحويل مي دهند پس خازنها هم مانند سلفها باعث افرايش توان راكيتو ( غير مفيد ) شبكه مي شوند اما اتفاق بامزه زماني روي مي دهد كه خازن و سلف با هم در شبكه قرار گيرند .
اين دو برعكس هم عمل مي كنند . يعني زماني كه سلف توان مي گيرد خازن توان مي دهد و زماني كه سلف توان مي دهد خازن توان مي گيرد . پس توانهاي غير مفيد اين دو فقط يكبار از شبكه دريافت مي شود و در زمانهاي بعد بين آنها تبادل مي شود بدون اينكه مولد اين توان را تحمل كند . پس مصرف كننده هاي اهمي سلفي توان راكتيو خود را دريافت مي كنند و مولد و شبكه توزيع آنرا توليد و پخش نمي كنند زيرا اين كار را خازن انجام مي دهد . اين خازنها از حالا به بعد ، خازنهاي اصلاح ضريب توان نام مي گيرند و وظيفه آنها تامين توان راكتيو مورد نياز مصرف كننده هاي اهمي سلفي است .
اتصال خازن به شبكه
خازنهاي اصلاح ضريب توان بايد در شبكه بصورت موازي قرار گيرند . براي اينكار در شبكه هاي تكفاز بايد به فاز و نول وصل شوند و در شبكه هاي سه فاز پس از اتصال بصورت ستاره يا مثلث آنگاه به سه فاز متصل مي شوند .
اين خازنها بايد از انواعي انتخاب شوند كه بتوانند دايمي در مدار قرار گيرند پس بايد بتوانند ولتاژ شبكه را تحمل كنند در محاسبه خازن از انواعي استفاده مي شود كه ولتاژ مجاز آنها 15% بيشتر از ولتاژ شبكه باشد .
محاسبه خازن
نقش خازن در شبكه كاهش توان راكتيو مصرف كنند هاي اهمي – سلفي از ديد مولدها است . با اين اتفاق ضريب توان مفيد به يك نزديك مي شود . پس با كنترل ضريب توان امكان كنترل توان راكتيو وجود دارد . اين كار بكمك يك كسينوس في متر صورت مي گيرد . يعني بكمك كسينوس في متر مي توان دريافت كه ضريب توان و در نتيجه توان راكتيو در چه وضعيتي قرار دارد .
دامنه تغييرات ضريب توان (CosΦ) :
خازن مذكور بايد برابر نياز شبكه باشد در غير اينصورت خود توان راكتيو از مولد دريافت مي كند و همچنين سبب افزايش ولتاژ آن مي شود . پس بايد خازن مطابق نياز شبكه محاسبه شود .
پرسش : شبكه به چه مقدار خازن نياز دارد ؟
پاسخ : مقداري كه ضريب توان را به يك نزديك كند . اين مقدار خازن خود توان راكتيوي ايجاد مي كند كه توان راكتيو مصرف كننده اهمي – سلفي را جبران مي كند . پس مقدار خازن به مقدار توان راكتيو مدار بستگي دارد . هر قدر اين توان قبل از خازن گذاري بيشتر باشد ، اندازه خازن نيز بزرگتر خواهد بود .
با توجه به مطالب گفته شده بايد براي محاسبه خازن دو مقدار مشخص شود :
يك – مقدار ضريب توان شبكه قبل از خازن گذاري
دو – مقدار ضريب توان شبكه بعد از خازن گذاري كه انتظار داريم شبكه به آن برسد
سه - اندازه توان اكتيو
پس از تعيين اين مقاديرمراحل زير را پي مي گيريم . براي مقدار ضريب توان مطلوب مثلا عدد 9/0 مقدار خوبي است . حال دو مقدار ضريب توان داريم يكي ضريب توان شبكه قبل از خازن گذاري و ديگري ضريب توان مطلوب كه مي خواهيم با گذاردن خازن به آن برسيم . بكمك رابطه زير مقدار توان راكتيو مورد نظر را كه با آمدن خازن تامين مي شود محاسبه مي كنيم . ( توجه : در خريد خازنهاي اصلاح ضريب توان بجاي فارد براي تعيين ظرفيت خازن از ميزان توان راكتيو آن خازن سخن گفته مي شود.)
محاسبه خازن در اين مرحله تمام مي شود و مقدار توان بدست آمده همان مقدار خازن موردنياز است .
Q = P . F
425ـ نبایستی حداکثر 2/0 اهم باشد.
426ـ بوخهلتس رله تعیین کننده سطح روغن و حفاظتهای مربوط به سیستم خنک کنندگی.
427ـ رلههای دیفرانسیل و بوخهلتس حفاظتهای اصلی ترانسفورماتور میباشند و رلههای ارت فالت، جریان زیاد و R.E.F به عنوان پشتیبان عمل مینمایند.
428ـ جریانهای اتصال کوتاه و اضافه ولتاژ در اثر امواج سیار و اتصالی در شبکه به خصوص در شینههای پیش روی ترانسفورماتور.
429ـ رله دیفرانسیل یا حفاظت اصلی ترانسفورماتور، مقایسه جریانهای طرفین آن به عهده داشته و عملکرد آن ناشی از عوامل زیر میباشد:
الف) اتصالی در داخل ترانسفورماتور (نظیر اتصال فاز به بدنه، فاز به فاز، اتصال حلقه و یا اتصال بین سیم پیچهای اولیه و ثانویه).
ب) اتصالیهای خارج از ترانسفورماتور بر اثر عوامل خارجی در محدوده حفاظت رله یعنی بین C.Tهای طرفین.
ج) حالتهای کاذب ناشی از اشکال در C.T یا مدارات مربوطه.
430ـ 1ـ رله دیفرانسیل دارای ویژگی قطع سریع، دقت بالا و قدرت تشخیص و تفکیک عیوب واقع شده در محدودة بین C.Tهای دو طرف ترانسفورماتور قدرت میباشد.
2ـ رلههای دیفرانسیل در جریانهای هجومی ترانسفورماتور، عمل نمینماید.
3ـ برای تشخیص فالتهای واقع شده در محدوده C.Tهای دو طرف ترانسفورماتور قدرت، بهترین حفاظت، رله دیفرانسیل میباشد.
431ـ حد فاصل C.Tهای دو طرف ترانسفورماتور قدرت.
432ـ رله دیفرانسیل که مهمترین حفاظت ترانسفورماتور قدرت میباشد زمانی عمل میکند که اتصالی به صورت ارت فالت یا حلقه یا دو فاز و یا به هر نحو دیگر در داخل ترانسفورماتور و یا خارج آن در محدوده C.Tهای طرف فشار قوی و فشار ضعیف صورت گیرد و اگر درست محاسبه و تنظیم شده باشد نبایستی عملکرد کاذب داشته باشد و نحوه عملکرد آن به صورت تفاضلی است، بدین معنی که پس از برابرسازی و هم فاز سازی جریان دو طرف فشار ضعیف و فشار قوی آنها که اختلاف ناچیزی دارد، از قسمت عمل کننده رله عبور میکند که برای موقع فالت خارج از محدوده دیفرانسیل، رله فوق به عمل درنمیآید.
433ـ رله بوخهلتس که از نظر حفاظت و بهرهبرداری حائز اهمیت است.
434ـ در صورتی که در حفاظت ترانسفورماتور، رله دیفرانسیل به کار رود برای تبدیل اتصال ستاره به مثلث ترانسفورماتور و جبران نسبت اولیه به ثانویه (اختلاف زاویهای که ایجاد میشود) بایستی از ترانسفورماتور تطبیق مخصوص استفاده شود.
435ـ برای حذف هارمونیکهای سوم و پنجم است.
436ـ C.Tهای اینترپوز برای دو منظور به کار میرود:
1ـ برابرسازی جریان دو طرف فشار قوی و فشار ضعیف؛
2ـ هم فاز نمودن جریانهای دو طرف، زیرا مثلاً در اتصال YNd11 اختلاف فاز ولتاژی دو طرف برابر 330 درجه میباشد که بایستی این اختلاف فاز توسط C.Tهای فوق اصلاح گردد.
437ـ
438ـ به هنگام جریان دادن ترانسفورماتور، در بطن جریان هجومی که از ترانسفورماتور کشیده میشود، هارمونیکهای زوج بوجود میآید و انرژی این هارمونیکها به اندازهای است که به راحتی رله دیرانسیل را تحریک و باعث عملکرد رله میگردند، در حالی که در این حالت باید ترانسفورماتور بتواند وارد مدار شده و از آن بار گرفته شود و لذا نیاز به تمهیدی است که رلة دیفرانسیل، هارمونیکهای زوج را درنظر نگیرد. به همین منظور در هر رلة دیفرانسیل واحدی به نام هارمونیکگیر تعبیه میشود تا به هنگام وصل ترانسفورماتور، در اثر هارمونیکهای زوج تحریک شده و با باز کردن کنتاکتی که بر سر راه فرمان رله دیفرانسیل دارد، مانع از ارسال فرمان قطع آن شود. البته این ممانعت از ارسال فرمان قطع، موقتی بوده و لحظاتی بعد که از قدرت هارمونیکها کاسته شد و واحد هارمونیک گیر از تحریک خارج گشت، کنتاکت فرعی واقع بر مسیر تریپ بسته میشود و شرایط برای فرمان رلة دیفرانسیل نرمال میگردد.
439ـ برای پایدار نمودن رله و جلوگیری از عملکرد اشتباه آن درخارج از وزن حفاظتی مربوطه.
440ـ رله بوخهلتس.
441ـ بروز یکی از خطاهای زیر در ترانسفورماتور که توسط رله بوخهلتس حفاظت میشود سبب تشکیل گاز و عبور آن از لوله رابط بین ترانسفورماتور و منبع ذخیره روغن شده و به داخل رله بوخهلتس که در این مسیر قرار دارد نفوذ کرده و باعث پایین آمدن سطح روغن در داخل رله میگردد که این عمل موجب پایین آمدن شناورهای رله شده و سبب بستن یا باز کردن کنتاکتهای فرمان میشود و نتیجتاً باعث ایزوله شدن ترانسفورماتور از شبکه میگردد.
خطاها عبارتند از:
1ـ جرقه بین سیمهای حامل جریان
2ـ جرقه بین قسمتهای حامل جریان و هسته آهنی با محفظه روغن
3ـ سوختن هسته
4ـ قطع شدن یک فاز که منجر به ایجاد جرقه میگردد.
442ـ در دو مرحله، مرحلة اول آلارم و مرحلة دوم تریپ
443ـ رله بوخهلتس زمانی عمل میکند که اتصالی در داخل تانک ترانسفورماتور و میان روغن ایجاد شده باشد و جرقه حاصله موجب تجزیه روغن و متصاعد شدن گاز و در صورت اتصال شدید افزایش دمای روغن میشود و حجم روغن سریعاً افزایش یافته و به سمت کنسرواتور بالا میرود. در این مسیر دو حباب شیشهای محتوی جیوه وجود دارد و در صورتی که گاز متصاعد شده که تدریجاً در محفظه بالایی بوخهلتس جمع میشود آنقدر باشد که به سطح روغن محفظه فشار آورده و آن را پایین آورده و حباب شیشهای جابجا شود رله آلارم میدهد (مرحله اول) و اگر مشکل به همین جا ختم نشود، ممکن است حباب شیشهای (محتوی جیوه) مرحلة دوم نیز پایین آمده و تریپ صادر گردد. عمل حباب شیشهای (مرحلة دوم) در اثر حرکت شدید روغن نیز صورت میگیرد. بعد از عملکرد رله بوخهلتس بایستی گازهایی که جمع شده مورد آزمایش قرار گرفته و در خصوص برقدار کردن مجدد ترانسفورماتور تصمیمگیری به عمل آید.
444ـ رله دیفرانسیل یک رله تفاضل سنج است و تفاضل جریانهای طرف فشار قوی و ضعیف از کویل عمل کننده عبور میکند. رله دیفرانسیل باید برای جریانهای ضربهای اتصال کوتاه خارج از زون حفاظتی پایدار بماند و عملکرد کاذب نداشته باشد و نیز در لحظه وصل ترانسفورماتور جریان هجومی که فقط در یک طرف ترانسفورماتور جاری میشود، نبایستی باعث عملکرد رله شود. وجود این ثبات و جلوگیری از عملکرد کاذب رله که به ساختمان و طرح داخلی رله مربوط است، به پایداری رله دیفرانسیل موسوم میباشد.
445ـ احتمال عملکرد کاذب رله دیفرانسیل وجود دارد و دلیل آن بالا بودن جریان هجومی اولیه (Inrush Current) است که چند برابر جریان نامی ترانسفورماتور میباشد.
446ـ در ترانسفورماتورهای قدیمی که فاقد رله دیفرانسیل میباشند جهت کنترل جریان بدنه به زمین، چرخهای ترانسفورماتور قدرت از زمین عایق شده و بدنه فقط از یک نقطه توسط یک رشته سیم زمین میگردد و بر سر راه آن، یک ترانسفورماتور جریان قرار داده و خروجی ترانسفورماتور جریان به یک رلة آمپریک متصل میشود: در این صورت هرگاه که بدنة ترانسفورماتور برقدار شود، این رله تحریک شده و هر دو طرف ترانسفورماتور قدرت را باز میکند. در جایی که از رله دیفرانسیل استفاده شود نیازی به ایزوله کردن ترانسفورماتور از زمین و استفاده از رله بدنه نخواهد بود.
447ـ رله اتصال زمین در هر یک از فیدرهای خروجی، فیدر ترانس و نوترال پست وجود دارد و در صورت بروز اتصال زمین، این رلهها تحریک میشوند و تنظیمات آنها طوری است که رله اتصال زمین فیدر خروجی، سریعتر قطع میکند و رلههای اتصال زمین فیدر ترانس و نوترال، به ترتیب در نوبت قطع میایستند. اما یک سری اتصال زمینهای کم آمپر نظیر نشتیها که هیچ یک از این رلهها را تحریک نمیکند، در برگشت به شبکه از طریق نوترال، باعث گرم شدن بوبین نوتر میگردد. وظیفه رلة حفاظت نوترال، آن است که این نشتیها را تشخیص داده و در مدت طولانیتری ترانسفورماتور قدرت را قطع نماید تا از سوختن ترانسفورماتور زمین جلوگیری شود.
448ـ رله اتصال بدنه زمانی عمل میکند که اتصالی در داخل و یا روی تانک و بوشینگهای ترانسفورماتور قدرت روی داده باشد. پس از عملکرد رله مزبور باید اطراف ترانسفورماتور و نیز سطح بالای ترانسفورماتور و بوشینگها دقیقاً بررسی گردد و در صورتی که محل اتصالی مشخص شود، پس از رفع عیب میتوان ترانسفورماتور را در مدار قرار داد.
449ـ رله R.E.F (رله اتصال زمین محدود شده) هم در طرف سیم پیچ فشار قوی و هم در طرف سیم پیچ فشار ضعیف ترانسفورماتور قدرت قرار میگیرد و هدف از نصب این رله حفاظت بخشی از سیم پیچهای ترانسفورماتور و نیز کابل یا باسباری است که در محدوده C.Tهای مربوط به این رله قرار دارند میباشد و نوع عملکرد رله مثل رله دیفرانسیل بوده و بر مبنای تفاضل جریانهای طرفین عمل میکند و برای اتصالیهای خازن از زون رله عکسالعمل نشان نمیدهد.
450ـ از برقگیر استفاده میشود.
451ـ از رله اورکارنت یا اضافه جریان استفاده میگردد.
452ـ شاخکهای روی بوشینگهای ترانسفورماتور تا اندازهای کار برقگیر را انجام میدهند و حفاظت بوشینگها و سیم پیچهای ترانسفورماتور را بر عهده دارند. در مواقعی که امواج اضافه ولتاژ به ترانسفورماتور میرسند، بین شاخکها جرقه زده و موج سیار شکسته میشود. اشکال عمدة این میلهها در مقایسه با برقگیرها، سرعت عمل کم آنها است.
453ـ رله O/C و E/F در طرف فشار قوی اولاً در مقابل اضافه جریان و اورلود شدن ترانسفورماتور نقش حفاظتی دارند و ثانیاً برای اتصالیهای فازی خارج از ترانسفورماتور که به صورت جریان زیاد و نیز برای اتصالیهای داخل ترانسفورماتور به عنوان Back.Up عمل میکنند.
454ـ از آن جایی که جریان اتصالی با زمین از نوترال به شبکه باز میگردد و بوبین نوتر در مسیر این جریان قرار دارد، در صورت تداوم اتصالی، این بوبین در معرض خطر قرار میگیرد و چون بوبین نوتر به لحاظ حرارتی فقط تا مدت معینی میتواند جریان اتصالی را تحمل نماید، لذا تنظیمات رله نوترال و حتی رله حساس نوترال (Sensetive Earth Fault) به گونهای است که پیش از آسیب رسیدن به بوبین نوتر، ترانسفورماتور قدرت و ملحقات آن را از مدار خارج نماید.
455ـ عدم عملکرد صحیح تپ چنجر باعث ایجاد قوس و در نتیجه تجزیه روغن تپ چنجر شده و موجب میشود که حفاظت بوخهلتس تانک تپ چنجر عمل کرده و ترانسفورماتور را از مدار خارج نماید.
456ـ جریان کار این رله معمولاً معادل 4/1 برابر جریان نامی ترانسفورماتور تنظیم میشود.
457ـ 1ـ رله جریان زمان معکوس
2ـ رله جریانی با قطع لحظهای
3ـ رله جریانی زمان معین
4ـ رلههای زمان معکوس با قطع لحظهای
458ـ رله دیفرانسیل، رله بوخهلتس ترانسورماتور قدرت، رله بوخهلتس ترانسفورماتور داخلی، رله بوخهلتس بوبین نوتر، رله ترموستات ترانسفورماتور قدرت، رله بوخهلتس رگولاتور، رله R.E.F و E/F.
459ـ بر اثر عبور جریان زیاد و نیز رم شدن بیش از حد روغن و سیم پیچ، این رلهها عمل نموده و در مرحله اول باعث به کار افتادن پمپ و فنها میشود و در صورتی که درجه حرارت باز هم افزایش یابد، موجب آلارم و قطع ترانسفورماتور میگردند.
460ـ سوپاپ اطمینان یا دریچه انفجار نقش مهمی در حفاظت ترانسفورماتور بازی میکند به طوری که اگر اتصال کوتاهی در داخل ترانسفورماتور پیش بیاید جرقه ایجاد میشود و به طور ناگهانی مقدار زیادی روغن تجزیه شده و گاز ناشی از آن صدمات قابل توجهی را وارد خواهد کرد. در این موقع دریچه باز شده و ضمن خروج روغن، فرمان قطع به بریکر ترانسفورماتور داده و از آسیبهای بیشتر جلوگیری خواهد نمود.
461ـ در موقعی که اتصالی در داخل ترانسفورماتور پدید آید بر اثر انبساط شدید گازهای تولید شده، قسمتهای آسیبپذیر از جمله بوشینگها ترکیده و روغن مشتعل شده به بالای ترانسفورماتور پاشیده میشود. آتش به وجود آمده باعث به کار افتادن دتکتورهایی میگردد که در بالای ترانسفورماتورها تعبیه شدهاند که در نتیجه آن، فرمانی الکتریکی باعث پایین آوردن وزنهای میشود که در جعبه آتش خاموش کن قرار دارد و پایین آمدن وزنه سبب باز کردن دریچه روغن ترانسفورماتور شده و گاز نیتروژن که در کپسول قرار دارد با فشار از قسمت پایین ترانسفورماتور وارد ترانسفورماتور شده و پس از طی مسافت داخل ترانسفورماتور از قسمت ترکیده شده روی آتش بالای ترانسفورماتور ریخته و موجب خاموش شدن آتش میشود. ضمناً شیر یک طرفه که در مسیر رله بوخهلتس و کنسرواتور قرار دارد و در اثر جاری شدن سریع روغن بسته شده و مانع ریختن روغن کنسرواتور به بیرون میشود.
462ـ این رله در صورت بروز اتصالیهای شدید به صورت آنی عمل مینماید.
463ـ در صورت بروز اتصالیهای شدید فاز با زمین، به صورت آنی عمل مینماید.
464ـ در صورت بروز اتصالیهای فازها در شبکه با تأخیر زمانی لازم و هماهنگ شده با سایر رلههای حفاظتی، عمل مینماید.
465ـ این رله نسبت به جریانهای اتصال زمین کم، نظیر جریانهای نشتی حساس میباشد، ولی عملکرد آن با تأخیر نسبتاً طولانی صورت میگیرد.
466ـ این رله با تغییر ضریب قدرت عمل مینماید.
467ـ در صورت افزایش ولتاژ نسبت به حد تنظیم شده عمل مینماید.
468ـ این رله در مسیر فرمان رله اصلی قرار گرفته و از طریق آن کویل قطع دیژنکتور تحریک میگردد.
469ـ سیستم (Automatic Voltage Regulator) A.V.R که شامل چند رله میباشد.
470ـ رله کنترل سطح روغن (Oil Level Relay)، سطح روغن در تانک رزروار را زیر نظر دارد و با رسیدن روغن به زیر حد تنظیمی، عمل مینماید.
471ـ تفاوت اساسی این رلهها در این است که رله جریانی جهتی، به جریانی که در جهت تنظیمی آن است، اجازه عبور میدهد. به عبارت دیگر این رله نه فقط نسبت به مقدار جریان حساس است بلکه نسبت به جهت آن نیز حساسیت دارد.
472ـ نوع مغناطیسی این رله از یک سیم پیچ و یک صفحه مدور و اجزاء دیگری ساخته شده است. زمانی که اتصال کوتاه بروز میکند، جریان زیادی ایجاد میشود و متناوباً شاری از صفحة متحرک آن میگذرد و باعث دوران آن و قطع مدار میشود. در این رله با افزایش جریان، زمان قطع کاهش پیدا میکند.
473ـ رلههای جریانی زمان معکوس که به عامل لحظهای نیز مجهز هستند به رلههای I.D.M.T موسوم میباشند و برای حفاظت خطوط انتقال بلند و خطوط تغذیه کننده ترانسفورماتورها، و در مواقعی که جریان اتصال کوتاه زیاد است، استفاده میشود.
474ـ رله اورکارنت به کار رفته در شبکه معمولاً از نوع Inverse (معکوس) است و معمولاً اجازه عبور جریان تا 3/1 برابر جریان نامی شبکه را میدهد.
475ـ رله راهانداز امپدانسی؛ زیرا که این نوع رلهها از هر دو پارامتر جریان و ولتاژ برای سنجش استفاده میکنند و امپدانس به دست آمده، مشخصة مطمئنتری برای تصمیمگیری رله محسوب میشود.
476ـ بله.
477ـ خیر، زیرا فقط در محدودة خود عمل میکند.
478ـ اشکال این رله این است که چون زمان تنظیمی آن مقدار ثابت و معینی است این رله برای فالتهای شدید و برای فالتهای خفیف به یک صورت عمل میکند، در حالی که از رله O/C انتظار میرود که در هنگام فالت شدید سریعتر عمل نماید و نیز در عیوب گذرا و آنی، فرصت دهد که با از بین رفتن عیب، بریکر بیمورد قطع نگردد اشکال عمده دیگر این رله در سوئیچینگ و کلیدزنی فیدرها است. چون در این مواقع که آمپر اولیه ناشی از (Inrush Current) دفعتاً زیاد بوده و کند پایین میآید مکانیسم رله فرصت ریست شدن را پیدا نکرده و موجب عملکرد رله و قطع فیدر میگردد.
479ـ 1ـ رله اورکارنت برای فازها
2ـ رله ارت فالت
481ـ تنظیم زمانهای فیدرهای خروجی و باس کوپلر و فیدر ترانس 20 کیلو ولت و فیدر 63 کیلو ولت به صورت پشت سر هم و با فاصله زمانی صورت میگیرد. بدین معنی که در پایینترین سطح، زمان فیدرهای خروجی و سپس زمان رله باس کوپلر و پس از آن زمان رله فیدر ترانس 20 کیلو ولت و سپس رله بطرف 63 کیلو ولت تنظیم میگردد. به این ترتیب، برای فالتها و جریانهایی که رلهها را تحریک میکند ابتدا رله فیدر اتصالی شده باید عکسالعمل نشان داده و عیب را جدا نماید. اگر فیدر عمل ننمود رله باس کوپلر باید عمل کرده و فالت را از روی ترانسفورماتوری که فالت روی فیدرهای مربوط به آن قرار ندارد پاک نماید و چنانچه باس کوپلر باز نشد رله فیدر ترانس 20 کیلو ولت ترانسفورماتور (که فالت روی فیدر مربوطه آن قرار دارد) باید عمل نموده و کلید مزبور را باز نماید. اگر رله فوق نیز عمل نکند باید رله طرف 63 کیلو ولت بریکر مربوطه را باز کند.
481ـ در رلههای زمان معکوس عملکرد رله طوریست که برای جریانهای کم، زمان بیشتر و برای فالتهای شدید، زمان خیلی کم برای عمل قطع صرف میکند. مضافاً این که در کلیدزنی فیدرها، رله پایدار مانده و با از بین رفتن جریان هجومی (Inrush Current)، رله خود بخود ریست میگردد.
482ـ در ابتدای خط نصب میگردد.
483ـ اثر هارمونیکهای فرد که باعث تحریک غیرلازم رله میشود.
484ـ رله دیفرانسیل، رله ترمیک (برای بدنه، روغن و سیم پیچ) و رله جریان زیاد زمانی.
485ـ بله، اما با تأخیری که بستگی به شدت اتصالی ندارد.
486ـ به زمان تنظیمی روی رله بستگی دارد.
487ـ بله، زیرا رلة اورکارنت یک رله اور لود نیز میشود.
488ـ سیستم زمین عبارت است از مجموعه تجهیزاتی که درون زمین نصب میشوند تا یک شبکه زمین مناسب و با مقاومت کم و در حد صفر برای شبکه ایجاد کنند. روشهای ایجاد سیستم زمین عبارتند از:
1ـ نصب الکترود میلهای در زمین
2ـ نصب صفحه زمین (در چاه)
3ـ شبکه توری (mesh) زمین
489ـ برای این که اگر تغذیه AC در اثر بیبرق شبکه و یا عامل دیگر قطع شود عمل قطع و وصل دیژنکتورها و عملکرد رلههای حفاظتی با نبودن AC به مخاطره نیفتد.
490ـ 1ـ حفاظت ارت فالت 2ـ حفاظت آندر ولتاژ 3ـ حفاظت اضافه ولتاژ
491ـ آلارم 63 kv Inter Trip به معنی آن است که رلهها و حفاظت مربوط به طرف 63 کیلو ولت عمل نموده و در نتیجه دیژنکتور 20 کیلو ولت باز شده است و آلارم 20 kv Inter Trip به مفهوم آن است که حفاظتهای مربوط به طرف 20 کیلو ولت ترانسفورماتور قدرت عمل کرده و باعث Trip طرف 63 ترانسفورماتور و باز شدن کلیدهای 20 و 63 کیلو ولت گشته است.
492ـ 1ـ حفاظت آندر ولتاژ و اور ولتاژ که معمولاً به صورت 220 V AC Failure میباشد.
2ـ حفاظت به وسیله فیوز اتوماتیک در مقابل اتصالیهای فازی
3ـ حفاظت با رله با تغذیه D.C جهت اعلام قطع A.C
493ـ ممکن است کلیدهای AC قطع شده باشد.
494ـ علتش سوختن فیوزهای مربوط به ترانسفورماتور ولتاژ میباشد که برای پاک شدن آلارم باید فیوزها را تعویض، و در صورتیکه در مدار مربوطه، اتصالی رخ داده است، عیب را برطرف نمود.
495ـ روشن بودن این اندیکاتور روی تابلو فرمان نشان میدهد که وضعیت قرار گرفتن کلید کنترل نسبت به وضعیت دیژنکتور (یا سکسیونر) حالت درستی ندارد یعنی اگر کلید کنترل در حالت وصل باشد و دیژنکتور عملاً قطع باشد لامپ روشن میشود و نشان میدهد که حالت وصل (کلید کنترل) و قطع دیژنکتور نسبت به هم حالت متضاد دارند.
496ـ برقگیر یک دستگاه حفاظتی در مقابل ولتاژ زیاد میباشد و در سیستم انتقال نیرو برای حفاظت تجهیزات پس عموماً و برای حفاظت ترانسفورماتور قدرت خصوصاً در مقابل اضافه ولتاژهیا ناشی از تخلیه الکتریکی ابرهای باردار روی سیمهای انتقال و پست فشار قوی و نیز اضافه ولتاژهای قطع و وصل دیژنکتورهای شبکه انتقال بکار میرود. برقگیرها معمولاً در ابتدای ورودی خطوط انتقال به پست و ورودی ترانسفورماتور قدرت قرار داده میشوند.
497ـ برقگیر در پستهای فشار قوی معمولاً در ابتدای خطوط و همچنین در طرفین ترانسفورماتورهای اصلی و یا راکتورها قرار میگیرند.
498ـ الف) با نصب سیم گارد ب) میلة برقگیر ج) نصب برقگیر
499ـ بله و این به خاطر نبودن فاصله هوایی در این گونه برقگیرها است.
500ـ حداقل ولتاژ نامی برقگیر در شبکه زمین شده تقریباً برابر 80٪ ولتاژ خط انتخاب میشود.
501ـ برقگیر آرماتور، برقگیر لولهای، برقگیر با فنتیل، برقگیر سیلیکون کارباید و برقگیر متال اکساید.
502ـ دستگاه تطبیق امپدانس شامل سیم پیچ، برقگیر و ترانسفورماتور تطبیق امپدانس میباشد.
503ـ P.L.C مخفف Power Line Carrier به معنای خط فشار قوی حامل امواج مخابراتی است و توسط آن میتوان سیگنالهای مخابراتی را به منظور کنترل و نظارت از راه دور و یا حفاظت شبکه به نقاط دیگر شبکه ارسال نمود و متقابلاً سیگنالهای مشابه را دریافت کرد. علاوه بر سیستم P.L.C میتوان به سیستمهای مخابراتی دیگر چون ماکروویو، بیسیم و ... اشاره نمود.
504ـ یک سیستم P.L.C شامل ترمینال P.L.C (شامل تقویت کنندهها، فیلترها و دستگاههای گیرنده ـ فرستنده) و سیستم کوپلاژ (شامل خازن کوپلاژ، موجگیر یا لاین تراپ و دستگاه تطبیق امپدانس) میباشد.
505ـ 1ـ روش فاز به زمین: این روش از سایر روشها ارزانتر ولی دارای نویز زیادی است.
2ـ روش فاز به فاز: هزینة این روش دو برابر حالت قبلی ولی دارای نویز کمتر و ضریب اطمینان بالاتری است.
3ـ روش کوپلاژ به دو فاز از دو خط هم مسیر.
4ـ روشهای دیگر مانند اتصال به سه فاز.
506ـ 1ـ ارتباطات تلفنی بین پست، نیروگاه و دیسپاچینگ؛
2ـ انتقال اطلاعات (Data) که به دو صورت میباشد:
الف) به صورت آنالوگ یا پیوسته مانند مقدار تولید نیروگاهها به مگاوات و ولتاژ خروجی به کیلوولت.
ب) به صورت حالتهای سوئیچینگ یا ناپیوسته یا دیجیتال مانند باز و بسته شدن بریکرها.
3ـ حفاظت خطوط و دستگاهها (Tele Protection)
507ـ عبارت S.C.A.D.A از کلمات Supervisory Control And Data Acquisition System گرفته شده است و به معنی سیستم کنترل نظارتی و اخذ اطلاعات میباشد. در این سیستم اطلاعات مورد نیاز برای کنترل و نظارت بر سیستم (مانند یک شبکه قدرت) از راه دور اخذ شده و درمرکز کنترل در دسترس دیسپاچر قرار میگیرد.
508ـ 1ـ افزایش دقت در انجام مانورها و تصمیمگیری به هنگام وقوع حوادث و اجرای عملیات؛
2ـ افزایش سرعت انجام مانورها و عملیات شبکه و کاهش زمان خاموشی؛
3ـ نیاز کمتر به نیروی انسانی و کاهش خطای نیروی انسانی؛
4ـ دسترسی به اطلاعات پستها و شبکه بطور همزمان و دقیق و امکان ارائه آمار و گزارشهای مورد نیاز؛
5ـ کاهش هزینههای بهرهبرداری.
509ـ در سیستمهای اسکادا به هر یک از مقادیری که اندازهگیری میشوند مانند مگاوات، مگاوار، کیلو ولت، شدت جریان یا آمپر یک خط و ... یک نقطه آنالوگ گفته میشود مانند شدت جریان یک فیدر KV20، این مقادیر در یک محدوده خاص، هر مقداری میتوانند داشته باشند و به صورت پیوسته هستند.
510ـ به هر یک از وضعیتهای موجود در پست، یک نقطه Status گویند مانند وضعیت یک سکسیونر که میتواند باز یا بسته باشد یا وضعیت یک رله که میتواند در حالت Normal یا Alarm باشد.
511ـ سیستمهای اسکادا معمولاً دارای 3 بخش کلی هستند:
1ـ تجهیزات اندازهگیری از راه دور در داخل پست که به تله متری معروف هستند شامل R.T.U و مارشالینگ راک و نیز ترانس دیوسرها و رلهها.
2ـ تجهیزات و محیط مخابراتی برای انتقال اطلاعات و دادهها بین پست و مرکز دیسپاچینگ.
3ـ تجهیزات مرکز دیسپاچینگ شامل سختافزارها و نرمافزارها.
512ـ R.T.U مخفف کلمات Remote Terminal Unit است و به پایانههای دور دست یا تابلوهایی گفته میشود که اطلاعات پست را از طریق کانالهای مخابراتی به مرکز دیسپاچینگ انتقال داده و فرامین کنترلی را از مرکز دیسپاچینگ دریافت کرده و به تجهیزات پست از قبیل بریکرها و Tap Changer اعمال میکند.
513ـ نقاط کنترلی مورد نیاز عبارتند از: کلیدهای فشار قوی و متوسط (KV63 و KV20)، کلیدهای دو طرف ترانسفورماتور، فیدرهای KV20 خروجی پست، کلید کوپلاژ، فیدر خازن، Tap Changer، وضعیتهای ترانسفورماتور شامل Raise/Lower، Auto/Manual، Master/Slave، Parallel/Independent و در بعضی از سیستمها رله Lock out و ریست کردن این رله.
514ـ وضعیتهای مورد نیاز عبارتند از: وضعیت کلیة بریکرها، سکسیونرها، فیدرهای خازن، تپ چنجر ترانسفورماتور، In/out کلیدهای کشویی، وضعیت کلید Local/remote و نیز وضعیت آلارمها و رلهها.
515ـ مقادیر مورد نیاز عبارتند از: مگاوات، مگاوار خطوط KV63، ولتاژ خطوط KV63، مگاوات و مگاوار ترانسفورماتورها، ولتاژ ترانسفورماتورها، ولتاژ باسبارهای 63 و 20 کیلو ولت، جریان فیدرها، مقدار تپ ترانسفورماتورها، .
516ـ عبارت Modem از کلمات Modulator و Demodulator اخذ شده است. در ارسال اطلاعات پستها به مرکز دیسپاچینگ از طریق خطوط مخابراتی اطلاعات به صورت دیجیتال از R.T.U به مودم داده شده و از طریق کانال مخابراتی ارسال میشود همچنین فرامین دریافتی از مرکز به مودم وارد شده و به R.T.U انتقال داده میشود.
517ـ در سیستمهای اسکادا برای افزایش قابلیت اطمینان سیستم در بخشهای مهم سیستم ازدو سیستم مشابه از نظر سختافزاری و نرمافزاری استفاده میشود تا در صورت بروز اشکال برای یکی از سیستمها، سیستم دیگر در مدار آمده و با انجام کار وقفهای در عملکرد سیستم بوجود نیاید سیستمی را که در حال کار است On Line و سیستم دیگر که به صورت آماده میباشد را Stand by یا Available گویند.
518ـ توسعه روزافزون و گسترش شبکه سراسری برق، باعث شد تا طرح ایجاد دیسپاچینگهای ملی و منطقهای به اجرا درآید. در این طرح دیسپاچینگ ملی یا S.C.C (System Control Center) به عنوان دیسپاچینگ مادر، افزون بر امر برنامهریزی و کنترل نیروگاههای بزرگ و بهرهبرداری اقتصادی از کل شبکه به هم پیوسته، وظیفه کنترل فرکانس و هماهنگی و نظارت بر دیسپاچینگهای منطقه یا (Area Operating Center) A.O.C را بر عهده دارد. دیسپاچینگهای شمال یا تهران (محل استقرار تهران)، شمال غرب (محل استقرار تبریز)، شمال شرق (محل استقرار مشهد)، مرکزی (محل استقرار اصفهان)، جنوب غرب (محل استقرار اهواز) و جنوب شرق (محل استقرار کرمان) به عنوان دیسپاچینگهای منطقهای، وظیفه کنترل شبکه زیر پوشش منطقه خود را به عهده دارند.
در شرکتهای برق منطقهای نیز مراکز دیسپاچینگ فوق توزیع وظیفه راهبری و کنترل شبکه فوق توزیع را با هماهنگی دیسپاچینگ منطقهای ذیربط بر عهده دارند.
519ـ در حال حاضر بر اساس طراحی انجام شده 9 مرکز دیسپاچینگ فوق توزیع درنظر گرفته شده است که همگی زیر نظر و با هماهنگی مرکز اصلی دیسپاچینگ فوق توزیع (در ساختمان مرکزی برق تهران واقع در سعادتآباد) فعالیت خواهند کرد. این مراکز عبارتند از: مرکز کرج جهت پوشش منطقه کرج، مرکز قم جهت پوشش منطقه قم، مرکز دوشان تپه جهت پوشش منطقه جنوب شرق تهران، مرکز آزادگان جهت پوشش منطقه جنوب غرب تهران، مرکز ری شمالی جهت پوشش منطقه ورامین، مرکز تهران پارس جهت پوشش منطقه دماوند، فیروزکوه و بخشی از شرق تهران، مرکز شوش جهت پوشش منطقه مرکزی تهران، مرکز نمایشگاه جهت پوشش منطقه شمال غرب تهران و مرکز مصلی جهت پوشش منطقه شمال شرق تهران.
520ـ هر کدام از مراکز جدید دیسپاچینگ فوق توزیع دارای دو دستگاه کامپیوتر Server اصلی به عنوان Scada Server و دو دستگاه Server به عنوان Communication و دو دستگاه به عنوان ایستگاه کاری یا Work Station برای کار دیسپاچرها و یک ایستگاه کاری به عنوان Engineering Work Station برای انجام فعالیتهای مهندسی و نرمافزاری مرکز و یک کامپیوتر به عنوان Office میباشد. هر یک از Work Stationها دارای 2 دستگاه مانیتور 20 اینچ و یک کامپیوتر صنعتی است.
521ـ در مورد مراکز ساخت شرکت کرمان تابلو، یعنی مراکز ری شمالی، دوشان تپه و آزادگان، از سیستم عامل Windows NT استفاده شده و نرمافزار آن توسط کارشناسان شرکت سازنده طراحی و تهیه گردیده است. در مورد مراکز ساخت شرکت متن نیرو یعنی تهران پارس، مصلی، شوش و نمایشگاه از سیستم عامل Qunix استفاده شده و از نرمافزار متعلق به شرکت Repas AEG استفاده گردیده است. پروتکل ارتباطی بین مراکز دیسپاچینگ فوق توزیع و R.T.Uها نیز بر اساس استاندارد IEC 870-5-101 میباشد و نحوه ارتباط پستها با مرکز بصورت نقطه به نقطه و سرعت انتقال اطلاعات بین R.T.U با مرز baud600 است. این سیستمها در صورت تغییر وضعیت (Change of Status) یا تغییر مقادیر (Change of Measurand) وضعیت جدید یا مقدار جدید را به مرکز دیسپاچینگ ارسال میکنند و هر 10 تا 15 دقیقه یکبار نیز، تمام مقادیر و وضعیتها اسکن شده و به مرکز ارسال میشود.
522ـ هر اتفاق یا حادثه در سیستم که باعث تغییر وضعیت یکی از نقاط در پست شود یک Event است به آن دسته از رویدادها یا Eventها که بایستی به دیسپاچر اعلام شود تا وی عکسالعمل و اقدام مناسب در قبال آن نشان دهد، آلارم (Alarm) گفته میشود. آلارمها علاوه بر اینکه در فایل مربوطه ثبت میشوند میتوانند منجر به فعالیتهای دیگری نظیر چاپ شدن روی پرینتر، ایجاد آلارم صوتی و چشمک زدن نقطه مربوطه بر روی صفحه نمایش شوند.
523ـ هر یک از مراکز فرعی، اطلاعات پستهای تابعه و تحت پوشش خود را از طریق R.T.Uها و خطوط مخابراتی دریافت میکنند و سپس اطلاعات هر مرکز دیسپاچینگ فوق توزیع از طریق خطوط فیبر نوری به مرکز اصلی دیسپاچینگ فوق توزیع تهران (T.R.D.C) واقع در ساختمان مرکزی برق تهران انتقال مییابد و این مرکز ضمن دسترسی به تمامی اطلاعات پستها، قابلیت ارسال فرمانهای تعریف شده برای آن را دارا میباشد.
524ـ فرامینی که از مراکز دیسپاچینگ بوسیلة کامپیوتر و توسط کانالهای مخابراتی از قبیل P.L.C و یا کابل به R.T.U ارسال میگردد توسط R.T.U پردازش شده و اعمال زیر را انجام میدهد:
1ـ انتقال دهندة فرمان قطع و وصل از مرکز کنترل به پست.
2ـ نشان دهنده مقادیر دستگاههای اندازهگیری در مرز کنترل (ولتاژ، جریان و...).
3ـ نمایش دهندة وضعیت کلیدها (قطع و یا وصل) و آلارمها در مرکز کنترل.
525ـ ارتباط پایانه با مرکز کنترل تنها یک ارتباط مخابراتی است در حالی که ارتباط پایانه با فرآیند تحت کنترل با توجه به سیگنالها (دیجیتال، آنالوگ و...) متفاوت است.
526ـ معمولاً جمعآوری سیگنالهای ورودی و خروجی مورد نیاز پایانه در تابلوی مارشالینگ راک صورت میپذیرد.
527ـ بخش اول: وظیفه حفاظت و تطبیق سیگنالها
بخش دوم: شامل کارتهای I/O (ورودی / خروجی) استاندارد جهت دریافت و یا ارسال سیگنال است.
بخش سوم: قسمت مخابراتی پایانه است که جهت ارتباه راه دور به کار رفته و علاوه بر آن ارتباط اجزاء گسترده و پیرو پایانه را با بخش مرکزی برقرار میسازد.
بخش چهارم: قسمت هوشمند پایانه است که ارتباط کل سیستم و پردازش داده را بر عهده دارد.
بخش پنجم: شامل تجهیزات جانبی است جهت ارتباط کاربر با سیستم (تست و عیبیابی)
528ـ 1ـ P.L.C 2ـ سیستمهای رادیویی طیف گسترده
3ـ کابل مخابراتی 61 زوجی 4ـ مایکرو ویو
5ـ فیبر نوری 6ـ Leased Line یا کابلهای مخابراتی اجارهای
7ـ سیستمهای ماهوارهای (در حال حاضر در برق تهران استفاده نمیشود).
529ـ نقاط (Points) مختلف فرآیند تحت کنترل توسط کابلهایی از محوطه (Field) به تابلوی مارشالینگ راک (M.R) میآید و از آنجا به ترمینالهای ورودی/خروجی پایانه متصل میشود که این نقاط شامل تغییر وضعیت کلیدها، سکسیونرها، آلارمها یا ورودیهای اندازهگیری (Measurand) و فرمانهای کنترل Close/Trip، Raise/Lower، On/Off و... میباشد.
530ـ فیبر نوری تکنولوژی جدیدی برای انتقال اطلاعات و ارسال دیتا است، به خصوص در مواقعی که حجم زیاد اطلاعات و مسافتهای طولانی درنظر باشد. به طوری که از هر تار فیبر نوری میتوان 120000 کانال مخابراتی که برابر با 10 گیگابایت در ثانیه است را ارسال نمود. انتقال اطلاعات توسط نور لیزر و با استفاده از ترمینالهای نوری و از طریق تارهای فیبر نوری به مسافتهای طولانی منتقل میشود، به طوری که برد سیگنالها تا مسافت 160 کیلومتر بدون تکرار کننده نیز میرسد.
ماده اولیه فیبر نوری از دی اکسید سیلیس تشکیل شده است که همان ماده اولیه شیشه است و برای افزایش یا کاهش ضریب شکست نور از موادی مثل اکسید ژرمانیوم یا اکسید فلوئور استفاده میشود. فیبر نوری از سه بخش عمده تشکیل شده است:
1ـ Core
2ـ Cladding
3ـ Coater
Core انتقال دهندة نور و Cladding منعکس کنندة نور میباشد. Coater یک روکش لاستیکی است که از Core و Cladding محافظت مینماید.
531ـ هدف از به کارگیری شبکه فیبر نوری در برق تهران، دریافت اطلاعات از نیروگاهها و پستهای در دست بهرهبرداری، ضرورت اتوماسیون شبکه توزیع و فوق توزیع به خصوص در مناطق حساس شبکه و جلوگیری از خاموشیهای ناخواسته، برنامهریزی دقیق به منظور بهرهبرداری صحیح از پستها و نیروگاهها، اعمال هماهنگی و کنترل فرکانس شبکه چه در بخش تولید و چه در بخش انتقال، برقراری ارتباط بین دیسپاچینگ فوق توزیع اصلی با سایر دیسپاچینگهای فرعی، برقراری ارتباطات محدودة برق تهران به منظور پوشش مخابراتی و اتصال آنها به کلیه دیسپاچینگهای منطقهای و دیسپاچینگ ملی و در نهایت افزایش بهرهوری از طریق انتقال اطلاعات میباشد.
532ـ 1ـ تست ارسال اطلاعات از هر یک از تجهیزات یا مارشالینگ راک: در این مرحله برای هر یک از تجهیزات، قطع و وصل و خارج کردن تجهیزات از محل خود انجام میگیرد و ارسال اطلاعات در مارشالینگ راک تست میشود.
2ـ تست ارسال اطلاعات از مارشالینگ راک تا مرکز دیسپاچینگ: در این مراحل فرامین از مارشالینگ راک به صورت دستی ارسال میگردد و بایستی در مرکز دیسپاچینگ همان فرمانها دریافت گردد.
3ـ تست ارسال اطلاعات از تأسیسات تا مرکز دیسپاچینگ (تست واقعی): در این مرحله قطع و وصل هر یک از تأسیسات در پست انجام میشود. علائم و اندیکاتورهای عمل کرده در پست با مرکز دیسپاچینگ تست میشود.
533ـ هدف از سیستم رادیو ترانک بهبود کیفیت ارتباطات مورد نیاز در شبکه مخابراتی و بیسیم با درنظر گرفتن حداقل تداخل، ایجاد قابلیت دسترسی به کانال به شکل بهینه در موارد ضروری و در کوتاهترین زمان و مدیریت بر شبکه بیسیم است. ترانکینگ عبارت است از اختصاص خودکار و پویای تعداد محدودی کانال رادیویی به تعداد زیادی استفاده کننده و این کانالها در یک سیستم ارتباطی رادیو ترانک، سیستم به صورت هوشمند، کاربران را با کانالهای آزاد تغذیه میکند. در پروژه رادیو ترانک برق تهران این سیستم در باند فرکانس U.H.F به طور کامل جایگزین شبکه بیسیم فعلی خواهد شد.
534ـ 1ـ دسترسی سریع
2ـ کارایی طیفی که مبتنی بر دو عامل است الف: همه استفاده کنندگان به صورت مشترک از تمام کانالهای موجود در سیستم استفاده میکنند. ب: تا هنگام وجود تقاضای ارتباط، هیچ کانالی آزاد باقی نمیماند و سیستم کنترل به محض وصول تقاضای سرویس کانالهای آزاد را اختصاص میدهد.
3ـ کاهش و حذف سطح داخل: استفاده انحصاری رادیو ترانک از فرکانسها، تداخل هم کانال را حذف میکند.
4ـ بهبود مشخصههای عملکرد سیستم، از قبیل کاهش زمان انتقال متوسط برای یک کانال
5ـ ویژگیهایی از قبیل امکان برقراری سطوح اولویت دهی، اعلام خروج از برد پوشش، تلاش مجدد برای برقراری ارتباط هنگام اشغال بودن سیستم و بالا بودن قابلیت اطمینان سیستم.
535ـ در این سیستم کاربران چون کانال را به صورت انحصاری بکار میبرند فقط مکالمه مربوط به خود را خواهند شنید و در بقیه زمانها غیرفعال هستند و با توجه به انتخاب تصادفی کانال توسط سیستم ترانک، شنود ارتباطی صوتی گروه یا شخص خاص از کاربران برای کاربر غیرمجاز دشوار است.
333ـ استفاده از رله بوخهلتس، خاص ترانسفورماتورهاي روغني است و بنابارين در ترانسفورماتورهاي خشك، دليلي براي استفاده وجود ندارد. در اينگونه ترانسفورماتورها، براي آشكار نمودن اشكالات داخلي ترانسفورماتور، از رلههاي جرياني طرف فشار قوي و يا رله ديفرنسيال استفاده ميشود.
334ـ جريان نامي طرف 63 كيلو ولت:
جريان نامي طرف 20 كيلو ولت:
335ـ C.Tهاي موجود در بازار كشورها، نورمهاي خاصي دارد. نورم نزديك به جريان 275 آمپر، براي طرف 63 كيلو ولت، 300 آمپر است كه انتخاب ميشود. نورم نزديك به جريان 866 آمپر، براي طرف 20 كيلو ولت، 1000 آمپر است كه انتخاب ميگردد. با چنين انتخابي، اختلاف جرياني بين دو طرف ترانسفورماتور (در قسمت ثانويه) بوجود ميآيد كه به طريقي جبران ميشود.
336ـ راه از بين بردن اختلاف جريان طرفين در اين حالت، استفاده از ترانسفورماتور تطبيق (Matching Tr.) است كه همانند ترانسفورماتورهاي قدرت، سر (Tap)هاي مختلفي دارد و آن سري استفاده ميشود كه اختلاف جريان دو طرف را به حداقل رساند. ترانسفورماتور تطبيق بايد همان گروهبرداري ترانسفورماتور قدرت را داشته باشد تا اختلاف ناشي از چرخش فازها در طرفين را جبران نمايد. البته به هر مقدار هم كه توازن بين جريانهاي دو طرف را فراهم كنيم، باز هم در شرايطي اختلاف جريان وجود خواهد داشت، خصوصاً هنگامي كه تپ ترانسفورماتور اصلي در مقادير حداكثر يا حداقل قرار ميگيرد. لذا براي پايدار كردن رله ديفرنسيال، اين اختلاف را به عنوان حداقل تنظيم جريان عملكرد آن منظور ميكنيم تا در شرايط كار ترانسفورماتور و بروز اتصالهاي كوتاه خارج از محدوده رله ديفرنسيال، عملكرد بيمورد و قطع ناخواسته ترانسفورماتور اتفاق نيفتد.
337ـ اين وضعيت براي ترانسفورماتور قدرت به حالت بيباري معروف است. در اين وضعيت از اوليه فقط جريان مغناطيس كننده (Im) عبور ميكند كه حدود 1/0 جريان نامي است و بنابراين مقدار كمي دارد و اين مقدار در جريان پايدار كننده و تنظيم شده روي رله ديفرنسيال قبلاً لحاظ شده و مانع از عملكرد بيمورد رله به هنگام برقرار كردن ترانسفورماتور خواهد شد.
338ـ هر يك از المانهاي خط، كابل و ترانسفورماتور، به هنگام برقدار شدن، جريان زيادي ميكشند كه به جريان هجومي (Inrush Current) معروف است، اما به تدريج از مقدار آن كاسته شده و با تبعيت از منحنی ميرائي خاص خود، به حد ثابت و پايدار (Steady State) ميرسد. اين جريان شامل دو مؤلفه است، يكي D.C و ديگري A.C. مؤلفه D.C عبارت از همن منحني ميرا شونده است و منحني A.C نيز همان منحني سينوسي جريان است كه بر منحني ميرا شونده D.C سوار شده و مجموعاً يك منحني سينوسي ميرا شونده را ميسازند.
اين جريان مركب، غالباً با هارمونيكهاي زوج همراه است و از همين خاصيت زوج بودن هارمونيكهاي همراه با جريان هجومي، در جهت مصونسازي رله ديفرنسيال ترانسفورماتور استفاده ميكنند. زمان تداوم جريان هجومي در كابل يا ترانسفورماتور و يا به اصطلاح ثابت زماني آن، بستگي به مشخصه راكتانس سلفي و رزيستانس كابل يا ترانسفورماتور دارد. هرچه راكتانس سلفي (XL) بيشتر و رزيستانس (R) كمتر باشد، ثابت زماني بزرگتر بوده و جريان هجومي ديرتر به حالت پايدار ميرسد. جريان هجومي در كابلها غالباً باعث نگير شدن فيدرها ميشود، زيرا كه اندازه دامنه جریان در لحظه وصل فيدر، بيشتر از مقدار تنظيمي رله جرياني (از نوع زمان ثابت) بوده و باعث تحريك آن ميگردد.
در ترانسفورماتور نيز بدليل كشده شدن جريان مغناطيس كننده در طرف اوليه، بين دو طرف اختلاف ايجاد شده موجب تحريك رله ديفرنسيال ميگردد و از همين رو تمهيدي انديشيده شده و يك رله حساس به هارموني زوج كه در درون رله ديفرنسيال تعبيه شده، در لحظه وصل ترانسفورماتور، تحريك شده و مدار فرمان قطع رله ديفرنسيال را براي مدت زمان كوتاهي باز ميكند تا ترانسفورماتور بتواند جريان هجومي را پشت سر گذاشته برقدار شود.
339ـ حفاظت ديفرنسيالي براي حفاظت ترانسفورماتور در مقابل كليه اتصاليهايي كه در محدوده واقع بين ترانسفورماتورهاي جريان طرفين ترانسفورماتور قدرت اتفاق ميافتند بكار ميرود و بنابراين به هر دليل كه جريانهاي ورودي و خروجي ترانسفورماتور قدرت از تعادل خارج شود، رله تحريك ميشود؛ حتي اگر اين عدم تعادل، بواسطه اتصالي بين خروجي يكي از بوشينگها با بدنه ترانسفورماتور باشد.
340ـ حفاظت بدنه ترانسفورماتور قدرت را در مواردي بكار ميبريم كه از رله ديفرانسيال برخوردار نباشيم. در اين موارد، براي آنكه ترانسفورماتور در برابر اتصاليهاي واقع بر بدنه ترانسفورماتور (مثل اتصالي يكي از سيمهاي خروجي از بوشينگها با بدنه) حفاظت شود، مجبور هستيم جريان برقرار شده در بدنه را از يك نقطه معين به زمين هدايت كنيم تا قابل اندازهگيري و كنترل باشد. از همين رو چهار چرخ ترانسفورماتور را با قرار دادن ايزولاسيون كافي (مثل لايههاي فيبر شيش) از زمين عايق كرده و بدنه را فقط توسط يك سيم و با واسطه يك C.T زمين ميكنيم تا هنگام بروز اتصالي و عبور جريان فاز از بدنه به زمين، رله جرياني متصل به خروجي C.T، فرمان قطع طرفين ترانسفورماتور را صادر كند. توجه شود كه در اين نوع حفاظت لازم است كليه جعبههاي حاوي وسائل و مدارات الكتريكي متصل به بدنه ترانسفورماتور، از بدنه ترانسفورماتور ايزوله شوند زيرا كه در غير اينصورت با ايجاد اتصالی هر يك از اين مدارات با بدنه، موجبات عمل رله بدنه و قطع ترانسفورماتور فراهم ميآيد.
341ـ وقتي بخواهيم يك مسير طولاني مثلاً يك كابل به طول 20 كيلومتر را به روش ديفرنسيالي و با قرار دادن و C.T در طرفين حفاظت كنيم دچار مشكل ميشويم. يك مشكل اين است كه سيمهاي رفت و برگشت طرفين هزينه بر و ثانياً داراي امپدانس قابل توجه و همين طور تلفات زياد ميشود. مشكل دوم آن است كه به هنگام جريان دادن كابل، جريانهاي ابتدا و انتهاي كابل به دليل پديده جريان هجومي و نيز به دليل عبور جريان خازني در طول مسير، متفاوت خواهد شد و همچنين مشكل تنظيمات رله براي بارهاي مختلف را نيز بايد به اين مشكلات افزود. به اين دلايل، كاري ميكنيم كه به جاي مقايسه جريانها در طرفين، جريانها را در محل خود به ولتاژ بسيار كم تبديل نموده (توسط ترانس اكتور) و آنگاه مقدار اين ولتاژها را به صورت فركانس به طرف ديگر مدار مخابره و با نظير خود مقايسه كنيم. اين روش، شماي سادهاي است از طرح رله ديفرنسيال طولي. اصطلاح طولي در برابر حفاظت عرضي كه خاص حفاظت از وسايل با ابعاد محدود (مثل ترانسفورماتور يا ژنراتور) ميباشد، بكار ميرود.
342ـ از آنجا كه هر دو ولتاژ A.C و D.C داخل پست با زمين پست ارتباط دارند، اتصال هر يك از آنها به بدنه ترانسفورماتور و در نتيجه زمين پست (از طريق سيمي كه بدنه را به زمين متصل ميكند)، باعث عبور جريان اتصالي و در نهايت تحريك رله بدنه و فرمان قطع ترانسفورماتور ميشود.
343ـ فرمان رله بدنه ترانسفورماتور، لحظهاي و بدون تأخير است، زيرا كه اتصال ايجاد شده در بدنه ترانسفورماتور را ميبايد بدون فوت وقت و پيش از وارد آمدن خسارت به ترانسفورماتور قطع كند. در مواردي هم اتصالي واقع در بدنه ترانسفورماتور ميتواند ناشي از حوادث انساني باشد، نظير مواقعي كه تعميركار در بالاي ترانسفورماتور مشغول كار است و ترانسفورماتور به اشتباه برقدار ميشود (در سيستمهاي فيدر ترانسي) و طبيعاً تأخير در قطع جايز نيست.
344ـ رله بدنه ترانسفورماتور فقط در موارد برقدار شدن بدنه تحريك ميشود. بنابراين بروز اتصال حلقه در ترانسفورماتور (بدون آنكه سيم پيچ به بدنه اتصالي كند)، بدنه ترانسفورماتور را برقدار نميكند تا موجب عملكرد رله بدنه گردد.
345ـ هر عاملي كه باعث عبور جريان از رله بدنه (بيش از حد تنظيمي آن) گردد، عملكرد رله را باعث خواهد شد از جمله جريان بسيار زياد ناشي از صاعقهاي كه به ترانسفورماتور برخورد ميكند.
347ـ براي برقراري جريان، طبيعي است كه بايد مدار بستهاي وجود داشته باشد. به عبارت ديگر، جريان از طريق فاز اتصالي شده با بدنه، به زمين ميريزد و از مسير نوترال شبكه و ترانسفورماتور نوتر به شبكه و نهايتاً به نقطه اتصالي برميگردد. چنانچه نوترال شبكه باز باشد، بستگي به اين خواهد داشت كه صفر ستاره پست بعدي زمين شده باشد يا نه. اگر زمين شده باشد، عملكرد رله بدنه بستگي به امپدانسهاي مسير خواهد داشت و در صورتيكه زمين نشده باشد، طبيعتاً مسير جريان برقرار نبوده و رله بدنه عمل نخواهد كرد. البته در هر حال، مقداري جریان خازني وجود خواهد داشت اما اين جريان خازني به تنهايي به آن مقداري نميرسد كه تحريك رله بدنه را فراهم آورد. در خصوص مسأله مورد اشاره، اين مدار بسته، به صورت شكل زير خواهد بود.
348ـ از عوامل عمده تخريب ترانسفورماتورهاي قدرت، افزايش درجه حرارت ناشي از اضافه بارها و تنشهاي ديناميكي ناشي از جريانهاي اتصال كوتاه است. اضافه ولتاژهاي ناشي از امواج سيار (مربوط به صاعقه و كليد زنيها) نيز معمولاً آثار بسيار سوئي بر ترانسفورماتورها و ژنراتورها و موتورهاي بزرگ باقي ميگذارد. كاهش فركانس نيز كه موجب افزايش شار و در نتيجه افزايش جريان ميشود براي ترانسفورماتورها خسارت به بار خواهد آورد.
349ـ خير، كاهش فركانس قدرت در ترانسفورماتور، مطابق رابطه ، موجب كاهش راكتانس سيم پيچها شده و در ولتاژ ثابت، موجب افزايش جريان ميشود. به عبارت ديگر، جريان و فركانس شبكه در رابطه معكوس با هم قرار دارند.
350ـ خير، رابطه جريان و شار ايجاد شده، يك رابطه مستقيم است، يعني هرچه جريان بيشتر باشد، شار توليدي بيشتر خواهد شد. .
351ـ خير، هميشه مقداري از شار ايجاد شده از طريق بدنه ترانسفورماتور و مقداري هم از طريق هوا مدار خود را ميبندد كه به اين دو شار پراكنده اتلاق میشود.
352ـ بله، شار كه شكل مغناطيسي و معادل جريان الكتريكي است، موجب تلفات حقيقي بوده و ايجاد حرارت ميكند. بنابراين بالا بودن مقاومت مغناطيسي هسته (رلوكتانس) كه موجب كاهش شار عبوري از هسته و در نتيجه افزايش شار پراكندگي ميشود به افزايش دماي بدنه كمك خواهد كرد.
353ـ رله اضافه شار به دو پارامتر ولتاژ و فركانس حساس است. فرمول پايه به اكر گرفته شده در اينگونه رلهها معمولاً به صورت زير است:
354ـ زيرا كه اين ترانسفورماتورها، بيش از ترانسفورماتورهاي منصوب در پستهاي واسطه و معمولي در معرض وقوع تغييرات فركانس و تغييرات ولتاژ هستند. كاهش فركانس افزايش جريان و افزايش شار را بدنبال دارد و اضافه ولتاژ فركانس قدرت نيز بنوبه خود افزايش جريان و در نتيجه افزايش شار زياد را در پي خواهد داشت و اگر اين دو يعني كاهش فركانس و افزايش ولتاژ همزمان روي دهد، ميزان افزايش شار بسيار بزرگ خواهد بود و از همين رو اين رلهها به حاصل تقسيم ولتاژ بر فركانس به گونهاي حساس طراحي ميشوند تا با تجاوز شار از حد معيني، ادامه روال ايجاد شده ميسر نباشد. البته در اين حفاظت، نيازي به عملكرد سريع نداشته و قطع آني موردنظر نخواهد بود.
355ـ رلههاي بكار رفته در پستها معمولاًاز نوع D.C است به اين معني كه ولتاژ تغذيه فرمان آنها D.C ميباشد و علت هم آن است كه در مواقع قطع برق و خاموش شدن پست، از فرمانهاي حفاظتي برخوردار باشيم. اين ولتاژ D.C توسط سيستم باتريها فراهم ميشود و ولتاژ مطمئنتري نسبت به ولتاژ A.C داخلي پست است. اما زماني كه ولتاژ D.C پست، به عللي قطع شود، وظيفه آشكار كردن اشكال بوجود آمده به عهده چه ولتاژي خواهد بود؟ در اينجا است كه تغذيه فرمان رله قطع تغذيه D.C بعده سيستم A.C داخلي پست قرار داده ميشود. بنابراين سيستم A.C نگهبان D.C و سيستم D.C هم، نگهبان وضعيت A.C پست هست.
356ـ اضافه ولتاژهاي خطرناك معمولاً از طريق صاعقه و عمليات كليدزني ايجاد ميشوند و در كار تخريب المانهاي عمده شبكه مثل ژنراتورها، ترانسفورماتورها، موتورهاي بزرگ و بانكهاي خازني، آن اندازه سريع هستند كه حفاظت تأسيسات در مقابل آنها از عهده رلهها خارج است (سريعترين رلهها كمتر از چند ميلي ثانيه بعمل درنميآيند در حاليكه سرعت تخريب اضافه ولتاژهاي سيار در ميكروثانيهها صورت ميگيرد.) و لذا حفاظت در برابر اين پديدهها را به برقگيرها محول ميكنند. اما اضافه ولتاژهاي ديگري نيز داريم كه از جنس خود ولتاژ شبكه هستند كه اضافه ولتاژهاي فركانس قدرت ناميده ميشوند. اين اضافه ولتاژها در اثر افزايش تپ ترانسفورماتورها و يا كاهش بار و امثالهم به وجود ميآيند كه غالباً بطئي و تدريجي هستند و در ضمن در كوتاه مدت، خسارتآميز نيز نخواهند بود و بنابراين لزومي به عكسالعمل آني در برابر آنها نميباشد. معمولاً تأخير حدود دقيقه را براي آنها منظور ميكنند.
در حالات كاهش ولتاژ شبكه نيز، وضع به همين منوال است و تأخير قابل توجهي تا صدور فرمان، قائل ميشوند و گاهي نيز فقط به صدور آلارم اكتفا ميكنند. اما در مواردي مثل مواقعي كه ولتاژ از حد مينيممي كمتر ميشود و بايد وسيله جبران كننده (تپ چنجر) از عمل بيفايده باز ايستد و يا مواقعي كه ولتاژ شبكه تا حد خطرناكي بالا ميرود (در نيمههاي شب كه بار كم شده و تپ چنجر نيز در وضعيت كار اتوماتيك نميباشد) قطع شبكه ضرورت خواهد داشت.
357ـ آرايش بانكهاي خازني در پستهاي فشار قوي، معمولاً به دو صورت است: ستاره زمين شده و ستاره دوبل. نوع اخير كاربرد فراوانتري يافته است. زيرا كه حفاظت قرار داده شده روي سيم مرتبط بين صفرهاي دو ستاره را ميتوان بسيار حساس قرار داد تا در صورت كاهش ظرفيت هر يك از خازنها نيز، حفاظت عمل كرده بانكها را از مدار خارج كند. ضمناً در اين نوع آرايش ميتوان به جاي ترانسفورماتور جريان از ترانسفورماتور ولتاژ نيز براي تحريك رله ولتمتريك استفاده كرده كوچكترين تغيير ولتاژ صفر ستارهها را كه ناشي از تغيير ظرفيت خازنها ميباشد، كنترل نمود.
358ـ خازنهاي فشار قوي عناصري هستند كه پس از بيبرق شدن، انرژي ذخيره شده خود را به سرعت از دست نميدهند و معمولاً حدود 10 دقيقه طول ميكشد تا به طور نسبي دشارژ شوند. براي همين هم در بانكهاي خازني، معمولاً رلهاي پيشبيني ميشود تا پس از بيبرق شدن بانك خازن، از برقدار شدن مجدد و بلافاصله آن جلوگيري كند (زمان وصل مجدد را يك تايمر تعيين ميكند). اين احتياطها به آن دليل است كه ولتاژ باقيمانده در خازنها به هنگام برقدار شدن مجدد، گاهي ولتاژ وصل را تشديد نموده موجبات انفجار خازن را فراهم ميآورد.
احتمال وقوع چنين مواردي از ناهنجاري، حتي هنگام در مدار بودن خازنها و انجام برخي عمليات كليدزني نيز وجود دارد و به همين علت است كه در برخي پستها دستورالعملي مبني بر قطع فيدرهاي خازن پيش از انجام مانور در فيدر ترانسها رايج شده است. ناگفته نماند كه اينگونه ناهنجاريها بستگي به لحظه كليدزني و وضعيت پلهاي بريكر نيز دارد.
359ـ حفاظت واقع بر نقطه صفر ستاره دوبل خازنها بسيار حساسا ست و در صورت پايين بودن تنظيم، كوچكترين تغيير ظرفيت هر يك از واحد خازنها را ديده، فرمان قطع صادر ميكند. بعضي اوقات با واقع شدن يكي از بانكهاي خازني در سايه، تغيير ظرفيت ايجاد ميشود و گاهي نيز در زمستان، كه يك واحد ستاره در سايه و سرما قرار ميگيرد چنين قطع ناخواستهاي را بوجود ميآورد و لازم است قدري از حساسيت حفاظت كاسته شود.
360ـ گاهي داخل يك واحد خازني، اتصال كوتاه بوجود ميآيد و جريان زيادي كشيده ميشود. ضمن آنكه احتمال تركيدن خازن نيز وجود دارد. در خازنهاي نوع قديمي كه محتوي اسيد خطرناك و آلودهساز ميباشد، انفجار هر واحد، آلايش محيط پيرامون را دربر دارد. لذا با تعبيه فيوزلينكها از عبور زياد جريان (به هنگام اتصالي) و باقي ماندن اتصالي براي مدتي طولاني و انفجار خازن جلوگيري ميشود، ضمن آنكه از مدار خارج شدن يك واحد خازن در نقطه صفر ستاره دوبل، ايجاد نامتعادلي نموده موجب عملكرد حفاظت ميگردد.
361ـ خازن جاذب جريان است و به هنگام وصل، جريان زيادي ميكشد و اين شارژ زياد، ممكن است باعث انفجار آن شود، لذا به صورت سري با آن، از يك پيچك يا چوك استفاده ميشود تا جريان زياد وصل را محدود كند.
362ـ احتمال بروز اضافه ولتاژها به هنگام كليدزني و يا بواسطه عبور امواج سياري كه در شبكه جابجا ميشود، در نقطه نصب خازنها وجود دارد و به همين لحاظ و براي زمين كردن اين اضافه ولتاژها پيش از ورود به خازنها، از شاخكهاي هوايي استفاده ميشود. اما از آنجا كه اين شاخكها در جذب امواج سيار سرعت كافي ندارند، بهتر است از برقگير استفاده شود. بد نيست بدانيد كه در نقطه صفر ستاره ترانسفورماتورهاي قدرت نيز كه احتمال بروز اضافه ولتاژها وجود دارد، برقگير نصب ميكنند.
363ـ بله، خازني كه از وضعيت نرمال خود دور ميشود، بتدريج بدنه آن متورم ميشود. اين وضعيت در خازنهي نيم سوخته و خازنهايي كه قسمتي از پليتهاي آنها دچار مشكل شده است نيز به چشم ميخورد. هر چند يك قاعده به حساب نميآيد، ولي علامت خوبي است براي تشخيص سريع خازنهايي كه از سلامت كامل برخوردار نيستند.
364ـ كار اصولي آن است كه خازنها را بتوان در موارد لزوم در مدار آورده يا از مدار خارج كرد. استفاده از خازن در بهبودبخشي به ضريب قدرت، نقش اساسي دارد. در پستها و يا كارخانجات، ضريب قدرت در همه احوال يكسان نيست و لازم است به تناسب و به مقدار لازم از خازنها استفاده شود.
دليل ساخت رگولاتور اتوماتيك براي در مدار آوردن خازنها نيز همين است. حال مشخص ميشود كه اگر يك بانك خازني را به صورت ثابت (Fixed) به شينه مصرف اضافه كنيم، چقدر اشتباه خواهد بود، خصوصاً هنگامي كه بار به كلي از مدار خارج ميشود، باقي ماندن خازن در شبكه معنايي نخواهد داشت. ممكن است گفته شود كه در بهبود ضريب قدرت شبكه كمك ميكند اما در مواقعي هم امكان دارد كه ضريب قدرت را منفي كند و اين خود ميتواند مشكل ساز باشد، بويژه در مواقعي كه مقدار خازنها قابل توجه باشد. مثال زير به درك خطرات احتمالي اين كار كمك خواهد كرد:
يكي از فيدرهاي 20 كيلو ولت پس از حدود 7 دقيقه كه از قطع آن توسط اپراتور گذشته بود، منفجر شد. براي مديران باور كردني نبود كه فيدري در حالت قطع منفجر شود. اما پس از تعويض بريكر مربوطه و نصب ثبات ضريب قدرت روي اين فيدر و تهيه گراف دو هفتهاي قضيه روشن گرديد.
اين حادثه در ايام جنگ و وفور نوبتهاي خاموشي اتفاق افتاده بود. در آن هنگام مصرف كنندگان به تجربه ميدانستند كه پس از هر خاموشي ميبايد مصرفهاي موتوري خود نظير يخچال و كولر و… را از مدار خارج كنند. در روز حادثه، قطع و وصل فيدر مزبور چندين بار تكرار شده بود و مصرف كنندهها براي پرهيز از سوختن وسايل خود و تا اعاده وضعيت نرمال و ثابت، كليه مصارف خود را از مدار خارج كرده بودند و اين بار كه مركز كنترل فرمان وصل فيدر را صادر كرده بود، به شهادت نوار اسيلوگراف، در شبكه فقط مصرف خازني وجود داشت و ضريب قدرت مقداري حدود 2/0 پيدا كرده بود و لذا وقتي دستور مجدد قطع براي فيدر مربوطه داده شده و اپراتور فيدر را قطع كرده بود، بريكر مربوطه ناتوان از خاموش كردن جرقه مانده و تداوم جرقه، پس از چند دقيقه موجب ايجاد حرارت در كنتاكتها و انفجار فيدر شده بود.
بررسيهاي بعدي در شبكه منجر به كشف اين واقعيت گرديد كه در يكي از كارخانجات تغذيه كننده از همان فيدر، يك بانك خازني قابل توجه به صورت ثابت و بيواسطه كليد در شبكه قرار گرفته بود و در هنگامي كه مصرف كنندگان خانگي (كه معمولاً بار سلفي به مدار تحميل ميكنند) از مدار خارج بودند، يك بار زياد خازني را به فيدر تحميل كرده بود (البته بايد بار خازني كابل منشعب از فيدر را هم در اين قضيه دخيل دانست) و ميدانيم كه فيدرهاي معمولي، توانايي قطع بارهاي خازني با ضريب قدرت كمتر از 45/0 را ندارند و لذا جرقه پس از قطع در اين شرايط باقي مانده و حادثه را باعث شده بود.
365ـ براي سنجش فركانس، ولتاژ كافي است. دستگاه فركانس متر، وسيله سادهاي است كه نوسانات ولتاژ را تشخيص داده و آشكار ميكند.
366ـ دور ژنراتور، وابسته به جريان يا باري است كه از آن كشيده ميشود و هرچه جريان بيشتري از آن گرفته شود، دور آن و در نتيجه فركانس شبكه تقليل پيدا ميكند.
367ـ وقتي فركانس ژنراتور زياد ميشود، راكتانس سلفي شبكه كه تلفات غالب شبكه به حساب ميآيد، افزايش پيدا ميكند. در همين رابطه، راكتانس خازني كمتر ميشود و تفاوت اين دو كه راكتانس مجموع شبكه را بوجود ميآورد، باز هم بيشتر ميشود و در نتيجه تأثير افزايش فركانس ژنراتور در شبكه، معمولاً بصورت افزايش تلفات ظاهر ميشود و به همين خاطر است كه در مواقع كمبود توليد و براي پرهيز از اعمال خاموشي بيشتر، نيروگاه ناظم فركانس كه معمولاً يك نيروگاه آبي است، با كاهش فركانس (به مقدار كم)، از تلفات كاسته و ظرفيت مصرف را افزايش ميدهد.
368ـ در مواقعي كه افزايش بار منجر به افت فركانس ميشود و يا هر وقت كه فركانس شبكه به هر علتي افت كند، رلههاي حذف بار، كه هر يك تعدادي فيدر را پوشش ميدهد، بطور اتوماتيك اقدام به كم كردن بار ميكنند. گروهبندي فيدرهاي مورد قطع به ترتيب اولويت انجام ميشود. البته بهتر است كه اينگونه عمليات در پستهاي فوق توزيع انجام گيرد تا در هر پله فركانسي، حجم كمتري از مصرف كنندگان خاموش شوند. البته در پستهاي انتقال (معمولاً 230 كيلو ولت) نيز رلههاي فركانسي با تنظيمات پايينتري نصب شدهاند تا در صورت افت شديد فركانس، بدون فوت وقت و پيش از بهم خوردن پايداري شبكه، حجم وسيعتري از بار را (كه معمولاً خطوط 63 كيلو ولت و تغذيه كننده پستهاي فوق توزيع ميباشد) حذف كنند.
369ـ هر وقت كه محدوديت توليد داشته باشيم.
370ـ قطع آن گروه از فيدرها كه در فركانسهاي پايين صورت ميگيرد، نشان دهنده اهميت بيشتر آنها است. بدين معني كه فقط در زمانهاي افت شديدتر فركانس، قطع ميشوند.
371ـ مرحله اول = 2/49 هرتز مرحله دوم = 49 هرتز
مرحله سوم = 8/48 هرتز مرحله چهارم = 6/48 هرتز
372ـ خير، با توجه به شرايط شبكه و همچنين وضعيت توليد، همه ساله توسط شركت توانير، بررسي لازم انجام و در گروهبنديها تجديدنظر صورت ميپذيرد.
373ـ دو پارامتر ولتاژ و جريان. البته خود رله، زاويه بين ولتاژ و جريان دريافت شده را استخراج ميكند.
374ـ فرمول مورد استفاده در اين رله، همان رابطه توان است:
W = K.U.I.COS
ضريب K نيز بستگي به نوع رله دارد.
375ـ بله، كلاً رلههايي كه زاويه ولتاژ و جريان سيستم را تشخيص ميدهند، ميتوانند جهتي باشند.
376ـ در مواقعي كه خط مورد حفاظت از نقاط كوهستاني و يا جنگلي عبور ميكند. در اين دو وضعيت، احتمال بروز جرقه با مقاومت بالا (High Resistance) وجود دارد. براي مثال، در يك نقطه كوهستاني و سنگلاخي، و در تابستان، چنانچه سيم فاز، پاره شده و روي صخرهها بيفتد، احتمال دارد كه جريان كمي با زمين برقرار شود. در تماس فاز با شاخه درختان خشك نيز چنين حالتي پيش ميآيد. در چنين احوالي به دليل كم بودن جريان اتصالي، رلههاي معمولي و احياناً رله ديستانس نيز با تنظيمي كه دارند، ناتوان از تشخيص بروز اتصالي ميمانند. اما رله واتمتريك، به دليل دريافت ولتاژ رزيجوال، گشتاور لازم براي تحريك را پيدا كرده و به دقت عمل ميكند. به همين دليل است كه از رلههاي ديستانس استفاده ميشود.
377ـ 1ـ در مواقعي كه بخواهيم ژنراتوري را با شبكه پارالل كنيم.
2ـ به هنگام پارالل كردن دو شبكه مختلف
3ـ به هنگام وصل دو خط با يكديگر، كه به دو قسمت مختلف شبكه متصل بوده و اين دو شبكه به لحاظ فاصله (تا نقطه مورد وصل) اختلاف فاحش دارند.
4ـ در مواقع بار زياد
378ـ سه پارامتر:
1ـ اختلاف فركانسها
2ـ اختلاف دامنه ولتاژها
3ـ اختلاف فاز
379ـ ولتاژها در نقاطی با هم جمع و در نقاطی از هم کم شده و در مجموع یک فرکانس موجی پدید میآید که تأثیر آن در شبکه به صورت کم نور و پر نور شدن تناوبی لامپها خواهد بود.
380ـ در پستهای فشار قوی، روی بریکر کوپلاژی که دو باسبار متفاوت را به هم مربوط میسازد.
381ـ در یک پست دایر، یکسان بودن توالی فازهای دو طرف بریکر، مسلم فرض میشود، زیرا که قبلاٌ هماهنگ شده و به اصطلاح همرنگی ایجاد شده است. اما چنانچه خط جدیدی دایر شود، لازم است که توالی فازهای خط جدید با توالی فازهای موجود پست همرنگ یا سازگار شود.
382ـ حفاظتهای مهم خطوط انتقال نیرو:
1ـ رله دیستانس که اصلیترین حفاظت خطوط انتقال نیرو میباشد و ملحقات آن مثل رله اتورکلوزر، رله ولتاژی، رله قفل کننده در مقابل نوسانات قدرت و غیره میباشد.
2ـ رلههای اورکارنت و ارت فالت.
383ـ رله دیستانی یک رله سنجشی است که نسبت ولتاژ و جریان در آن سنجیده میشود لذا مقدار جریان فالت به تنهایی در آن مؤثر نیست. اگر در حالت فوقالذکر افت ولتاژ ناشی از فالت به اندازهای باشد که نسبت افت ولتاژ به جریان فالت در حدود اندازهگیری رله باشد، رله دیستانس آن را احساس نموده و فرمان قطع را صادر مینماید.
384ـ رله اتورکلوزر همانطور که از اسمش مشخص میشود یک رله وصل مجدد اتوماتیک است که پس از قطع کلید در اثر عملکرد حفاظت رلههای دیستانس، اورکارنت و ارت فالت، به طور خودکار و پس از زمان تنظیمی آن فرمان وصل مجدد میدهد. زمانهای مربوط به این رله دو نوع است:
1ـ زمان وصل مجدد تک فاز یا سه فاز که به نام زمان مؤثر موسوم است که دقیقاٌ پس از قطع کامل کلید شروع میگردد و پس از سپری شدن آن فرمان وصل مجدد را میدهد.
2ـ زمان ریکلیم (زمان احیاء یا برگشت) این زمان پس از وصل مجدد و وصل کامل کلید شروع میشود و برای این است که اگر پس از وصل مجدد در اثنای زمان ریکلیم فالت مجدد روی دهد یا فالت هنوز پایدار باشد بلافاصله فرمان قطع صادر و وصل مجدد صورت نگیرد.
385ـ رله دیستانس و رلههای جریانی
386ـ رله اتصال زمین و رله دیستانس
387ـ برای این خطوط علاوه بر حفاظتهای معمول از رلههای ماکزیمم جریان جهتی استفاده میشود.
388ـ الف) مشخصه امپدانسی
ب) مشخصه راکتانسی
ج) مشخصه موهو: عکس امپدانس عمل میکند و طوری طراحی میشود که کمی قبل از محل نصب خود را نیز میبیند.
389ـ این رله برای حفاظت باسبار و در مواقعی برای حفاظت در مقابل اتصال زمینهای دارای مقاومت بالا؛ مثلاٌ در جاهایی که خط از نقاط کوهستانی عبور میکند، مورد استفاده قرار میگیرد.
390ـ رله رزیجوآل (ولتاژ یا جریان) در این مواقع عمل میکند.
391ـ رله دیستانس رلهای است که عملکردش بر اساس اندازه امپدانس، راکتانس یا مقاومت هر فاز خط از محل نصب رله تا نقطه وقوع اتصالی است و زمان عملکرد رله (T) برحسب فاصله بین رله و محل اتصالی تغییر میکند و این زمان با افزایش فاصله به طور یکنواخت یا به صورت مرحلهای (پلهای) یا مرکب بیشتر میشود.
392ـ معمولاٌ یک رلة واتمتریک و یا یک رلة E/F
393ـ مطابق شکل زیر و با توجه به آنکه تغذیه از دو طرف و رلههای فرمان دهنده از نوع دیستانس میباشند، اگر فالتی در نقطه M اتفاق بیفتد رلههای مربوط به دیژنکتورهای B1 و A1 از یک طرف و C1 و C1 از طرف دیگر و به ترتیب زمانی بایستی تحریک شوند و در مرحله اول، محدوده فالت را جدا نمایند و احتیاجی نیست که رلههای مربوط به دیژنکتورهای B2، A2، C2 و D2 تحریک گردند زیرا این عمل منجر به عملکرد بریکرهای A، D، C و B میگردد. برای جلوگیری از این امر رلههای دیستانس را مجهز به المان دایرکشنال (جهتدار) مینمایند تا جهت تحریکپذیری رله را بتوان مشخص نمود. بطور خلاصه، در زون نخست، C1 و B1 و در زونهای بعدی D1 و A1 عمل میکنند و در مرحلة بعد که حفاظت غیر جهتی به عمل درمیآید، امکان عملکرد رلههای B2، C2، A2 و D2 نیز وجود دارد.
394ـ به جریان و ولتاژ بستگی داشته و شبیه کنتورها عمل میکنند (وسایل اندازهگیری اندوکسیونی)
395ـ خیر، بعضی از این رلهها راکتانسی هستند و رزیستانس را لحاظ نمیکنند و همین مسأله، سبب خطای محاسبه آنها میشود. البته این شکل از سنجش، در مواردی کاربرد خاص خود را دارد و یک ویژگی محسوب میشود. (مثل خطی که از جنگل عبور میکند). بعضی از رلهها هم عکس امپدانس را دریافت میکنند که محسنات دیگری دارند.
397ـ برای حفاظت خطوط و گاهی کابلهای با اهمیت و همچنین در برخی موارد برای حفاظت ترانسفورماتورهای قدرت و نوعی خاص از آنها را برای حفاظت باسبار مورد استفاده قرار میدهند.
398ـ در حفاظت خطوط، رله دیستانس، حفاظت اصلی به حساب میآید و رلههای جریانی فاز و زمین و همین طور رله واتمتریک، از جمله حفاظتهای پشتیبان محسوب میشوند. این امر به آن دلیل است که زمان عملکرد رله دیستانس برای قطع خط مورد حفاظت بسیار کم و زمان عملکرد رلههای جریان زیاد نسبتا زیاد است. در عین حال، دقت عمل رله دیستانس نسبت به رله جریانی برتری قابل ملاحظهای دارد.
399ـ در خطوطی که حداقل جریان اتصال کوتاه، بیشتر از حداکثر جریان بار باشد.
400ـ در تنظیمگذاری رله دیستانس به گونهای عمل میکنند که رله، خطوط پیش روی خود را به چند ناحیه (Zone) تقسیم کند. این تقسیمات را میتوان به اختیار، کوتاه یا بلند انتخاب نمود. البته برای این کار قاعده نسبتا معینی وجود دارد و معمولاً 85٪ خط مورد حفاظت را ناحیه یا زون اول، از پایان زون اول تا 20٪ از خط بعدی را (که در حفاظت رله دیستانس همان خط قرار دارد)، زون دوم و از آنجا تا 40٪ خط بعدی را زون سوم و الی آخر درنظر میگیرند. البته فرد محاسبهگر، با توجه به شناختی که از شبکه، طول خطوط، رلههای دیستانس پشت سر هم و غیرو دارد، میتواند زونبندیها را کم و زیاد کند، به استثناء زون نخست که تقریباً ثابت است.
401ـ معمولاً زمان زول اول را آنیً زمان زون دوم را 6/0 ثانیه و زمان زون سوم را 2/1 ثانیه و زمان زون چهارم را 8/1 ثانیه قرار میدهند.
402ـ در سنجش امپدانس خط توسط رله دیستانس، خطاهای مختلفی صورت میگیرد (از جمله خطای C.T، خطای P.T، خطای محاسبه، خطای تنظیمگذاری، خطای احتساب طول خط، خطای جرقه، خطای ناشی از تأثیر خطوط موازی و...) و تأثیر این خطاها میتواند به صورت افزایشی یا کاهشی باشد و از آنجا که احتمال دارد این خطاها در مواردی در یک جهت با هم جمع شده و خطای رله به طور قابل ملاحظهای زیاد شود و احیاناً مثلاً اتصالی واقع بر اوایل خط بعدی را در زون نخست خود دیده و به عمل درآید (تداخل در کار رله بعدی)، لذا قدری از طول خط مورد حفاظت (حدود 15٪) را از محدوده زون یک کم کرده و فقط 85٪ طول خط را به زون یک میسپارند و آن 15٪ را که اصطلاحاً زون مرده (Dead Zone) گفته میشود بعلاوه 20٪ از تکه خط بعدی را به زون دوم (با زمان 6/0 ثانیه) محول میکنند و چارهای جز این نیست. البته هرچه C.T، P.T و رله دیستانس بکار رفته و همچنین اندازهگیری طول خط و سنجش تأثیرات جانبی محیط از دقت بیشتری برخوردار باشد، میتوان ناحیه مرده را کوتاهتر نمود. در رلههای جدید، این ناحیه به 10٪ تقلیل یافته است.
403ـ عضو راهانداز (Starter)
عضو سنجشی (Measuring)
عضو جهتی (Directional)
404ـ عضو راهانداز، خود دارای تنظیم است و لذا با هر تغییر جریان و ولتاژی به عمل درنمیآید. اما جریان و ولتاژ ترانسفورماتورهای جریان ولتاژ، دائماً بر آن تأثیر گذاشته و این واحد در حال آمادهباش قرار دارد.
405ـ واحد سنجشی وقتی وارد مدار میشود که رله راهانداز تحریک شده باشد. در آن صورت جریان و ولتاژ فاز اتصالی شده (و یا هر ترکیب دیگری که خاص طراحی رله میباشد) به واحد سنجش اعمال شده و آن را وادار به تصمیمگیری میکند. واحد سنجش، زون را تشخیص داده و واحد زمانی را برای ایجاد تأخیر مناسب آن تحریک میکند. در روی واحد سنجش، تنظیمات زونهای مختلف قرار داده شده است. این تنظیمات، حداقل مقادیر لازم برای عملکرد هر زون میباشد. امپدانس دریافت شده با امپدانسهای تنظیمی مربوط به هر زون مقایسه میشود و بسته به زون تشخیص، رله فرمان لازم را صادر میکند.
406ـ خیر، به واسطه بزرگتر بودن امپدانس مسیر، جریان اتصالی کمتر است. کلاً هرچه از منبع دورتر میشویم، امپدانس دریافتی توسط رله بزرگتر و در نتیجه جریان اتصال کوتاه کمتر خواهد بود.
407ـ رله دیستانس معمولاً برای خطوط پیش روی خود تنظیم میشود و عملکرد در مقابل حوادث پشت سر خود را به رلههای ماقبل محول میکند و به همین دلیل ضرورت دارد که از واحد جهتی برای تشخیص اتصالیهای پس و پیش خود برخوردار باشد. البته مواردی پیش میآید که اتصالی واقع در پشت سر رله (مثلاً اتصالی روی باسبار پشت سر) باقی میماند و توسط رلههای دیگر پاک (Clear) نمیشود. در این موارد لازم میآید که رله دست بکار شده و فرمان قطع دهد. در بعضی رلههای قدیمی، کلیدی برای جهتی و غیرجهتی کردن رله تعبیه شده است، اما از آنجا که غیر جهتی نمودن رله، عملکرد سلکتیو حفاظت را به مخاطره میاندازد، لذا در رلههای جدید، عملکرد رله برای اتصالیهای پشت سر را به عهده زون چهارم رله میگذارند تا رلههای دیگر شبکه فرصت عملکرد داشته باشند و چنانچه اتصالی تا زمان انقضای زون چهارم ادامه یافت، رله فرمان قطع دهد.
408ـ رله دیستانس MHO (که عکس امپدانس را میسنجد)، علاوه بر حساس بودن نسبت به جهت اتصالی، در مقایسه با یک رله دیستانس امپدانسی (با همان امپدانسهای تنظیمی)، سطح کمتری از صفحه مختصات را پوشش میدهد (زیرا که مقدار امپدانس تنظیمی در رله MHO قطر دایره عملکرد را تشکیل میدهد در حالی که در رله امپدانس، برابر شعاع آن است)، این امتیاز باعث میشود که رله MHO در مقابل نوسانات قدرت (Power Swing) حساسیت کمتری داشته باشد.
شکل فوق عملکرد رلة امپدانس، مهو و آفست مهو را نسبت به نوسانات قدرت نشان میدهد
409ـ همان رله MHO است با اين تفاوت كه مشخصه آن كمي در جهت عكس مشخصه خط، جابجايي (Offset) پيدا كرده است و لذا مي تواند بخشي از پشت سر خود را نيز ببيند. بوجود آوردن اين توانايي به اين منظور است كه اگر رله باسبار پشت سر، براي اتصالي واقع بر باسبار عمل كند، اين رله نيز به عنوان پشتيبان آماده عمل شود. اگر فقط اين خاصيت رله، مورد نظر تنظيم گذار باشد، فقط كافيست وزن سوم رله داراي آفست باشد و برخورداري از آفست براي ساير زون ها لازم نخواهد بود.
401ـ مشخصه يك رله راكتانسي، يك خط مستقيم و موازي با محور Xها است و بنابراين نسبت به زاويه بين جريان و ولتاژ حساس نيست و فقط راكتانس خط را مي بيند و لذا نسبت به جرقه هاي اتصالي (كه داراي رزيستانس خالص است) بي تفاوت مي ماند. از اين خاصيت رله در مواقعي كه خط از جنگل عبور كرده باشد استفاده مي كنند زيرا كه در اين امور احتياج داريم براي تشخيص درست فاصله نقطه اتصالي، مقاومت جرقه با شاخه را كه بسته به مورد، زياد يا كم خواهد بود، در سنجش دخالت ندهيم.
411ـ خير، اگر به هنگام خط پارگي (Open Circuit) اتصالي رخ ندهد، (مثلاً فاز پاره شده در هوا معلق بماند) رله اين وضعيت را مشابه يك امپدانس بي نهايت (براي فاز مربوطه) مي بيند و بنابراين عملكردي نخواهد داشت، به عبارت دیگر، این حالت برای رله، به منزله یک اتصالی در بینهایت است که امپدانس بسیار بزرگی دارد و از محدوده تنظیمات زونهای رله خارج است. برای عکسالعمل در مقابل چنین مواردی لازم است که از رله مؤلفه منفی استفاده شود. در رلههای جدید، چنین واحدی وجود دارد و بنابراین سیستمهای حفاظتی جدید در برابر خط پارگیها نیز بدون عکسالعمل نمیمانند.
412ـ هنگامی که عدم تعادل ولتاژ (آنبالانسی) بوجود آید. برای مثال، هنگامی که سیستم دوفاز شود. در این صورت مجموع برداری ولتاژهای سه فاز، صفر نشده و این رله عمل خواهد کرد.
413ـ غالباً اتصال کوتاه سه فاز که در نزدیکی پست اتفاق بیافتد.
414ـ این رله میتواند فاصله محل اتصالی بوجود آمده روی خطوط را از محل رله تعیین کند.
415ـ این رله در صورت دریافت سیگنال از پست مقابل از طریق کابل پیلوت یا کریر عمل خواهد کرد و اقدام مناسب (قطع بریکر و یا تعویض زمان عملکرد) را انجام میدهد.
416ـ روش اول: زمان عملکرد رله با افزایش فاصله افزایش مییابد.
روش دوم: زمان عملکرد رله با مشخصه پلهای (Zone 1 سریع، Zone 2 با تأخیر، Zone 3 با تأخیر بیشتر) افزایش مییابد.
417ـ منحنی زمانی رله دیستانس معرف زمان قطع رله نسبت به مقاومت اتصالی بین محل نصب و نقطه اتصالی است.
418ـ الف) شروع کننده جریان زیاد: در شبکههایی که جریان اتصال کوتاه آن حتی در مواقع کم بار شبکه نیز از ماکزیمم جریان کار عادی و نرمال شبکه بیشتر باشد.
ب) شروع کنده کاهش ولتاژ: مورد استفاده در سیستمهایی که توسط مقاومت زمین شدهاند.
ج) شروع کننده امپدانسی: در یک خط انتقال طویل یا شبکه غربالی که بار شکم کم باشد (حداقل جریان اتصال کوتاه را داشته باشیم) کاربرد دارد.
419ـ رله دیستانس معمولاً برای خطوط پیش روی خود تنظیم میشود و حوادث پشت سر را برای رلههای ماقبل میگذارد و بنابراین میباید از واحد جهتیاب برای تشخیص اتصالیهای پس و پیش خود برخوردار باشد. البته در مواردی که اتصالی پشت سر رله باقی میماند و توسط رلههای پشت سر پاک (Clear) نمیشود، این رله دست به کار شده و مدار را قطع میکند و این حالت البته در صورتی اتفاق خواهد افتاد که رله را از قبل برای چنین رفتاری تنظیم کرده باشیم. در یکی از نوع رله دیستانس، طرح به این صورت است که اگر اتصالی در شبکه پشت سر باقی مانده و تا خاتمة زمانزون چهارم ادامه یابد، رله فرمان قطع میدهد.
420ـ برای اینکه رله دیستانس در اتصالیها آمادگی بیشتری داشته باشد.
421ـ کدام رله دیستانس 21 رله دیفرانسیل ترانسفورماتور T87 میباشد.
422ـ جهت همزمان باز کردن کلیدهای دو طرف نقطه اتصال از وسائل مختلفی استفاده میشود که یکی استفاده از کریر بوده که با فرستادن پالسی به پستهای مقابل این عمل انجام میگیرد.
423ـ حاصل ضرب عدد انتخاب شده روی رله در عکس نسبت تبدیل C.T یا P.T را مقدار اولیه گویند.
424ـ در حالت نوسانات قدرت رله دیستانس نبایستی عمل بکند لذا دراین حالت رله دیستانس قفل شده و به خاطر تغییرات بوجود آمده در نسبت (تغییر امپدانس در زمان) رله عمل نمیکند.
268ـ نظر به اينكه ساخت كليه دستگاههاي حفاظتي و اندازهگيري به صورت پرايمري به دلائل فني تقريباً غيرممكن و غيراقتصادي ميباشد، لذا اين ترانسفورماتور، جريان شبكه را به مقادير استاندارد 1 يا 5 آمپر كاهش ميدهد تا قابل استفاده در دستگاههاي حفاظتي و اندازهگيري در مدارات ثانويه گردد.
269ـ ترانسفورماتور ولتاژ براي پايين آوردن ولتاژ به منظور اندازهگيري و استفاده در سيستمهاي حفاظت و همچنين سنكرونيزاسيون (براي پارالل كردن خطوط و ژنراتور با شبكه) به كار ميرود.
270ـ به دو دليل:
الف) به لحاظ اقتصادي (عايقبندي ترانسفورماتور ولتاژ سادهتر ميشود).
ب) امكان بهرهگيري از آن براي دستگاه مخابراتي پي ال سي.
271ـ C.T. به طور سري، P.T. به طور موازي، راكتور و خازن هم به طور سري و هم به طور موازي و برقگير به طور موازي در مدار قرار داده ميشوند.
272ـ براي اندازهگيري كميتهايي چون جريان، ولتاژ، ، توان اكتيو، توان راكتيو و همچنين حفاظت، مورد استفاده قرار ميگيرند.
273ـ در صورت باز شدن ثانويه C.T. حين كار، فقط جريان مدار اوليه حضور خواهد داشت و E.M.T. يا نيروي الكتروموتوري بزرگي در ثانويه توليد و در ترمينالهاي ثانويه ظاهر خواهد شد و علاوه بر ايجاد خطرات جاني، انهدام عايقي مدار ثانويه را بدنبال خواهد آورد. به عبارت سادهتر، در هر دو سيم پيچ اوليه و ثانويه، نيروي محركه مغناطيسي (Magneto Motive Force) M.M.F توليد ميشود كه برخلاف هم هستند. M.M.F ثانويه قدري كوچكتر از M.M.F اوليه است و در نتيجه برآيند اين دو اندك است و همين برآيند است كه در هسته شار ايجاد ميكند و اين شار در حالت كار عادي C.T كوچك بوده و ولتاژ كمي در ثانويه بوجود ميآورد. وقتي ثانويه C.T در حال كار باز شود، M.M.F ثانويه صفر ميشود در حاليكه M.M.F اوليه ثابت باقي مانده است. در نتيجه M.M.F برآيند برابر با M.M.F اوليه خواهد شد كه بسيار بزرگ است. اين M.M.F شار زيادي در هسته C.T ميبندد كه خود باعث به اشباع رفتن آن ميشود. در عين آنكه ولتاژ زيادي در ثانويه ايجاد ميكند، از حد تحمل عايقي آن ميگذرد و ميتواند ترانسفورماتور جريان را منهدم كند. ولتاژ زياد بوجود آمده نيز ميتواند خطرناك باشد. در اين وضعيت، جريانهاي فوكو و هيسترزيس نيز زياد شده و ايجاد تلفات حرارتي و سبب آتش گرفتن C.T ميشود. همه اين مسائل اگر موجبات انهدام C.T را فراهم نياورد، كلاً باعث كاهش كيفيت C.T و تغيير نسبت تبديل و افزايش خطاي زاويه ميشود.
274ـ ترانسفورماتور جريان، مدار ثانويه را از مدار اوليه (كه داراي ولتاژ و جريان بالا است) ايزوله ميكند، ضمن آنكه از جريان بالاي اوليه مقداري فراهم ميآورد كه اولاً قابل اندازهگيري بوده و ثانياً بطور خطي و متناسب با مقدار مدار اوليه باشد. البته نقش C.T اندازهگيري همانند C.T حفاظتي نيست. يك C.T اندازهگيري فقط در شرايط عادي خط، مقادير متناسب با اوليه را ميسازد و در صورت بروز اتصالي در شبكه، به اشباع ميرود و با ثابت نگهداشتن جريان در ثانويه، از سوختن وسائل اندازهگيري جلوگيري ميكند. در حاليكه يك C.T حفاظتي وظيفه دارد در مواقع اتصالي مقدار جريان ثانويه را متناسب با مقدار اوليه به رله منتقل كند. هرگونه قصور C.T حفاظتي باعث ميشود كه عملكرد سلكتيو (انتخابي) رلههاي متوالي، بدرستي صورت نگيرد. بنابراين بايد C.T حفاظتي را به تناسب سيستم حفاظتي انتخاب نمود بنحوي كه به دقت با رلهها منطبق بوده و توأماً حفاظت كاملي را بوجود آورد.
275ـ يك ترانسفورماتور جريان طوري طراحي ميشود كه نسبت تبديل آن در محدودهاي از جريان اوليه ثابت باقي بماند. اين محدوده، چندين برابر جريان نامي است. همچنين چندين برابر، در حقيقت ضريبي است كه حد دقت C.T را بيان ميكند و ضريب حد دقت ناميده ميشود.
276ـ حاصلضرب ضريب حد دقت در جريان نامي C.T، جريان حد دقت را بدست ميدهد و آن جرياني است كه بيشتر از آن، C.T به اشباع ميرود و خطاي نسبت تبديل به سرعت زياد ميشود. مطابق تعريف، رابطه زير را ميتوان نوشت:
(A.L.C) = In. (A.L.F)
در اين رابطه:
جريان حد دقت = (A.L.C) = ACCURACY LIMIT CURRENT
ضريب حد دقت = (A.L.F) = ACCURACY LIMIT FACTOR
277ـ جريان ايجاد شده در ثانويه در حالت اتصالي
400/5 = 80
600/80 = 7.5 AMP
278ـ مصرف بسته شده روي يك ترانسفورماتور جريان و ضريب حد دقت آن (در آن مصرف) با يكديگر رابطه معكوس دارند: A.L.F = 1/Zload
بطور كلي، اگر از تأثير سيمهاي رابط صرفنظر كنيم، رابطه ضرايب حد دقت در دو بار (امپدانس) مصرفي متفاوت را ميتوان به صورت زير نوشت:
(A.L.F)1 Z1 = (A.L.F)2 Z2
در اين رابطه:
(A.L.F)1: ضريب حد دقت در بار Z1
(A.L.F)2: ضريب حد دقت در بار Z2
بنابراين هرچه امپدانس بار بيشتر شود، ضريب حد دقت كاهش پيدا ميكند. لذا ميتوان فهميد كه اتصالات شل (Loose Connections) در ثانويه، چه تأثير مخربي در به اشباع رفتن ترانسفورماتور جريان خواهد داشت، زيرا كه اين اتصالات شل، بر امپدانس مدار ثانويه خواهد افزود.
279ـ جهت جلوگيري از ظهور پتانسيل زياد نسبت به زمين در اثر القاء ولتاژهاي بالا (كه در پست وجود دارند)، لازم است كه مدارهاي ثانويه زمين شوند و طبيعي است که زمين شدن ثانويه ترانسفورماتور جريان فقط بايد در يك نقطه باشد، اگر چنانچه بيش از يك نقطه زمين شود، جريانهاي اتصالي با زمين و همينطور جريانهاي سرگردان پديد آمده در زمين پست (Stray Currents) بين اين نقاط، مسير تازهاي خواهند يافت و در مواردي باعث تحريك بيمورد رله خواهند شد.
280ـ الف) C.T نوع H براي:
1ـ آمپرمترها و احياناً دستگاههاي اندازهگيري.
2ـ رله ديستانس.
3ـ حفاظت اوركارنت و يا ساير رلهها كه براي هر كدام از كور (CORE يا هسته) جداگانه استفاده ميگردد.
ب) C.T نوع M براي:
1ـ حفاظت اوركارنت و ارت فالت
2ـ حفاظت ديفرانسيل
ج) C.T نوع U براي:
1ـ حفاظت رلههاي اوركارنت و ارت فالت
2ـ حفاظت رله ديفرانسيل
3ـ براي آمپرمترها و اندازهگيري
281ـ ترانسفورماتور جريان به منظور تبديل جريانهاي زياد به مقادير كم و قابل اندازهگيري و همچنين ايزوله نمودن شبكه فشار قوي با شبكه فشار ضعيف استفاده ميشود و شامل قسمتهاي زير است:
الف) سيم پيچ اوليه ب) سيم پيچ ثانويه ج) هسته د) عايق
282ـ الف) قدرت اسمي: قدرت اسمي ترانسفورماتور عبارت است از تواني كه در وضعيت نرمال توليد ميكند و بر حسب ولت آمپر است.
ب) كلاس دقت: گوياي ميزان خطاي ترانسفورماتور در جريان حد دقت است.
283ـ 1ـ تست نسبت تبديل 2ـ تست پلاريته 3ـ تست نقطه زانويي 4ـ تست عايقي 5ـ تست منحني اشباع 6ـ تست مقاومت داخلي 7ـ تست فشار قوي
284ـ الف) ترانسفورماتور جريان كور بالا: در اين گونه ترانسفورماتورها، هسته سيم پيچ ثانويه و اوليه در قسمت بالا و در امتداد تجهيزات شبكه قرار ميگيرند.
ب) ترانسفورماتور جريان كور پايين: در اين گونه ترانسفورماتورها، هسته سيم پيچ ثانويه و اوليه در قسمت پايين قرار ميگيرد.
285ـ مزاياي يك ترانسفورماتور جريان كور بالا: ميدان الكتريكي يكنواخت، عدم امكان به اشباع رفتن موضعي هسته، طراحي و ساخت آسان و هزينه كم.
معايب ترانسفورماتور كور بالا: امكان شكستن تحت تأثير نيروهاي ناشي از باد يا زلزله و يا ديگر نيروهاي مكانيكي (به علت قرار گرفتن وزن ترانسفورماتور در قسمت فوقاني)
286ـ امپدانس داخلي يك C.T حدوداً صفر و براي P.T بسيار زياد است.
287ـ اين نوع ترانسفورماتورها هم كار ترانسفورماتور ولتاژ و هم كار ترانسفورماتور جريان را انجام ميدهد و سمبل شماتيك آن به صورت زير است:
سمبل شماتيك ترانسفورماتور تركيبي P.C.T
288ـ برعكس ترانسفورماتور جريان كه ثانويه براي حالت اتصال كوتاه طراحي ميشود، طراحي ثانويه ترانسفورماتور ولتاژ براي وضعيت مدار باز (امپدانس بينهايت) صورت ميگيرد و از آنجا كه در حكم يك منبع ولتاژ است، در صورت اتصال كوتاه شدن ثانويه، جريان بسيار بزرگي در آن برقرار شده و باعث ذوب سيم پيچهاي ثانويه و مشتعل شدن ترانسفورماتور ولتاژ خواهد گشت.
289ـ يك رله جرياني، امپدانس بسيار كوچكي دارد و اتصال آن به ثانويه يك ترانسفورماتور ولتاژ، همانند ايجاد اتصال كوتاه در مدار ثانويه P.T خواهد بود و اشتعال P.T را بدنبال خواهد داشت.
290ـ امپدانس ثانويه يك P.T بسيار زياد است و همين امپدانس موجب پيدايش ولتاژ مطلوب و موردنظر در ثانويه P.T ميشود و آن را بصورت يك منبع ولتاژ ظاهر ميسازد. C.T عكس اين وضعيت را دارد. يعني امپدانس كمي در ثانويه خود داشته و همين امر موجب سهولت برقراري جريان (به مشابه منبع جريان) ميشود. به همين جهت مصرف كننده متصل شده در ثانويه يك P.T ميبايد متناسباً امپدانس بالايي داشته باشد در حالي كه امپدانس مصرف كننده متصل شده در ثانويه C.T ميبايد بسيار كوچك انتخاب شود.
291ـ اتصال مثلث باز سه ترانسفورماتور ولتاژ (كه روي سه فاز بسته شدهاند)، عبارت است از اتصال سري ثانويههاي آنها، به نحوي كه در يك نقطه باز بماند (مطابق شكل زير) و طبيعي است كه ولتاژ مجموع اين سه ولتاژ براي يك شبكه سه فازه متعادل، صفر باشد. در صورت پيدايش نامتعادلي ولتاژ در اين شبكه، اين ولتاژ مجموع يا ولتاژ مثلث باز، صفر نشده و مقداري خواهد يافت كه به ولتاژ نامتعادلي معروف است. بر سر راه اين ولتاژ مجموع، يك رله ولتمتريك قرار ميدهند تا اگر مقدار نامتعادلي از حد موردنظر زيادتر شود، فرمان آلارم يا قطع صادر كند.
292ـ در سطوح ولتاژ بالا به دليل آنكه ترانسفورماتور ولتاژ مغناطيسي، بسيار حجيم و سنگين شده و گران تمام ميشود از ترانسفورماتور ولتاژ خازني (Capacitance Voltage Tr. = C.V.T) استفاده ميشود. اساس كار C.V.T آن است كه ولتاژ مدار اوليه، به دو سر تعدادي خازن كاملاً مشابه اعمال ميشود و اندازهگيري ولتاژ در بخش يا درصدي از اين خازنها (به عنوان نمونهاي از كل) انجام ميگيرد و اين ولتاژ نمونه به دو سر يك ترانسفورماتور ولتاژ منتقل ميگردد و بقيه موارد كار شبيه يك ترانسفورماتور ولتاژ معمولي خواهد بود.
نسبت ظرفيت خازني كل مجموعه به بخش مورد اندازهگيري:
نسبت ولتاژه در ترانسفورماتور مياني:
و نسبت كل:
K = K1 K2
K1 معمولاً طوري انتخاب ميشود كه شود. بنابراين در طراحي C.V.T براي سطح ولتاژهاي مختلف، فقط مدار C1 تغيير ميكند و براي تمامي سطوح ولتاژي ميتوان از يك ترانسفورماتور مياني استاندارد استفاده كرد.
293ـ مزيت C.V.T در حجم كمتر و ارزانتر بودن آن است ضمن آنكه از آن ميتوان به عنوان وسيلهاي در مخابرات شبكه قدرت (Power Line Carrier = P.L.C) نيز استفاده كرد.
294ـ از اشكالات عمده، آن دسته از المانهاي مورد استفاده در شبكه فشار قوي كه به طور آشكار يا پنهان، تركيبي از راكتانس سلفي (XL) و راكتانس خازني (Xc) هستند، در مقابل بعضي فركانسها و بسته به شرايط شبكه، دچار رزونانس و در مواقعي فرورزونانس ميشوند و در مواردي منفجر شده و يا آسيب جدي ميبينند. ترانسفورماتورها، ژنراتورها و موتورهاي بزرگ در اين دسته قرار ميگيرند.
295ـ الف) C.V.T نوع B براي:
1ـ ولتمترهاي خط
2ـ حفاظت رله ديستانس
3ـ دستگاه مخابره نوع پي ال سي با استفاده از صفحات خازني داخل آن
ب) C.V.T نوع J براي:
1ـ ولتمترهاي باس (در صورت موجود بودن)
2ـ حفاظت رله اور ولتاژ و آندر ولتاژ
296ـ بِردن به معناي توان، مصرف يا بار ميباشد و در مورد C.Tها به عنوان توان خروجي C.T يا ولت آمپر (V.A) آن به كار ميرود.
با توجه به اين كه هميشه مصرف از توليد بايد كمتر باشد جواب منفي است. بنابراين از دقت خود خارج خواهد شد.
297ـ 1ـ كلاس دقت كُر يك، 5/0 ميباشد.
2ـ به ازاي 20 برابر جريان نامي 5% خطا داريم.
3ـ C.T فوق داراي دو كُر در ثانويه با جريان 5 آمپر ميباشد.
298ـ به دو جهت مورد استفاده قرار ميگيرد:
1ـ ايجاد خروجي بدون جريان مؤلفه صفر
2ـ براي اصلاح نسبت تبديل C.Tهاي اصلي
299ـ به منظور جلوگيري از القاء ولتاژهاي زياد و نيز حفاظت كاركنان، سيم پيچ ثانويه ترانسفورماتور ولتاژ، زمين ميشود. از طرف ديگر احتمال شكسته شدن عايقبندي (Insulation) بين سيمپيچهاي اوليه و ثانويه از بين ميرود.
300ـ
4000/I2 = 200 I2 = 20A = نسبت تبديل ISC = 4000 A
|
جريان اوليه ـ (نسبت تبديل * جريان ثانويه) جريان اوليه |
= درصد خطاي جريان C.T
جريان ثانويه C.T با درنظر گرفتن خطاي داخلي و كلاس دقت آن، 18 آمپر ميباشد.
301ـ خير، اگر در ثانويه C.Tها فيوز به كار رود در هنگام سوختن يا باز شن آن مدار ثانويه باز ميماند كه براي C.T خطرناك است.
302ـ از آنجايي كه شبكه انتقال نيرو سه سيمه است، با درنظر گرفتن آنكه طرف ثانويه ترانسفورماتورهاي قدرت اتصال مثلث ميباشد، بنابراين در صورت بروز اتصالي فاز به زمين، مسير برگشت جريان به شبكه را نخواهد داشت و اشكال شبكه آشكار نخواهد شد و لذا لازم است كه براي چنين شبكهاي يك نوترال مصنوعي ايجاد كرد. اين كار را ميتوان با اتصال سه سيم پيچ مشابه كه به صورت ستاره با هم مرتبط و نقطه صفر آنها به زمين متصل شده باشد انجام داد ولي اشكال اين طرح در آن است كه در صورت وجود نامتعادلي ولتاژ در سه فاز، نقطه صفر اتصال ستاره، حاوي ولتاژ خواهد شد. البته ميتوان با اضافه كردن سه سيم پيچ كه به صورت مثلث بسته شده باشند، تعادل را در سيم پيچهاي ستاره بوجود آورد. اين طرح در برخي موارد بكار گرفته ميشود اما بهتر از آن، اتصال زيگزاگ است كه به آن ترانسفورماتور نوتر يا بوبين نوتر اتلاق ميشود. حسن اين اتصال در آن است كه نوترالي با ولتاژ نزديك به صفر فراهم ميآورد ضمن آنكه ميتوان امپدانس ساقها را به نحوي محاسبه كرد كه در موقع اتصالي فاز به زمين، جريان اتصالي از مقدار معيني بيشتر نشود. بنابراين بوبين نوتر بجز آنكه نقطه صفر مصنوعي فراهم ميآورد، جريان اتصال كوتاه با زمين را هم محدود ميكند، ضمناً با نصب رله بر سر راه نوترال، ميتوان اتصاليهايي با زمين را تشخيص داده و بر آنها كنترل داشت.
303ـ خير، از نقطه نوترال، تنها هنگامي جريان عبور ميكند كه در نقطه يا نقاطي ديگر از شبكه (قبل از ترانسفورماتور بعدي) اتصال با زمين بوجود آيد و به اين ترتيب مسير بسته جریان با زمين كامل شود.
304ـ خير، از نوترال و يا از نقطه صفر ترانسفورماتور نوتر، زماني جريان عبور ميكند كه نشت يا اتصال با زمين بوجود آمده باشد. اتصاليهاي دو فاز، سه فاز و بطور كلي اتصايهاي فازي بدون ارتباط با زمين، جرياني در زمين نميريزند كه از نقطه نوترال به شبكه باز گردد. بايد توجه داشت كه براي برقراري جريان، همواره بايد مسير بسته شود. نقطه نوترال، يك نقطه از ارتباط شبكه با زمين است. نقطه دوم، نقطه اتصالي با زمين خواهد بود و در اين صورت است كه جريان از طريق زمين و نوترال به شبكه باز خواهد گشت.
305ـ نسبت راكتانس سلفي (XL) به رزيستانس (R) در بوبين نوتر بسيار بزرگ است (حدوداً 97% در مقابل 3%) و بنابراين در محاسبات، معمولاً بوبين نوتر را راكتانس خالص به حساب ميآورند.
306ـ مقاومت مايع درون تانك رزيستانس را آب مقطر و مقدار بسيار كمي كربنات سديم خالص (Na2Co3) تشكيل ميدهد. خاصيت اين محلول آن است كه با افزايش درجه حرارت، مقاومت الكتريكي آن كاهش مييابد و بالعكس. منحني اين تغييرات به صورت شكل صفحه بعد خواهد بود.
307ـ اين خاصيت باعث ميشود كه با عبور جريانهاي نشت با زمين، مايع درون تانك رزيستانس گرم شده و با كاهش مقاومت، راه را براي عبور جريان نشتي بازتر و موجب افزايش جريان نشتي ميشود كه به اين ترتيب حرارت بيشتري توليد ميگردد. اين تأثير متقابل جريان و حرارت، جريان نشتي را با سرعت بيشتري افزايش داده و به حد عملكرد رله حساس به جريانهاي كم زمين (Sensitive Earth Fault) رسانده و باعث قطع خروجي ترانسفورماتور ميشود.
308ـ به اين علت تانك رزيستانس با نوترال ترانسفورماتور زمين سري ميشود كه علاوه بر آشكارسازي جريانهاي نشت با زمين، جريانهاي اتصال با زمين را هم محدود نمايد. البته ميتوان با افزايش راكتانس ترانسفورماتور نوتر، اين جريان را محدود نمود اما افزايش راكتانس نوتر، به همراه راكتانس سلفي ترانسفورماتور قدرت، مجموعه راكتانس سلفي پست را افزايش داده، خاصيت هارمونيكزايي را زياد خواهد كرد و رلههاي فاقد فيلتر هارمونيك را به اشتباه خواهد انداخت.
چنين مشكلي در پستهاي فاقد تانك رزيستانس و بويژه پستهايي كه در آنها از رلههاي زمان ثابت قديمي استفادهش ده است به وفور به چشم ميخورد. اما با كاستن از راكتانس سلفي ترانسفورماتور نوتر (با انتخاب ترانسفورماتور با جريان بالاتر) و نصب تانك رزيستانس و كنترل رزيستانس آن به نحوي كه امپدانس مجموع اين دو، يعني جريان اتصال كوتاه با زمين را به مقدار دلخواه محدود مينمايد و ميتوان خاصيت هارمونيكزايي پست را كاهش داد.
309ـ اصولاً لازم است مقاومت مسير زمين (در اتصاليها با زمين) در محدوده معيني (به لحاظ مقدار) قرار گيرد تا جريان اتصالي نيز به تبعيت از آن در محدوده معيني تغيير يابد. اين محدوده جرياني، حدوداً به اندازه جريان نرمال يك فاز ترانسفورماتور است. در زمستان كه هوا بسيار سرد ميشود، اولاً امكان دارد كه مايع درون تانك يخ ببندد و جداره تانك را بشكند، ثانياً مقاومت آن را افزايش داده و جريانهاي نشتي كم، توان گرم كردن مايع را نخواهد داشت تا از مقاومت آن كاسته و باعث افزايش جرياني، به حد تحريك رله حساس به جريانهاي كم زمين (Sensetive Earth Fault) برسد. بنابراين لازم است كه مايع تانك با گرمكن يا هيتري كه درون تانك تعبيه شده است هميشه به مقار معيني گرم نگهداشته شود.
310ـ يكي از مواردي كه در تستها و بازديدهاي فني ساليانه ميبايد انجام شود (علاوه بر اطمينان از سلامت هيتر و ترموكوپل مربوطه)، اندازهگيري مقاومت مايع و تطبيق آن با مقداري است كه در دماي زمان اندازهگيري، از منحني مربوطه به دست ميآيد.
311ـ الف) خطرات ايجاد قوس الكتريكي با زمين را به حداقل ميرساند.
ب) جريان اتصال كوتاه كاهش مييابد بنابراين از اثرات زيانبخش ناشي از جريانهاي اتصالي زياد نظير سوختن هاديها جلوگيري ميكند.
ج) جريانهاي نشت با زمين را بتدريج افزايش داده، آشكار ميكند.
د) امپدانس سلفي پست را كاهش ميدهد.
312ـ براي از بين بردن نامتعادلي فلوي مغناطيسي در اتصال ستاره و نيز جلوگيري از انتقال جريان مؤلفة صفر
313ـ از ولتاژهاي 110 و 127 ولت D.C استفاده ميشود.
314ـ قطع كنندهها بر دو نوعند:
الف) قطع كنند پريمر: در اين قطع كننده سيم پيچ جريان مستقيماً در مدار جريان قرار ميگيرد.
ب) قطع كننده زگوندر: در چنين قطع كنندهاي سيم پيچ تحريك مستقيماً به مدار جريان دستگاهي كه حفاظت ميشود وصل نميباشد بلكه به كمك ترانسفورماتور جريان يا ولتاژ با شبكه اصلي مرتبط است.
315ـ رله اصولاً به دستگاهي گفته ميشود كه در اثر تغيير كميت الكتريكي و يا كميت فيزيكي مشخصي تحريك ميشود و موجب به كار افتادن دستگاه و يا دستگاهاي الكتريكي ميگردد.
316ـ الف) شدت جريان الكتريكي رله آمپرمتريك
ب) ولتاژ الكتريكي رله ولتمتريك
ج) فركانس رله فركانسي
د) قدرت الكتريكي رله واتمتريك
هـ) جهت جريان رله جهتي
و) شدت جريان و ولتاژ رله امپدانس
317ـ الف) رله سنجش: با دقت و حساسيت معيني پس از آنكه توسط يك كميت الكتريكي و يا فيزيكي تحريك شد شروع به بكار ميكند.
ب) رله زماني: رلهاي است كه پس از تحريك بر اساس زمان تنظيم شده روي آن فرمان صادر ميكند
ج) رله جهتي: وقتي جريان بوبين آن در جهت تنظيم شده تحريك ميشود شروع به كار ميكند مثلاً براي حفاظت ژنراتور و توربينها از تنظيم جهتي استفاده ميشود تا از برگشت جريان به آن جلوگيري نمايد.
د) رله خبر دهنده: مشخص كننده تغييرات بوجود آمده در مدارات حفاظتي است. به طور مثال كليد قدرتي كه ميبايد قطع شود، قطع نشده و يا به عللي فرمان قطع به كليد نرسيده و كليد به حالت وصل باقي مانده است.
هـ) رله كمكي: كار اين رله، ارسال فرمان رله اصلي است و از نظر ساختمان قوي و محكم ساخته ميشود تا پيام دريافت شده را به اجرا درآورد.
318ـ آلارمها به دو دسته تقسيم ميگردند: 1) آلارم تريپ (قطع)، 2) آلارم غيرتريپ (هشدار دهنده) هر يك از اينها نيز به دو دسته زودگذر و پايدار تقسيم ميشوند. آلارمهاي زودگذر كه با ريست شدن (Reset) برطرف ميشوند و آلارمهاي پايدار مثل عملكرد رله بوخهلتس و يك سري آلارمهاي ديگر، باقي ميمانند تا رفع عيب به عمل آيد.
319ـ الف) رله الكترومغناطيسي، ب) رله با آهنرباي دائم (آهنربايي)، ج) رل الكترو ديناميكي، د) رله اندوكسيوني، هـ) رله حرارتي، و) رله كمكي تأخيري، ز) رله حفاظتي روغني (رله با تحريك غير الكتريكي)
320ـ تنظيم جريان يك رله زمان ثابت را حدوداً 2/1 برابر جريان نامي فيدر قرار ميدهند تا در صورت اضافه بار يا بروز اتصال كوتاه، فيدر را قطع كند. البته اين رلهها هر دو نوع اضافه بار يا اتصال كوتاه را با تأخير يكسان (زمان تنظيمي روي رله) قطع ميكند و اين مورد يكي از اشكالات رلههاي زمان ثابت محسوب ميشود.
321ـ پله زماني و يا Margin. اين فاصله زماني براي آن است كه هر رله فرصت داشته باشد اتصال بوجود آمده در پيش روي خود را پاك كند و در صورت عدم قطع كليد مربوط به خود، رله هماهنگ شده بعدي پس از گذشت زمان تأخيري خود، كليد مربوطه را قطع نمايد.
322ـ رله جرياني زمان ثابت (Definite – Time) بين اضافه بارها و جريانهاي اتصال كوتاه به لحاظ زمان تأخير در قطع تفاوتي قايل نميشود. اما رله جرياني زمان معكوس زمان عملكرد خود را معكوس با شدت جريان تنظيم ميكند و لذا جريانهاي اتصال كوتاه شديد را در زماني بسيار كم و اضافه بارها (حداقل 135% بار نرمال فيدر) را پس از زماني نسبتاً طولاني (چندين ثانيه) قطع ميكند و اين تشخيص، از مزيتهاي رله جرياني زمان معكوس است كه اجازه نميدهد جريانهاي شديد براي مدت طولاني از كابل، بريكر و ترانسفورماتور بگذرد و خسارت عمده وارد كند.
323ـ پله زماني بين منحنيهاي رلههاي جرياني زمان معكوس كه در يك مدار پشت سر هم و بطور هماهنگ قرار گرفتهاند، حتي براي يك جريان اتصالي مشخص، يكسان نيست و لذا در جريانهاي اتصال كوتاه متفاوت هم، اين پلههاي زماني تغيير ميكند. البته اين تفاوتها زياد نيست و مشكلي هم بوجود نميآورد. اين دقت تنظيمگذار است كه منحنيهاي مناسب براي رلههاي پشت سر هم را به درستي انتخاب كند و به هر حال، اين منحنيهاي انتخاب شده بايد بگونهاي كنار هم قرار گيرند كه در ضعيفترين و شديدترين جريانهاي اتصالي، فاصلههاي زماني هر دو رله پشت سر هم كمتر از حداقل لازم (4/0 ثانيه) نشود. در رلههاي ديجيتال جديد كه دقت بيشتري دارند گاهي اين فاصله زماني را تا 3/0 ثانيه هم تقليل ميدهند.
324ـ استفاده از دو رله جرياني براي دو فاز (فازهاي كناري)، به جهت صرفهجويي معمول شده است و البته اين وضعيت، معمولاً در فيدرهاي 20 كيلو ولت (و سطوح پايينتر) مشاهده ميشود و چندان اشكالي را هم در تشخيص فاز مورد اتصالي بوجود نميآورد. زيرا، اگر اتصالي در فاز وسط با زمين باشد، رله زمين و اگر اتصالي بين فاز وسط و يكي از فازهاي كناري باشد، رله مربوط به همان فاز كناري عمل كرده و پرچم خواهد انداخت و اپراتور از نوع عملكرد انديكاتور (پرچم) خواهد فهميد كه اتصالي در فاز وسط رخ داده است.
325ـ رله نامتعادلي (رله زمين) فقط زماني عمل خواهد كرد كه اتصال باز مين رخ داده باشد. در اتصاليهاي فاز با فاز (دو فازو يا سه فاز بدون ارتباط با زمين)، با تنظيمي كه رله زمين دارد، هيچگاه عملكرد نخواهد داشت مگر آنكه نامتعادلي جريانها به گونهاي باشد كه از حد تنظيمي رله زمين بگذرد.
326ـ تانك رزيستانس باعث ميشود كه جريان نشتي بتدريج زياد شده و به حدي برسد كه رله نوترال را تحريك كند. در پستهاي فاقد تانك رزيستانس جريان نشتي اگر به مقدار كم باشد مقدار آن ثابت مانده و علاوه بر ايجاد تلفات، باعث گرم شدن ترانسفورماتور نوتر ميشود. در اين پستها براي آشكار نمودن جريانهاي كم اين تمهيد بكار گرفته شده است كه يك رله جرياني با تنظيم پايين كه بر سر راه جريان نوترال قرار گرفته تحريك ميشود و فرمان به يك رله تأخير زماني ميدهد. زمان تأخيري اين رله يك دقيقه است و چنانچه ظرف اين مدت نشتي برطرف نشده باشد، فرمان آلارم ميدهد.
اين آلارم براي هوشيار كردن اپراتور است كه اگر به فيدر خاصي از لحاظ سابقه جريان نشتي مظنون است، آن را قطع كند و جريان نشتي از نوترال حذف شده و رله به وضعيت عادي خود برگردد. اگر چنين اقدامي صورت نگيرد و جريان نشتي ادامه پيدا كند، رله زماني، فرمان به يك رله زماني ديگر با تأخير 3 دقيقه ميدهد و در صورت ادامه داشتن جريان نشتي فرمان قطع طرف ثانويه ترانسفورماتور صادر ميشود. به اين مجموعه، رله دو مرحلهاي گفته ميشود. پيش از بكارگيري اين طرح در اينگونه پستها از يك نوع رله مجهز استفاده ميشد كه همه فيدرهاي خروجي را زيرنظر داشت و جريان نشتي آنها را ميسنجيد و اين سنجش را به صورت چرخشي انجام ميداد و در صورت احساس وجود جريان نشتي در هر يك از آنها فرمان قطع آن فيدر را صادر ميكرد. اما اين رلهها بدلايلي از مدار خارج شدهاند.
327ـ رله R.E.F عبارت است از يك رله جرياني حساس، كه بر سر راه دو جريان قرار گرفته است: يك جريان از نوترال ترانسفورماتور ميآيد و جريان ديگر باقيمانده جريانهاي سه فاز فيدر ترانس است. اين باقيمانده در حقيقت عبارت است از جريان رزيجوال (Residual) سه فاز فيدر ترانس خواهد بود. از آنجا كه رله R.E.F اتصال به زمين كابل يا باسبار خروجي از ترانسفورماتور تا فيدر ترانس را ميبيند، بنابراين در حالت نرمال نه جريان رزيجوال وجود دارد و نه جريان برگشتي از نوترال و لذا رله نيز بدون عمل خواهد بود. اما در صورت بروز اتصال زمين در محوده نوترال تا فيدر ترانس مربوطه، از نوترال جرياني عبور خواهد كرد، در حالي كه جريان رزيجوال فيدر ترانس ناچيز بوده و تفاوت اين دو موجب عملكرد R.E.F خواهد شد.
با توجه به شكل صفحه بعد چنانچه اتصالي بعد از فيدر ترانس رخ داده باشد، R.E.F عملكرد نخواهد داشت زيرا كه جريان رزيجوال و جريان نوترال با هم برابر بوده و مازادي نخواهند داشت تا باعث تحريك R.E.F شود.
328ـ زمان عملكرد رله R.E.F نبايد تأخيري باشد و فلسفه قرار دادن اين رله براي محدوده باس يا كابل بعد از ترانسفورماتور آن است كه اتصاليهاي رخداده در محدوده نزديك ترانسفورماتور قدرت را كه ميتواند بسيار شديد باشد، بلافاصله و بدون فوت وقت قطع كند تا ترانسفورماتور و همينطور كابل يا باسبار متصل به ترانسفورماتور آسيب كمتري ببيند. توضيح آنكه اتصاليهاي واقع در محدوده عملكرد رله R.E.F به دليل كم بودن امپدانس مسير، از شدت بيشتري برخوردار خواهد بود و دليلي براي تأخير در قطع وجود نخواهد داشت.
329ـ خير، با عملكرد رله R.E.F هر دو طرف ترانسفورماتور قطع ميشود زيرا كه كابل يا باسبار متصل به ترانسفورماتور قدرت بدون واسطه بريكر به آن متصل شده است و قطع فيدر ترانس به تنهايي براي رفع اتصالي از ترانسفورماتور بيفايده خواهد بود.
330ـ ظاهراً بنظر ميرسد كه عكسالعمل رله بوخهلتس در برابر مشكلات داخلي ترانسفورماتور از قبيل اتصال حلقه يا اتصال سيم پيچ به بدنه و يا توليد گاز (به هر علت كه باشد)، كد باشد اما چنين نيست و عملكرد رله بوخهلتس در اين موارد سرعتي حدود عملكرد رله ديفرنسيال را دارد و لذا در بعضي از كشورها، حفاظت اصلي ترانسفورماتور قدرت به شمار ميآيد.
331ـ عملكرد رله بوخهلتس غالباً خبر از بروز اشكال عمده در ترانسفورماتور ميدهد؛ به جز مواردي كه در اثر تبخير رطوبت موجود در روغن ترانسفورماتور، آلارم يا فرمان قطع از جانب بوخهلتس صادر شود، در بقيه موارد مبين مسألهاي حاد در ترانسفورماتور خواهد بود و بنابراين تا بررسي عيب و مشخص شدن آن، اجازه نخواهيم داشت ترانسفورماتور را برقدار كنيم. عملكرد رله بوخهلتس، در بسياري از طرحها، رلة قفل شدگي (Blocking) را تحريك كرده و از اين طريق، فرمان وصل ترانسفورماتور قفل ميشود تا پس از بررسي و رفع قفل شدگي (Deblocking) توسط متخصص يا اپراتور، ترانسفورماتور اجازه وصل يابد.
332ـ بله، معمولاً چنين اتفاقي ميافتد. زيرا كه باز يا بسته شدن دريچههاي روغن، با ضربه همراه بوده و ايجاد موج در روغن ترانسفورماتور و هواي بالاي محفظه روغن نموده، گاهاً عملكرد كاذب رله بوخهلتس را فراهم ميآورد. براي رفع اين مشكل در اين ترانسفورماتورها، از يك نوع كنتاكتور بسيار ظريف و حساس استفاده ميشود تا به هنگام عملكرد دريچههاي روغن، مدار فرمان قطع رله بوخهلتس، براي مدت زماني كوتاه (كسري از ثاني) بلوكه شود تا از صدور فرمان بيمورد جلوگيري شود، پس از گذشت اين پريود، مدار فرمان بوخهلتس نرمال شده و در صورت وجود اشكال واقعي در ترانسفورماور، فرمان قطع صادر خواهد شد.
فصل چهارم
حفاظت الكتريكي
Electrical Protection
P.T. , C.T و برقگير C.T., P.T. and Lightning Arrester
حفاظت خطوط Line proteection
حفاظت ترانسفورماتور Transformer protection
حفاظت بريكر Circuit Breaker Protection
حفاظت باس بار Bus Bar Protection
حفاظت تغذيه داخلي AC و DC، حفاظت باتري و…
AC and DC Aux. Supply Protection, Battery Protection, …
حفاظت سيستمهاي مخابراتي
Communication Systems Protection
268ـ ترانسفورماتور جريان (C.T.) چگونه ترانسفورماتوري است؟
269ـ ترانسفورماتور ولتاژ (V.T.) چگونه ترانسفورماتوري است؟
270ـ چرا در ولتاژهاي بالا ترجيح داده ميشود به جاي استفاده از P.T. از C.V.T استفاده گردد؟
271ـ دستگاههاي C.T.، P.T.، راكتور، خازن و برقگير در شبكه به چه صورت بسته ميشوند؟
272ـ استفاده از ترانسفورماتور ولتاژ و جريان در پستها به چه منظوري ميباشد؟
273ـ اگر به هنگام در مدار بودن C.T.، ثانويه آن باز شود، چه اتفاقي ميافتد؟
274ـ C.T.هاي حفاظتي و C.T.هاي اندازهگيري چه تفاوت اصولي با هم دارند؟
275ـ ضريب حد دقت (A.L.F) به طور خلاصه چه معني دارد؟
276ـ جريان حد دقت به چه معنا است؟
277ـ نسبت يك C.T. حفاظتي 5/400 ميباشد. در يك اتصال كوتاه، از اوليه آن A600 ميگذرد. در ثانويه آن چه جرياني توليد ميشود؟
278ـ رابطه A.L.F و مصرف بسته شده روي C.T. چگونه است؟
279ـ چرا يك سمت C.T. را در ثانويه آن زمين ميكنيم؟
280ـ C.T.هاي نوع H، M و U براي چه منظوري به كار ميرود؟
281ـ ترانسفورماتور جريان از چه قسمتهايي تشكيل شده است و به چه منظوري به كار ميرود؟
282ـ منظور از قدرت اسمي و كلاس دقت ترانسفورماتور جريان چيست؟ مختصراً توضيح دهيد.
283ـ چه تستهايي بر روي C.T. انجام ميگيرد؟
284ـ منظور از ترانسفورماتورهاي جريان كور بالا (Core) و كور پايين چيست؟
285ـ معايب و مزاياي C.T.هاي كور بالا چيست؟
286ـ امپدانس داخلي يك C.T. و يك P.T. چه تفاوتي با هم دارند؟
287ـ كار ترانسفورماتور تركيبي جريان و ولتاژ ]كمباين [(P.C.T.) را توضيح دهيد و سمبل شماتيكي آن را رسم كنيد.
288ـ آيا ميتوان ثانويه يك P.T. را اتصال كوتاه نمود؟ در اين صورت چه اتفاقي ميافتد؟
289ـ آيا ميتوان يك رله جرياني را در ثانويه P.T. بست؟ در آن صورت چه اتفاقي خواهد افتاد؟
290ـ اتصال مثلث باز سه P.T. در مدار سه فاز به چه صورت است؟ آن را ترسيم كنيد.
291ـ چرا از قسم خازني در C.V.T. استفاده ميشود؟
292ـ مزيت C.V.T. نسبت به ترانسفورماتور ولتاژ نظير آن چيست؟
293ـ آيا اشكالي براي C.V.Tها ميشناسيد؟
294ـ از C.V.T نوع B و J به چه منظوري استفاده ميشود؟
295ـ بردن (Burden) را تعريف كنيد و چنانچه بردن يك C.T.، 30 ولت آمپر و جمع مصرف اعمال شده به آن 45 ولت آمپر باشد، آيا كلاس دقت آن حفظ خواهد شد؟ چرا؟
296ـ اگر كلاسهاي يك C.T. به صورت زير باشد:
C.T. CORE 1 : 0.5
C.T. CORE 2 : 5 P 20
CTR : 1000/5/5
297ـ مفهوم آن را توضيح دهيد؟
298ـ ترانسفورماتور جريان كمكي INTERPOSE به چه منظوري به كار برده ميشود؟
299ـ علت زمين كردن ثانويه ترانسفورماتور ولتاژ را توضيح دهيد؟
300ـ يك C.T. با نسبت تبديل 1/200 با كلاس دقت 20P10 در جريان اتصال كوتاه 4000 آمپر چه جرياني به رله ميدهد؟
301ـ آيا براي كنترل جريان ميتوان در ثانويه C.T.ها فيوز به كار برد؟
302ـ استفاده از ترانفورماتور نوتر در پستها، چه ضرورتي دارد؟
303ـ آيا وقتي ولتاژهاي سه فاز، نامتعادل ميشوند (در حالت عادي شبكه)، از نقطه صفر ترانسفورماتور نوتر جريان نامتعادلي عبور ميكند؟ چرا؟
304ـ در اتصالهاي دو فاز (بدون اتصالي با زمين)، آيا از نوترال جرياني ميگذرد؟ چرا؟
305ـ اصولاً نسبت رزيستانس و راكتانس در سيمپيچهاي يك ترانسفورماتور زمين چگونه است؟
306ـ در تانك رزيستانس، مقاومت مايع درون آن نسبت به درجه حرارت ايجاد شده در آن چگونه تغيير ميكند؟
307ـ خاصيت رابطه مقاومت مايع درون تانك رزيستانس با درجه حرارت، چه تأثيري بر جريانهاي نشتي دارد؟
308ـ چرا تانك رزيستانس بطور سري با نوترال ترانسفورماتور زمين قرار ميگيرد؟
309ـ چرا در زمستان، دماي مايع تانك رزيستانس، در محدوده معيني حفظ ميشود؟
310ـ آيا مقاومت تانك رزيستانس، در بازديدها و آزمايشات ساليانه ميبايد اندازهگيري شود؟
311ـ مزاياي زمين كردن شبكه از طريق مقاومت مايع چيست؟
312ـ سيم پيچ سوم (مثلث) به چه منظور در بعضي از ترانسفورماتورها تعبيه شده است؟
313ـ براي فرمان رلههاي حفاظتي در پستها از چه ولتاژي استفاده ميشود؟
314ـ انواع كليدها را به لحاظ نحوه قرار گرفتن در مدار جريان نام برده و توضيح دهيد.
315ـ رله را به طور مختصر تعريف كنيد.
316ـ عواملي كه در تحريك رلههاي حفاظتي نقش دارند و همچنين اصطلاح مربوط به هر يك از اين رلهها را نام ببريد.
317ـ رلههاي سنجشي، زماني، جهتي، خبر دهنده و كمكي را مختصراً توضيح دهيد.
318ـ آلارم يعني چه؟ و به چند گروه تقسيم ميشود؟
319ـ رلهها بر حسب ساختمان و تكنيك كارشان، به چند نوع تقسيم ميشوند؟ نام ببرد.
320ـ تنظيم جريان يك رله زمان ثابت، نسبت به جريان نامي فيدر حدوداً چند برابر است؟
321ـ فاصله زماني بين عملكرد يك رله و رله هماهنگ شده بعدي را چه ميگويند؟
322ـ رله جرياني زمان معكوس چه مزيتي بر رله جرياني زمان ثابت دارد؟
323ـ آيا در رلههاي زمان معكوس هماهنگ شده، پله زماني (Margin) درنظر گرفته ميشود؟ چگونگي اين پله زماني را توضيح دهيد.
324ـ در حالتي كه براي حفاظت فيدر، از 2 رله جرياني (براي دو فاز) و يك رله نامتعادلي استفاده شده باشد و در فاز فاقد رله جرياني، اتصالي رخ دهد، چگونه متوجه اتصالي در آن فاز خواهيم شد؟
325ـ چنانچه فيدر دو فاز شود (دو پل بريكر وصل شود و يا در اثر خط پارگي در يك فاز و بدون ايجاد اتصالي با زمين فقط در دو فاز جريان برقرار شود)، آيا در آن صورت رله نامتعادلي عمل خواهد كرد؟
326ـ در برخي از پستها (تيپ كوژلكس) كه فاقد تانك رزيستانس و رله Sensetive E/F هستند، براي تشخيص جريانهاي نشتي كم، چه تمهيداتي بكار گرفته شده است؟
327ـ آيا ميتوانيم مدار رله R.E.F را يك مدار ديفرنسيالي و يا تفاضلي به حساب آوريم؟
328ـ زمان عملكرد رله R.E.F تأخيري است يا لحظهاي؟
329ـ زماني كه رله R.E.F عمل ميكند، آيا فقط طرف ثانويه ترانسفورماتور را باز ميكند. چرا؟
330ـ عملكرد رله بوخهلتس سريع است يا كند؟ توضيح دهيد.
331ـ چرا مدار فرمان وصل ترانسفورماتور, پس از صدور فرمان قطع از طرف رله بوخهلتس، بلوكه ميشود؟
332ـ در ترانسفورماتورهاي بزرگ كه براي سيركولاسيون روغن، از پمپ روغن استفاده ميشود آيا امكان دارد كه در اثر باز يا بسته شدن دريچههاي ورود و خروج روغن، رله بوخهلتس عمل كرده و فرمان كاذب صادر كند؟
333ـ آيا براي ترانسفورماتورهاي خشك (رزيني)، ميتوان از رله بوخهلتس استفاده كرد؟
334ـ ماكزيمم جريان بار در طرف ثانويه يك ترانسفورماتور سه فاز 20/63 كيلو ولت با قدرت 30MVA چقدر است؟
335ـ انتخاب C.T.هاي طرفين ترانسفورماتور سه فاز 20/63 با قدرت 30MVA براي طراحي رله ديفرنسيال چگونه صورت ميگيرد؟
336ـ وقتي نسبت C.T.هاي طرفين ترانسفورماتور قدرت را متناسب با نسبتهاي واقعي موجود در بازار گرد (ROUND) ميكنيم، براي از بين بردن اختلاف جريانهاي دو طرف چه تمهيدي ميانديشيم؟
337ـ وقتي ترانسفورماتور قدرت را فقط تحت ولتاژ (تانسيون) قرار ميدهيم (ثانويه باز و بدون بار بوده و فقط اوليه جريان دارد) چرا رله ديفرنسيال عمل نميكند؟
338ـ جريان هجومي چه جرياني است و چه هارمونيكهايي را شامل ميشود؟
339ـ در استفاده از حفاظت ديفرنسيال ترانسفورماتور، آيا لازم است بدنه ترانسفورماتور از زمين عايق شود؟
340ـ چرا در استفاده از حفاظت بدنه ترانسفورماتور قدرت، بدنه آن را از زمين عايق ميكنيم؟
341ـ چرا براي حفاظت كابل به روش ديفرنسيالي، نميتوانيم از مقايسه جريانهاي طرفين به صورت معمول استفاده كنيم؟
342ـ اگر ولتاژ A.C يا D.C موجود در جعبههاي منصوب روي بدنه ترانسفورماتور به بدنه اتصالي يابد، آيا رله بدنه ترانسفورماتور عمل ميكند؟
343ـ فرمان رله بدنه ترانسفورماتور لحظهاي است يا تأخيري، چرا؟
344ـ آيا رله بدنه ترانسفورماتور، در اتصال حلقه داخل ترانسفورماتور (بدون ارتباط با بدنه) به عمل درميآيد؟
345ـ آيا رله بدنه در هنگام اتصال فاز پاره شده سيم پيچ داخل ترانسفورماتور با بدنه، فعال ميشود؟
346ـ در صورتي كه صاعقه با بدنه ترانسفورماتور برخورد كند، آيا رله بدنه ترانسفورماتور عمل خواهد كرد؟
347ـ در صورت برقراري جرقه بين فاز خارج شده از بوشينگ و بدنه ترانسفورماتور، جريان زمين از چه مسيري به شبكه برميگردد؟
348ـ چه عوامل عمدهاي در تخريب ترانسفورماتور قدرت به دنبال ميآورد؟
349ـ آيا كاهش فركانس، كاهش جريان را در ترانسفورماتور قدرت به دنبال ميآورد؟
350ـ آيا افزايش جريان، كاهش شار را به دنبال ميآورد؟
351ـ آيا افزايش شار در ترانسفورماتور (كه ناشي از جريان سيمپيچها است) به تمامي از هسته آن ميگذرد؟
352ـ آن قسمت از شار پراكنده كه از طريق بدنه ترانسفورماتور بسته ميشود، آيا ارتباطي به گرماي ايجاد شده در بدنه دارد؟
353ـ رله اضافه شار كه در حفاظت بعضي از ترانسفورماتورهاي قدرت بكار گرفته ميشود به چه پارامترهايي حساس است؟
354ـ چرا رله اضافه شار در ترانسفورماتورهاي منصوب در پستهاي نيروگاهي كاربرد دارد؟
355ـ آيا در پستهاي فشار قوي از رلههاي ولتاژ نوع A.C هم استفاده ميشود؟
356ـ فرمان رلههاي ولتاژي را سريع انتخاب ميكنند يا با تأخير نسبتاً زياد؟
357ـ آرايش بانكهاي خازني غالباً به چه صورتي است؟
358ـ اگر با بيبرق شدن پست، خازنها همچنان به صورت وصل باقي بمانند، با برقرار شدن مجدد و بلافاصلة پست، آيا احتمال بروز حادثهاي وجود خواهد داشت؟ چرا؟
359ـ گاهاً پيش ميايد كه وقتي بانك خازني يك واحد ستاره در سايه و ديگري در آفتاب قرار گيرد، حفاظت تحريك شده و فرمان قطع ميدهد، علت آن چه ميتواند باشد؟
360ـ وجود فيوزلينك ورودي هر خازن به چه منظوري است؟
361ـ راكتورهاي سري و به عبارتي پيچكهايي كه بطور سري با هر فاز خازنها قرار ميگيرند به چه منظوري است؟
362ـ آيا از برقگير براي حفاظت خازنها هم استفاده ميشود؟
363ـ آيا از روي ظاهر يك خازن، حدوداً ميتوان درباره سالم بودن آن قضاوت كرد؟
364ـ آيا درست است كه در پستهاي فشار قوي، و يا در كارخانجات، بانك خازني را بدون واسطه كليد به شينه متصل كنيم؟ توضيح دهيد.
365ـ براي سنجش، فركانس كداميك از پارامترهاي جريان، ولتاژ و يا تركيبي از اين دو مورد نياز است؟
366ـ به جز عوامل داخلي ژنراتور، چه عامل ديگري در خروجي آن موجب تغيير فركانس ميشود؟
367ـ با افزايش فركانس ژنراتور، تلفات شبكه چه تغييري مينمايد؟ توضيح دهيد.
368ـ حذف بار (Load Shedding) كه معطوف به رلههاي فركانسي است، در كداميك از پستهاي فوق توزيع يا انتقال انجام ميشود؟
369ـ در چه مواقعي مجبور به حذف بار میشویم؟
370ـ آیا میتوانیم بگوییم که هرچه تنظیم رله فرکانسی مقدار پایینتری داشته باشد، اولویت و اهمیت فیدر کمتر است؟
371ـ مراحل عملکرد رله فرکانسی در شبکه در چه فرکانسهایی اتفاق میافتد؟
372ـ آیا خطوط 63 کیلو ولتی که در اثر افت فرکانس در شبکه در مراحل چهارگانه قطع میشوند، همیشه خطوط ثابت و معینی میباشند؟
373ـ در رله واتمتریک، چند پارامتر مورد سنجش قرار میگیرد؟
374ـ توان حاصله در یک واتمتریک چگونه محاسبه میشود؟
375ـ آیا رله واتمتریک، یک رله جهتی است؟
376ـ آیا میدانید که رلههای واتمتریک را معمولاٌ در چه مواردی مورد استفاده قرار میدهند؟
377ـ در چه مواقعی، عمل سنکرون کردن مورد نیاز است؟
378ـ برای سنکرون کردن، چه پارامترهایی از دو طرف با هم مقایسه میشوند؟
379ـ برابر نبودن فرکانس ژنراتور و شبکه به هنگام پارالل کردن، چه اتفاقی را سبب میشود؟
380ـ رله سنکرون چک در کجا مورد استفاده قرار میگیرد؟
381ـ چرا مسأله یکسان بودن توالی فازها (Phase Sequence) براي رله سنكرون چك منظور نمیشود؟
382ـ حفاظتهای مهم خطوط انتقال را نام ببرید.
383ـ اگر جریان اتصالی در حدود جریان نامی خط باشد، آیا رله دیستانس میتواند آن را حس کند؟
384ـ رله اتورکلوزر (رله وصل مجدد) چه نوع رلهای است و زمانهای تنظیم شونده آن را توضیح دهید.
385ـ حفاظت اصلی خط در مقابل اتصال دو فاز به عهدة چه رلهای است؟
386ـ حفاظت اتصال فاز به زمین در طول خط به عهدة چه رلهای است؟
387ـ برای حفاظت خطوط دوبل از چه رلهای استفاده میشود؟
388ـ انواع مشخصههای رلة دیستانس را نام ببرید.
389ـ رله High Impedance به چه منظوري استفاده میگردد؟
390ـ هنگامی که در یک شبکه سه فاز بین فازها نامتعادلی پیش میآید چه رلهای عمل میکند؟
391ـ رله دیستانس چه نوع رلهای است؟
392ـ پشتیبان (Back up) رلة ديستانس كدام رله است؟
393ـ جهتدار (Directional) بودن رلة ديستانس يعني چه و براي چه منظوري است؟
394ـ رلههاي جهتي به كدام كميتها بستگي دارند و طرز كارشان مشابه كدام وسيلة اندازهگيري ميباشد؟
395ـ عوامل مورد سنجش در یک رلة دیستانس چیست؟
396ـ آیا همه رلههای دیستانس امپدانس را اندازه میگیرند؟
397ـ رلة دیستانس را برای حفاظت چه المانهایی از شبکه مورد استفاده قرار میدهند؟
398ـ رلة دیستانس در حفاظت خطوط رله اصلی محسوب میشود یا رله پشتیبان؟
399ـ بطور کلی، در چه مواردی رلههای دیستانس کاربرد قطعی و ضروری پیدا میکند؟
400ـ زونبندی رلة دیستانس چگونه صورت میگیرد؟
401ـ زمان زونهای مختلف رله دیستانس را معمولاٌ چه مقدار قرار میدهند؟
402ـ در حالتی که سرعت عمل رله دیستانس از اهمیت بالایی برخوردار است، پس چرا فقط 85٪ خط مورد حفاظت را در زون نخست (با فرمان قطع آنی) قرار میدهند و 15٪ بقیه را به زون دوم (با زمان 6/0 ثانیه) موکول میکنند؟
403ـ یک رلة دیستانس عمدتاٌ از چه اجزایی ساخته شده است؟
404ـ آیا واحد راهانداز رله دیستانس با هر تغییر جریان یا ولتاژی به عمل درمیآید؟
405ـ واحد سنجشی رله دیستانس چه میکند؟
406ـ آیا در اتصالی های دورتر، جریان اتصال کوتاه بیشتر است؟
407ـ آیا لزومی دارد که رلة دیستانس جهتی هم باشد؟
408ـ تفاوت عمده یک رلة MHO با رله نوع امپدانسي در چيست؟
409 ـ رله افست مهو (Offset Mho) چگونه رلهاي است؟
410 ـ مشخصه يك رلة راكتانسي چگونه است؟
411 ـ آيا رلههاي ديستانس معمولی، خط پارگی (بدون ایجاد اتصالی با سایر فازها و یا زمین) را احساس میکنند؟
412ـ چه زمانی رلة مثلث باز (Open Delta) عمل ميكند؟
413 ـ بدترين حالت اتصال كوتاه چه نوعي است؟
414 ـ كاربرد رلة فاصله ياب (Fault Locator) چيست؟
415 ـ كار رلة دريافت سيگنال تريپ از طريق سيم پيلوت يا كرير (Carrier or Pilot Wire Receive Relay) چيست؟
416 ـ روش هاي درجه بندي زماني رله ديستانس را بنويسيد.
417 ـ منحني زماني رله ديستانس معرف چيست؟ توضيح دهيد.
418 ـ انواع رله هاي شروع كننده را نام ببريد و توضيح دهيد به چه منظوري استفاده مي شود؟
419 ـ آيا لزومي دارد كه رله ديستانس جهتي باشد؟
420 ـ چرا واحدهاي راه انداز در رله هاي ديستانس تعبيه شده اند؟
421 ـ كد استاندارد ANSI رله هاي ديستانس و ديفرانسيل ترانسفورماتور كه در دستورالعمل هاي ثابت بهره برداري ذكر شده، چيست؟
422 ـ نقش امواج كرير در حفاظت را شرح دهيد.
423 ـ بدست آوردن جريان يا ولتاژ اوليه از روي ستينگهاي رله چگونه است؟
424 ـ منظور از Power Swing Blocking چيست و چگونه عمل مي كند؟
425 ـ مقاومت شبكه ارتينگ كه براي حفاظت به كار مي رود بايستي چه مقدار باشد؟
426 ـ دو مورد از حفاظت هاي مكانيكي ترانسفورماتور را نام ببريد.
427 ـ حفاظت اصلي ترانسفورماتور قدرت كدام رله بوده و حفاظت هاي پشتيبان (BACK UP) آن را نام ببريد.
428 ـ خطاهاي خارجي تهديد كننده ترانسفورماتور را نام ببريد.
429 ـ عملكرد رله ديفرانسيل در چه مواردي است؟
430 ـ علل اينكه در حفاظت ترانسفورماتور، رله ديفرانسيل به كار مي بريم چيست؟
431 ـ محدوده عملكرد رله ديفرانسيل چقدر است؟
432 ـ رله ديفرانسيل چه مواقعي عمل مي كند و نحوه عملكرد آن چگونه است؟
433 ـ كدام رله براي حفاظت و بهره برداري از ترانسفورماتور پست هاي 63 كيلو ولت نياز حتمي مي باشد؟
434 ـ ترانسفورماتور تطبيق مخصوص كه براي رله ديفرانسيل به كار مي رود با نسبت تبديل 1:1 به چه منظوري استفاده مي گردد؟
435 ـ علت مجهز بودن رله هاي زمين به فيلتر در شبكه هاي فشار قوي چيست؟
436 ـ ترانسفورماتورهاي جريان مياني (C.T. INTERPOSE) را براي چه منظوري در مسير جريان C.Tهاي رله ديفرانسيل قرار مي دهند؟
437 ـ حفاظت ديفرانسيل ترانسفورماتور را به طور شماتيك رسم كنيد.
438 ـ واحد هارمونيك گير رله ديفرانسيل چه كاري انجام مي دهد؟
439 ـ علت استفاده از سيم پيچ نگهدارنده در رله ديفرانسيل چيست؟
440 ـ حفاظت ترانسفورماتور در مقابل گازهاي ناشي از انفجار داخل ترانسفورماتور، به عهده چه رله اي مي باشد؟
441 ـ رلة بوخلهتس به چه منظوري در ترانسفورماتورها تعبيه گرديده است؟
442 ـ رلة بوخلهتس در چند مرحله عمل ميكند؟
443 ـ پس از عملكرد رلة بوخهلتس شرايط وصل مجدد به چه صورت است؟
444 ـ پايداري رله ديفرانسيل (Stability) را مختصراٌ توضيح دهيد.
445 ـ اگر ترانسفورماتور قدرت را در حالتي كه تپ آن ماكزيمم مقدار را دارد، برقدار كنيم (فقط تحت تانسيون قرار دهيم)، احتمال عملكرد چه رلههايي وجود دارد؟ چرا؟
446 ـ حفاظت ترانسفورماتور را در مقابل اتصال بدنه توضيح دهيد.
447 ـ رله نوترال براي حفاظت چه مواردي است؟
448 ـ رله اتصال بدنه (Tank Protection) در چه مواقعي عمل ميكند و در چه صورت ميتوان ترانسفورماتور را مجدداٌ در مدار قرار داد؟
449 ـ رلة R.E.F، حفاظت چه محدودهاي را بر عهده دارد و چگونه عمل ميكند؟
450ـ برای حفاظت ترانسفورماتور در مقابل اضافه ولتاژهای ناشی از صاعقه و کلیدزنی از چه وسیلهای استفاده میگردد؟
451ـ برای حفاظت ترانسفورماتور در مقابل اضافه جریان از چه رلهای استفاده میشود؟
452ـ شاخکهای میلهای روی بوشینگهای ترانسفورماتور چه کاری را انجام میدهند؟
453ـ رله جریان زیاد (Over Current) و اتصال زمين (E/F) در طرف فشار قوي ترانسفورماتور چه نقشي دارند و چه زماني عمل ميكنند؟
454 ـ اگر رلههاي ارت فالت (E/F) فيدر خروجي و فيدر ترانس، به هنگام اتصال با زمين در هر يك از خروجيها، عمل نكنند چه تجهيزاتي در خطر هستند و كدام رله به صورت نجاتدهنده عمل ميكند؟
455 ـ حفاظت تپ چنجر ترانسفورماتور چه نام دارد و اگر عمل كند چه اتفاقي ميافتد؟
456 ـ رلة جریان زیاد زمانی، که به منظور حفاظت ترانسفورماتور به کار میرود معمولاٌ در چه جریانی تنظیم میشود؟
457ـ انواع رلههای حفاظتی جریانی را نام ببرید.
458ـ چه نوع حفاظتهایی باعث قطع توأم کلید 63 و 20 کیلو ولت ترانسفورماتور میشود؟
459ـ عملکرد رلههای کنترل درجه حرارت سیم پیچ و روغن را توضیح دهید.
460ـ در ترانسفورماتور سوپاپ اطمینان یا دریچه انفجار چیست؟
461ـ سیستم فایرفایتینگ نوع سرجی در ترانسفورماتور چگونه عمل میکند؟
462ـ وظیفة رلة جریان زیاد لحظهای را بیان کنید.
463ـ وظیفة رلة اتصال زمین لحظهای را بیان کنید.
464ـ وظیفة رلة جریان زیاد تأخیری را بیان کنید.
465ـ وظیفة رلة اتصال زمین حساس را بیان کنید.
466ـ وظیفة رلة ضریب قدرت را بیان کنید.
467ـ رلة اضافه ولتاژ چیست؟
468ـ وظیفة رلة فرمان قطع (Trip Relay) را بيان كنيد.
469ـ وظیفة ثابت نگه داشتن ولتاژ ثانویه ترانسفورماتورها از طریق کنترل تپ به عهدة چه رلهای میباشد؟
470ـ رلة کنترل کننده سطح روغن در ترانسفورماتور چیست؟
471ـ تفاوت رله ماکزیمم جریان جهتی با رلههای ماکزیمم جریان معمولی را شرح دهید.
472ـ نحوه عملکرد رله اضافه جریان را شرح دهید.
473ـ رلههای (Inverse Definite Minimum Time) I.D.M.T چه نوع رلههایی هستند؟
474ـ رلة اورکارنت (O/C) به کار رفته در شبکه از چه نوع رلههایی است و معمولاٌ اجازه عبور جریان را تا چه حدی میدهد؟
475ـ رله راهانداز اورکارنتی دقیقتر عمل میکند یا رلة راهانداز امپدانسی؟
476ـ آیا میتوان از رله اورکارنت به عنوان راهانداز رلة دیستانس استفاده نمود؟
477ـ در یک فیدر خروجی، اتصال کوتاهی رخ میدهد، آیا رلة R.E.F عمل ميكند؟
478ـ اشكال رله اوركارنت زمان ثابت در حفاظت فيدرها چيست؟
479ـ براي حفاظت فيدرهاي خروجي چه رلههايي به كار ميرود؟
480ـ تنظيم زمان عملكرد رلههاي اوركارنت فيدرهاي خروجي و باس كوپلر ورودي 20 و 63 كيلو ولت چگونه است؟
481ـ مزیت رلههای زمان معکوس (Inverse Time)در حفاظت فيدرها چيست؟
482ـ محل نصب رله جريان زياد تأخيري در كجاي خط ميتواند باشد؟
483ـ عامل ضربه كه موجب قطع بيدليل كليدها ميشود چيست؟
484ـ چند مورد از حفاظتهاي الكتريكي ترانسفورماتور را نام ببريد.
485ـ يك فيدر با رلة بار زياد (Over Load) محافظت شده است و اتصال كوتاه شديدي رخ ميدهد و جريان شديدي از فيدر ميگذرد، آيا اين رله قادر به قطع فيدر خواهد بود؟ چرا؟
486ـ در يك رله اور لود، زمان تأخير در قطع به چه چيزي بستگي دارد؟
487ـ آيا يك رله اوركارنت ميتواند به جاي يك رله اورلود نيز عمل كند؟ چرا؟
488ـ سيستم زمين را تعريف و روشهاي ايجاد آن را نام ببريد.
489ـ چرا براي تغذيه رلهها و حفاظت، از ولتاژ DC استفاده ميكنند؟
490ـ حفاظت براي باتري هاي 110 ولت DC را نام ببريد.
491ـ آلارم هاي 63 و 20 كيلو ولت Inter Trip چه مفهومي دارد؟
492ـ براي حفاظت تغذيه 220 ولت AC چه حفاظتهايي وجود دارد؟
493ـ علت قطع شدن AC و آمدن آلارم مربوطه در پستها چه ميتواند باشد؟
494ـ چرا عيب فيوز (Fuse Failure) بعد از ظاهر شدن پاك نميشود؟
495ـ روشن شدن انديكاتور Discrepancy (تفاوت ـ عدم هماهنگ بودن) مربوط به ديژنكتورها و سكسيونرهاي روي تابلو فرمان چه معني ميدهد؟
496ـ برقگير چيست؟
497ـ برقگير در پستهاي فشار قوي كجا نصب ميگردد؟
498ـ حفاظت پست در مقابل برخورد مستقيم صاعقه چگونه انجام ميشود؟
499ـ آيا برقگيرهاي غير خطي در حالت طبيعي جريان ضعيف حدود ميلي آمپر را به زمين انتقال ميدهند؟
500ـ حداقل ولتاژ برقگير در شبكه زمين شده، چه مقدار است؟
501ـ انواع برقگير را نام ببريد؟
502ـ دستگاه تطبيق امپدانس شامل چه تجهيزاتي ميباشد؟
503ـ P.L.C را به طور خلاصه شرح دهيد.
504ـ اجزاء اصلي سيستم P.L.C را نام ببريد.
505ـ روشهاي مختلف اتصال سيستم P.L.C به خطوط را نام ببريد.
506ـ موارد كاربرد P.L.C را به طور خلاصه شرح دهيد.
507ـ سيستم اسكادا (Scada) چيست؟
508ـ مزاياي سيستم اسكادا را نام ببريد.
509ـ منظور از نقاط آنالوگ (Analoge) چيست؟
510ـ منظور از نقاط Status چيست؟
511ـ يك سيستم اسكادا بطور كلي از چند بخش تشكيل شده است؟
512ـ R.T.U چيست؟
513ـ معمولاٌ در يك سيستم اسكادا، كنترل چه نقاطي از يك پست فوق توزيع مورد نياز است و در سيستم اطلاعات آن نمايش داده ميشود؟
514ـ در يك سيستم اسكادا چه وضعيتهايي معمولاٌ نمايش داده ميشود؟
515ـ در يك سيستم اسكادا معمولاٌ چه مقاديري نمايش داده ميشود؟
516ـ مودم (Modem) چيست؟
517ـ مفهوم Redundancy در سيستمهاي اسكادا به چه معني است؟
518ـ سلسله مراتب مراكز ديسپاچينگ در سطح شبكه برق ايران چگونه است؟
519ـ در سطح شركت برق منطقه اي تهران چند مركز ديسپاچينگ فوق توزيع دارد؟
520ـ شبكه كامپيوتري هر يك از مراكز ديسپاچينگ فوق توزيع شامل چه تجهيزاتي است؟
521ـ نرمافزارهاي مراكز ديسپاچينگ فوق توزيع از چه نوعي هستند؟
522ـ در سيستمهاي اسكادا تفاوت Event با Alarm چيست؟
523ـ نحوة ارتباط مركز اصلي ديسپاچينگ فوق توزيع با مراكز فرعي ديسپاچينگ فوق توزيع چگونه است؟
524ـ عملكرد پايانه دوردست در سيستم اسكادا (Scada) را تعريف كنيد.
525ـ ارتباط پايانه با مركز كنترل و يا سيستم چگونه است؟
526ـ از تابلو مارشالينگ راك (Marshaling Rack) به چه منظوري استفاده ميگردد؟
527ـ سختافزار پايانه داراي چند قسمت اصلي است؟
528ـ محيط انتقال جهت تبادل اطلاعات بين پايانه و مركز چند نوع ميباشد نام ببريد.
529ـ انواع دادههاي قابل پردازش در پايانه دوردست را بيان كنيد.
530ـ فيبر نوري چيست و از چه قسمتهايي تشكيل شده است؟
531ـ هدف از به كارگيري شبكه فيبر نوري در برق تهران چيست؟
532ـ روش انجام تست نقطه به نقطه را شرح دهيد.
533ـ سيستم راديوترانك چيست؟
534ـ مزاياي سيستم راديوترانك چيست؟
535ـ عدم تداخل و امنيت ارتباطي در سيستم راديوترانك چگونه ايجاد ميشود؟
235ـ نصب خازنهاي پر قدرت در پستهاي فشار قوي به منظور جبران كردن (كمپانزه نمودن) بار راكتيو شبكه ميباشد چون خاصيت سلفي شبكه انتقال در مواقع بارگيري از خاصيت خازني آن به مراتب زيادتر است و مصرف برق در شبكههاي توزيع هميشه با پس افت جريان از ولتاژ و مصرف مگاوار اندوكتيو توأم است، لذا در تمام مواقع بارگيري، بخشي از انرژي به صورت مگاوار اندوكتيو از چرخه مصرف خارج ميشود و جريان خطوط انتقال به دليل فوق بالا ميرود كه منجر به افت ولتاژ ميگردد.
نصب خازنهاي با قدرت زياد قسمت اعظم اين مگاوار اندوكتيو را جبران ميكند كه نتيجتاً به دليل پايين آمدن جريان، افت ولتاژ به ميزان زياد جبران ميگردد.
236ـ خازنهاي سري و موازي
1ـ خازنهاي سري كه براي پايداري شبكه به كار ميروند.
2ـ خازنهاي موازي كه براي كنترل ولتاژ در شبكه به كار ميرود.
237ـ به صورت ستاره دوبل
238ـ براي خروج سرسيمهاي ترانسفورماتور از داخل تانك و اتصال آنها به تجهيزات و عايق نمودن آنها از بدنه ترانسفورماتور از بوشينگ استفاده ميكنند.
239ـ مقرهها وسايلي هستند كه هادي الكتريكي تحت ولتاژ را از يكديگر و نسبت به زمين عايق و جدا ميكنند.
240ـ الف) با استفاده از ميگر مشخص ميشود كه قسمتهايي كه عايق شدهاند با زمين تماس دارند يا خير كه در صورت تماس با زمين دستگاه مقدار صفر را نشان خواهد داد.
ب) مشخص كردن اين كه قسمتهاي عايق جذب رطوبت كردهاند كه در اين حالت دستگاه مقدار كمتر از حد نرمال را نشان خواهد داد.
241ـ معمولاً بايد نسبت تبديل C.Tها يا P.Tها يا ميترينگهاي مربوطه مطابقت داشته باشد (برابر باشد) در اثر افزايش جريان فيدرها مسأله تعويض C.Tها الزامي است. به علت نبودن و صرفهجويي در تعويض ميترينگهاي مربوطه مقدار خوانده شده را در عددي به شرح زير ضرب ميكنند. مثال:
CTR = 100/5 (قبلي)
CTR = 200/5 (جديد)
ملاحظه ميشود كه مقدار جريان عبوري از اوليه دو برابر مقدار خوانده شده در آمپرمتر است لذا مقدار خوانده شده را در عدد 2 ضرب ميكنيم.
242ـ ترانسفورماتور جريان و ولتاژ
243ـ از دستگاهي به نام ميگر استفاده ميكنند.
244ـ الف) آوومتر باتري نداشته باشد.
ب) فيوزش سوخته باشد.
245ـ در پستهاي فشار قوي و متوسط، سه گونه ثبات استفاده ميشود.
1ـ ثبات حادثه كه به آن Event Recorder يا ثبات وقايع اتلاق ميشود.
2ـ ثبات شكل موج (جريان و ولتاژ) كه به آن Fault Recorder يا اسيلوگراف گفته ميشود.
3ـ ثبات فاصله نقطه اتصالي تا پست كه Fault Locator ناميده ميشود.
توضيح آنكه Event Recorder فقط شروع و خاتمه يك حادثه را ثبت ميكند (به لحاظ زماني و دستگاهي كه عمل كرده است)؛ نظير باز شدن بريكر وز مان باز شدن آن و يا نوع رله عمل كرده و زمان عمل آن. ولي Fault Recorder، شكل موج جريان (براي سه فاز يا هر يك از فازهاي مورد نظر تنظيم گذار) و يا ولتاژ را ثبت ميكند و در جهت بررسي مقدار و چگونگي حادثه و شدت آن مورد استفاده قرار ميگيرد. از شكل موجهاي ثبت شده توسط اسيلوگرافهاي جديد، حتي ميتوان هارمونيكهاي موجود در مدار را كه در جريان اتصال كوتاه توليد شدهاند، استخراج نمود. اين گونه اسيلوگرافها در رلههاي جديد بصورت همراه وجود داشته و حافظه ثبت اطلاعات در اين وسايل به گونهاي است كه ميتواند صدها حادثه را جهت مطالعات بعدي نگهداري نمايد.
دستگاه Fault Locator در گذشته به صورت يك دستگاه بزرگ (مشابه رله ديستانس) و جداگانه به همراه رلههاي ديستانس نصب و بكار برده ميشد. اما در حال حاضر، قسمتي از هر رله ديستانس محسوب شده و فاصله نقطة اتصالي تا پست را به دقت ثبت ميكند.
246ـ بعد از يادداشت و ريست آلارمهاي ظاهر شده روي تابلو فرمان، با مراجعه به كنار اسيلوگراف، پوش باتون واقع روي درب اسيلوگراف را فشار داده تا خود دستگاه از نظر مكانيكي و الكتريكي به صورت نرمال درآيد. سپس كاغذ عمل كرده به آرامي به طرف پايين كشيده شود تا قسمت سفيدي كاغذ كاملاً ظاهر شود. بعد يك دست روي كاغذ گذاشته با دست ديگر كاغذ عمل شده را جدا مينماييم. اين كار را طوري انجام ميدهيم كه كاغذ موجود روي اسيلوگراف از جاي خود منحرف و يا كج نشود. انجام اين عمل توسط خطكش يا مشابه آن كيفيت برش كاغذ را بهتر خواهد نمود. در ضمن سعي شود انتهاي كاغذ موجود روي اسيلوگراف صاف بريده شده و پيچشي به طرف داخل نداشته باشد. بعد از جدا نمودن كاغذ، روي آن تاريخ و ساعت عملكرد را به طور دقيق يادداشت نموده و نيز جهت فلش و نام فيدر مربوطه فراموش نشود و سپس جهت ارسال آن براي بررسي روي اتفاقات شبكه يا مسأله مربوط به انتقال قدرت (براي مواقع ضروري) به صورت آماده نگهداري شود.
247ـ سنكرون چك براي مقايسه اختلاف ولتاژ و اختلاف فاز دو قسمت كه بايد پارالل گردند بكار ميرود تا از سنكرون بودن دو قسمت اطمينان حاصل گردد.
248ـ ضريب كنتور عبارتست از:
C.T.R: نسبت تبديل ترانسفورماتور جريان
C.T.Rc: نسبت تبديل ترانسفورماتور جريان كنتور = ضريب كنتور
C.T.R: نسبت تبديل ترانسفورماتور ولتاژ
C.T.Rc: نسبت تبديل ترانسفورماتور ولتاژ كنتور
N: ضريب ثبت شده روي كنتور
249ـ اگر نسبت تبديل ترانسفورماتور جريان 1200/5 و جريان كنتور 400/5 باشد و ولتاژ تغذيه كنتور 20000/110 و P.T هم 20000/110 باشد و ورودي كنتور 1000 نوشته شود پس مقدار ضريب كنتور برابر است با:
250ـ دو نوع ولتاژ DC موجود است:
1ـ 47V DC براي سيستمهاي مخابراتي (P.L.C، دازا و…) و سيستمهاي هشدار دهنده
2ـ 110V DC و 127V DC براي رلهها
2151ـ 1ـ براي تغذيه رلههاي حفاظتي:
الف) بويين عمل كننده ب) فرمانهاي آلارم و تريپ صادر شده
2ـ بويين قطع و وصل ديژنكتورها
3ـ سيستم آلارم
4ـ روشنايي اضطراري
5ـ سيستمهاي مخابراتي
252ـ به منظور شارژ باتريها و در صورت قطع باتريها، تأمين كننده مدار DC نيز ميباشد.
253ـ كلية باتريهاي مورد نياز جهت تأمين مصارف DC پست در يك اتاق مجزاي ضد اسيد به نام اتاق باتري يا باتريخانه نصب ميگردند.
254ـ باتريها بر اساس سطح ولتاژ به يكديگر به صورت سري بسته ميشوند و ترمينال آنها پس از اتصال به جعبة فيوز به صورت موازي به شارژر كه در خارج از اتاق باتري (معمولاًاتاق رله) قرار دارد، متصل ميگردند.
255ـ به عنوان يك منبع تغذيه برق DC قابل حمل و نقل ميباشد.
ـ باتريها قادرند مقادير زيادي برق DC در مدت زمان كوتاهي تأمين نمايند و در مدت معين و طولاني با جريان نسبتاً كمي شارژ گردند.
ـ باتريها به عنوان برق DC اضطراري يك منبع تغذيه قابل اطمينان ميباشند كه ميتوانند بعد از قطع برق شبكه بلافاصله مورد استفاده قرار گيرند.
ـ براي تأمين ولتاژ DC و تغذيه مدارهاي فرمان تابلوها و كليدهاي قدرت، در پستها و نيروگاهها استفاده ميگردد.
ـ استفاده از مبدلهاي DC/AC در كامپيوترها
256ـ آمپر ساعت و ولتاژ و منحني شارژ و دشارژ
257ـ الف) توجه به سيستم تهويه و گرمايشي اتاق باتري؛
ب) گريسكاري كنتاكتهاي باتري جهت جلوگيري از اكسيده شدن آنها؛
ج) نظارت بر سطح محلول داخلي باتري و تأمين آن با توجه به غلظت مجاز؛
د) كنترل آمپر شارژر؛
هـ) انجام تست ولتاژي سلولها.
258ـ موارد كنترل و بازديد باتريخانه پستها عبارتند از:
1ـ كنترل ولتاژ باتريها 110 ولت و 48 ولت كه نبايستي با اين مقادير اختلاف چنداني داشته باشد البته ولتاژ باتريها بستگي به نوع شارژ و باتريها و تنظيمات شارژر دارد. 2ـ آب باتري هيمشه بايد در حد نرمال نگهداري شود. 3ـ آمپر شارژ باتريها نبايستي از حدود نرمال تجاوز كند (حدود پنج آمپر) توضيح اين كه آمپر شارژر تقريباً ثابت است و وقتي كه باتريها سالماند آمپر شارژر عدد كم و ثابت ميباشد. 4ـ غلظت باتري براي باتريهاي بازي و اسيدي تقريباً 24/1 ميباشد كه در هنگام شارژ كامل سنجيده ميشود. 5ـ تميز نگهداشتن كنتاكتهاي باتريها. زيرا به مرور زمان در اثر فعل و انفعالات شيميايي داخل باتري و تغيير جهت جريان در شارژ و دشارژ، كنتاكتهاي مثبت اغلب اكسيده ميشوند.
259ـ وقتي كه شارژر در حالت اتومات قرار گرفته و كليد تغذيه باتريها وصل شود، ابتدا شارژ بالايي ميكشد ولي به تدريج، جريان شارژ كاهش يافته و به حدي ميرسد كه ميبايد شارژ باتريها قطع گردد. لذا با تنظيمي كه روي آمپر متر قرار اده شده، كليد خروجي شارژر (به طرف باتريها) قطع ميشود. مدتي بعد كه باتريها دشارژ شده و ولتاژ باتريها افت پيدا ميكند (به حد تنظيمي پايين ميرسد). با فرماني كه از طرف رلة ولتمتريك داده ميشود، كليد خروجي شارژر (به طرف باتريها) مجدداً وصل ميگردد. بديهي است كه براي پرهيز از تكرار بيهوده اين قطع و وصلها، وجود يك تايمر ضروري است تا تأخير لازم براي اين قطع و وصلها فراهم شود.
260ـ واحد سنجش قدرت باتري آمپر ساعت (AH) نام دارد و مفهوم آن اين است كه اگر از باتري شارژ شده در زمان T ساعت شدن جريان ثابت بكشيم حداكثر ميتوانيم به اندازه آمپر از باتري جريان بكشيم و دراين حالت باتري دشارژ شده و ولتاژ آن به حدي افت ميكند كه براي جلوگيري از خراب نشدن حتماً بايد مجدداً شارژ شود. مثلاً اگر آمپر ساعت باتري 75 باشد و بخواهيم به مدت 10 ساعت از آن بار بكشيم حداكثر ميتوانيم از باتري استفاده نماييم، البته هرگز نبايد باتري را تا اين حد دشارژ نمود.
261ـ الكتروليت باتريهاي موجود پستها دو نوع است: 1ـ بازي 2ـ اسيدي
تركيب اصلي باتريهاي اسيدي، اسيد سولفوريك رقيق شده است كه غلظت آن در شارژ كامل 24/1 و تركيب باتريهاي قليايي، هيدركسيد پتاسيم با غلظت 14/1 در شارژ كامل و دماي است.
262ـ براي تغذيه مصارف AC پست از ترانسفورماتور تغذيه داخلي استفاده ميكنند و موارد استفاده آن در روشنايي، تغذيه هيترها، شارژر، موتورهاي ديژنكتور، تپ چنجر ترانسفورماتورها و رلههاي حفاظتي را ميتوان نام برد.
263ـ در مواقع ضروري كه ولتاژ 380 ولت AC پست، به عللي قطع گردد و نظر به اهميت تغذيه داخلي پست و تأمين مصارف ضروري برخي تجهيزات پست از قبيل تغذيه شارژرها. پمپ هيدروليكي ديژنكتورها، سيستمهاي خنك كنده (فن و پمپ) ترانسفورماتورهاي قدرت، تغذيه موتور تپ چنجر و روشنايي اضطراري، از ديزل ژنراتور استفاده ميشود.
264ـ لاين تراپ (Line Trap) يا تله موج دستگاهي است متشكل از سلف و خازن موازي، كه به منظور جلوگيري از ورود امواج فركانس بالا كه توسط دستگاه پيالسي روي خطوط فشار قوي تزريق ميشود به كار ميرود و از آنجايي كه اين دستگاه در مسير خط قرار ميگيرد ميبايد قدرت تحمل جريان خط در شرايط عادي و موقع اتصال كوتاه را دارا باشد. كلاً ميتوان گفت كه لاين تراپ در اصل يك فيلتر است.
265ـ محل قرار گرفتن لاين تراپ به طور سري بعد از برقگير و C.V.T يا كوپلينگ كاپاسيتور و به طرف پست است كه بر روي يك يا دو يا سه فاز قرار ميگيرد.
266ـ 1ـ بيسيم
2ـ تلفن شهري (ثابت ـ سيار)
3ـ تلفن P.L.C
4ـ تلفن D.T.S
5ـ تلفن ماهوارهاي
267ـ Name Plate عبارت است از پلاك مشخصه تجهيزات كه اطلاعاتي از نظر نحوة عملكرد و ساختمان داخلي آن و همچنين شماره سريال، تيپ يا كارخانه سازنده و ولتاژهايي كه با آن تست گرديده روي دستگاه نصب ميگردد.
فصل سوم
تجهيزات پست
Substation Equipments
ترانسفورماتور و تپ چنجر Transformer and Tap Changer
بريكر (ديژنكتور) Circuit Breaker
سكسيونر Disconnecting Switch
خازن و راكتور Capacitor and Reactor
اندازهگيري و دستگاههاي آن Measurment and Related Equipments
تغذيه داخلي AC و DC و شارژ باتري
AC and DC Aux. Supply and Battery Charger
سيستمهاي مخابراتي (P.L.C، بيسيم، تله موج و…)
Communication Systems (P.L.C, Wireless, Line trap, …)
140ـ چرا استفاده از پستهاي فشار قوي ضروري است؟
141ـ انواع پستها از نظر وظيفهاي كه در شبكه بر عهده دارند كدامند؟
142ـ انواع پستها از نظر محل استقرار تجهيزات كدامند؟
143ـ انواع پستها از نظر سيستم عايقبندي كدامند؟
144ـ تجهيزات مهم و عمده يك پست فشار قوي را نام ببريد.
145ـ پستهاي Gas Insulated Switchgear از كدام ايستگاهها به شمار ميروند؟
146ـ مشخصات الكتريكي گاز SF6 را نام ببريد.
147ـ مزاياي پستهاي G.I.S را نام ببريد.
148ـ فشا رگاز SF6 در محفظه يك فيدر در پستهاي G.I.S چقدر است؟
149ـ نكات ايمني كه در كار با گاز SF6 بايد رعايت شوند كدامند؟
150ـ طبق استاندارد مقدار مجاز نشت گاز براي تجهيزات گازي چقدر است؟
151ـ تجهيزات عمده يك بي خط هوايي را در پستهاي فوق توزيع نام ببريد.
152ـ تجهيزات عمدة يك بي ترانسفورماتور را در پستهاي فوق توزيع نام ببريد.
153ـ انواع شينهبندي را نام ببريد.
154ـ شماي اتصالي شينه يك و نيم كليدي را رسم نموده و علت اين نامگذاري را توضيح دهيد.
155ـ پستهاي فيدر ترانس را تعريف كنيد.
156ـ پستهاي فيدر، ديژنكتور، ترانس را تعريف كنيد.
157ـ چه عواملي درانتخاب و آرايش باسبار پستها مطرح است؟
158ـ از تجهيزاتي كه به عنوان كنترل ولتاژ در پستها به كار ميرود، سه نمونه نام ببريد.
159ـ منظور از سوئيچگير چيست؟
160ـ ترانسفورماتور را تعريف نماييد و به چه منظوري از ترانسفورماتورهاي قدرت در شبكه انتقال نيرو استفاده ميشود؟
161ـ اطلاعات فني ترانسفورماتورهاي قدرت را نام ببريد.
162ـ متعلقات ترانسفورماتور را نام ببريد.
163ـ چرا قدرت ترانسفورماتورها بر حسب قدرت ظاهري بيان ميگردد؟
164ـ فرمول اساسي ترانسفورماتور ايدهآل را بنويسيد.
165ـ آيا اصولاً ترانسفورماتورهاي بزرگ و كوچك قدرت، با هم فرقي دارند؟
166ـ تلفات در ترانسفورماتور را نام ببريد.
167ـ تلفات بيباري در ترانسفورماتور شامل چه تلفاتي است؟
168ـ مشخصات يك ترانسفورماتور چگونه مشخص ميشود؟
169ـ امپدانس درصدي كه روي پلاك ترانسفورماتورها ثبت شده به چه منظوري است؟
170ـ در چه صورت ترانسفورماتور قدرت، درصد بيشتري از توان خود را به وار (Var) اختصاص ميدهد؟
171ـ يكي از عوامل مهمي كه بر طول عمر عايق ترانسفورماتورها اثر مستقيم دارد را نام ببريد؟
172ـ نسبت تبديل ترانسفورماتوري كه طرف اولية آن 20 كيلو ولت و طرف ثانويه آن 400 ولت باشد چقدر است؟
173ـ گروهبندي (برداري) ترانسفورماتور يعني چه؟
174ـ ترانسفورماتورهاي قدرت در پستهاي 63 كيلو ولت چه گروهبرداري دارند؟
175ـ اگر گروهبندي ترانسفورماتورها در حال پارالل با هم اختلاف داشته باشند، باعث چه ميگردد؟
176ـ شرايط موازي بستن ترانسفورماتورهاي قدرت سه فاز را نام ببريد.
177ـ عكسالعمل سيستمهاي حفاظتي ترانسفورماتور در مقابل افزايش درجه حرارت آن، در چند مرحله صورت ميگيرد، نام ببريد؟
178ـ نقش فنهاي ترانسفورماتور قدرت از لحاظ بهرهبرداري چيست؟
179ـ رادياتورها به چه منظوري در ترانسفورماتور تعبيه شدهاند؟
180ـ انواع متداول سيستمهاي خنك كننده را با علامت اختصاري نام ببريد.
181ـ سيستم OF-AF يعني چه؟
182ـ سيستم ON-AN و ON-AF در ترانسفورماتور قدرت چيست؟
183ـ با چند روش ميتوان روغن ترانسفورماتور قدرت را خنك كرد؟
184ـ يك ترانسفورماتور با اتصال را رسم نموده و رابطة نسبت تبديل و رابطة ولتاژ و جريان فازي را با ولتاژ و جريان خط بيان نماييد.
185ـ اتصال الكتريكي يك ترانسفورماتور Z/Y را رسم نماييد.
186ـ تپ چنجر چيست؟
187ـ دليل نصب سيستم تپ چنجر در سمت فشار قوي ترانسفورماتورهاي قدرت را بيان كنيد.
188ـ فرق تپ چنجر On Load و Off Load چيست؟
189ـ دايورتر سوئيچ تپ چنجر چيست و چه وظيفهاي را انجام ميدهد؟
190ـ دايورتر سوئيچ تپ چنجر در كجا قرار دارد؟
191ـ در نگهداري تپ چنجر به چه مواردي بايد توجه نمود؟
192ـ كنترل و بازرسي دايورتر سوئيچ ترانسفورماتورها بعد از چند بار عملكرد بايستي انجام پذيرد؟
193ـ روغن تپ چنجر زودتر بايد عوض شود يا روغن ترانسفورماتور و چرا؟
194ـ آيا محفظه روغن ترانسفورماتور و محفظه روغن تپ چنجر يكي است؟
195ـ كنسرواتور در كدام قسمت و براي چه منظوري نصب شده است؟
196ـ واحد سنجش P.P.M در روغن ترانسفورماتور چيست؟
197ـ تغيير سطح روغن در ترانسفورماتورها در اثر چه عاملي ايجاد ميشود؟
198ـ در اثر تجزيه روغن ترانسفورماتور، چه گازهايي توليد ميشود؟
200ـ سيستم مونيتورينگ هيدران (Hydran)، چه نوع سيستمي است؟
201ـ فوائد استفاده از سيستم هيدران (Hydran) در پستهاي انتقال نيرو چيست؟
202ـ نقش سيليكاژل در نگهداري روغن ترانسفورماتور چيست؟
203ـ با چند درصد تغيير رنگ سيليكاژل نياز به تعويض آن ميباشد؟
204ـ موارد تشخيص عيب ترانسفورماتور را از روي خواص اوليه گاز توليد شده در رله بوخهلتس شرح دهيد.
205ـ ترانسفورماتور زمين را در كدام طرف ترانسفورماتور قدرت به كار ميبرند؟
206ـ ترانسفورماتور نوترال در طرف 20 كيلوولت براي چه منظوري به كار ميرود؟
207ـ امپدانس صفر ترانسفورماتور نوترال چه معنايي دارد؟
208ـ به چه علت ترانسفورماتور نوترال (G.T) به شكل زيگزاگ انتخاب شده است؟
209ـ چرا در صورت موجود بودن دو ترانسفورماتور تغذيه داخلي هرگز آنها را پارالل نميكنند؟
210ـ چرا نقطه مركز ستاره ترانسفورماتورهاي اصلي را در شبكههاي انتقال 230 كيلو ولت، زمين ميكنند؟
211ـ دليل استفاده از تانك رزيستانس را توضيح دهيد.
212ـ جنس محلول داخل تانك رزيستانس و خاصيت آن را بيان كنيد.
213ـ ارتباط تانك رزيستانس با تجهيزات پست به چه شكلي است؟
214ـ كليد قدرت (بريكر) را تعريف نموده و مشخصات اصلي آن را نام ببريد.
215ـ انواع مكانيزمهاي عمل كننده بريكر در شبكه برق ايران را نام ببريد.
216ـ انواع متداول بريكر از نقطه نظر مكانيزم قطع جريان و خاموش كردن قوس الكتريكي (در محفظه قطع و وصل) را نام ببريد.
217ـ كمبود گاز SF6 ديژنكتورهاي گازي از چه لحاظ اهميت دارد؟
218ـ اجزاء اصلي يك كليد قدرت را نام ببريد.
219ـ علت وجود هيتر در سلول ديژنكتور 20 كيلو ولت چيست؟
220ـ براي تعيين مقاومت عايقي ديژينكتور چه آزمايي بر روي آن انجام ميشود؟
221ـ براي اندازهگيري زمان قطع و وصل بريكر چه آزمايشي روي آن انجام ميشود؟
222ـ براي انتخاب كليد قدرت به چه نكاتي بايد توجه داشت؟
223ـ ديژنكتور تحت چه شرايطي مدار را قطع ميكند؟
224ـ برش جريان در بريكرها را تعريف نموده و توضيح دهيد كه در شبكه، برش جريان باعث ايجاد چه عاملي ميشود؟
225ـ سكسيونر چيست؟ كاربرد آن در تجهيزات فشار قوي به چه منظور است؟
226ـ مشخصات سكسيونر به چه عواملي بستگي دارد؟
227ـ انواع سكسيونر را نام ببريد.
228ـ انتخاب سكسيونر از لحاظ نوع و مشخصات چگونه است؟ توضيح دهيد.
229ـ مفهوم سكسيونر شانتاژ يا بايپس (by-pass) چيست و به چه منظوري به كار ميرود؟
230ـ سكسيونر (غيرفعال قطع زير بار) را در چه حالتهايي ميتوان باز و بسته نمود؟
231ـ اينترلاك سكسيونر چه مفهومي دارد؟ شرح دهيد.
232ـ راكتورها و خازنها در پستها به چه منظوري تعبيه شدهاند؟
233ـ چه زماني نصب راكتور در يك پست لازم است؟
234ـ خازن را تعريف كنيد. عوامل مؤثر در ظرفيت يك خازن و واحد اندازهگيري آن را نام ببريد.
235ـ نصب خازنهاي با قدرت زياد در پستهاي فوق توزيع به چه منظوري است؟
236ـ انواع خازنها از نظر قرار گرفتن در مدار و همچنين كاربرد آنها كدامند؟
237ـ خازنهاي پست فشار قوي را معمولاً به چه شيوهاي ميبندند؟
238ـ بوشينگ چيست؟
239ـ مقره چيست و به چه منظوري به كار ميرود؟
240ـ هدف از ميگر زدن چيست؟
241ـ علت پيدايش ضريب براي خواندن آمپرمترها و ساير دستگاههاي اندازهگيري چيست؟
242ـ ترانسفورماتورهاي اندازهگيري در پست را نام ببريد.
243ـ براي اندازهگيري مقاومت عايقي بوشينگهاي ترانسفورماتور از چه دستگاهي استفاده ميكنند؟
244ـ چه عللي باعث ميشود كه يك آوومتر مقدار آمپر و ولت را نشان ميدهد ولي مقدار اهم را نشان نميدهد؟
245ـ دستگاههاي ثبات موجود در پستها را نام برده و كار آنها را شرح دهيد.
246ـ اقدام لازم بعد از عملكرد اسيلوگراف چيست؟
247ـ دستگاه سنكرون چك بر چه اساسي كار ميكند؟
248ـ ضريب كنتور چيست؟
249ـ ضريب كنتور چگونه محاسبه ميشود؟
250ـ چند نوع ولتاژ DC در پستها وجود دارد و هر كدام در چه مواردي كاربرد دارد؟
251ـ موارد استفاده از ولتاژ DC را در پست نام ببريد.
252ـ شارژر در پستها به چه منظوري نصب شده است؟
253ـ محل نصب باتريهاي پست در كجا ميباشد؟
254ـ نحوة اتصال باتريها به هم و به شارژ چگونه است؟
255ـ موارد كاربرد باتريها را نام ببريد.
256ـ در انتخاب باتري چه مشخصاتي را بايد درنظر گرفت؟
257ـ نحوه نگهداري بهتر از باتريها چيست؟
258ـ موارد بازديد و كنترل باتري كدامند؟
259ـ وقتي شارژر در وضعيت اتوماتيك است شارژ باتريها با چه مكانيزمي صورت ميگيرد؟
260ـ واحد سنجش قدرت باتري را نام برده و مفهوم آن را با ذكر مثال شرح دهيد.
261ـ انواع الكتروليت را با ذكر تركيبات اصلي آن بيان نماييد.
262ـ چرا در پستهاي فوق توزيع و انتقال احتياج به ترانسفورماتور تغذيه داخلي است؟ ضمناً موارد استفاده از آن را نام ببريد.
263ـ ديزل ژنراتور به چه منظوري در پست استفاده ميگردد؟
264ـ لاين تراپ چيست و به چه منظوري به كار ميرود؟
265ـ محل قرار گرفتن لاين تراپ در پستهاي فوق توزيع و انتقال نيرو چگونه است؟
266ـ ارتباط اپراتور پستهاي فوق توزيع و انتقال، با مراكز كنترل به چند طريق امكانپذير ميباشد؟ نام ببريد.
267ـ Name Plate چيست؟

